در هیچ دینی به اندازه اسلام به مقوله پرهیز از زیادهروی و اعتدال ورزیدن اشاره نشده است. اسراف مراتبی دارد گاهی مختص خوردن یا آشامیدن و گاهی ضایع کردن است. حال این ضایع کردن را ما در رابطه با نعمات معنوی و مادی با هم داریم، حتی استفاده نادرست از امکانات معنوی میتواند ظلم به حساب بیاید و در واقع به بحث اسراف اختصاص پیدا کند جوان آنلاین: بارها و بارها در متن قرآن، احادیث و روایات به مضرات اسراف و اثرات سوء نادیدهگرفتن آن در زندگی افراد اشاره شده است، اما نگاهی گذرا به جامعه ثابت میکند تا چه اندازه به این توصیههای تأثیرگذار و مثبت بیتفاوت بودهایم که امروز صراحتاً در بسیاری از موارد به خاطر بیتوجهی به ضررهایی که اسراف میتواند به زندگی تک تکمان بزند کاسه چه کنم، چه کنم دست گرفتهایم. کمبود آب و قطعیهای مکرر در تابستان نمونه واضحی در این راستاست؛ آب و برقی که لازمه زندگی امروز است، اما بیتوجهی به نحوه استفاده آن کار را به جیرهبندی رساند؛ جیرهبندیای که صد البته صدای بسیاری را هم درآورد، اما کافی است کمی منصفانه به داستان نگاه کنیم که دریابیم از ماست که برماست. باورش سخت نیست. وقتی نتوانستهایم درست مصرف کردن را در لابهلای باورهای خود جای داده و آن را به فرزندان خود آموزش دهیم، باید با جیرهبندیهایی مواجه شویم که بیتردید بارها تکتکمان را به چالش کشیده است، اما آیا مشکل از جیرهبندیهاست یا نوع نگاهی که باعث شده کار به اینجا کشیده شود؟ در گفتوگو با الهام مرزانی، مدرس حوزههای علمیه خواهران با نگاه به آموزههای دینی به موضوع اسراف و صرفهجویی پرداختهایم.
تأکید مکرر اسلام بر پرهیز از اسراف
مرزانی میگوید: «به جرئت میشود گفت در هیچ مذهبی به اندازه دین اسلام به مقوله پرهیز از زیادهروی و اعتدال ورزیدن اشاره نشده است. اسراف مراتبی دارد گاهی مختص خوردن یا آشامیدن و گاهی ضایع کردن است. حال این ضایع کردن را ما در رابطه با نعمات معنوی و مادی با هم داریم، حتی استفاده نادرست از امکانات معنوی میتواند ظلم به حساب بیاید و در واقع به بحث اسراف اختصاص پیدا کند، همچنین در قرآن کریم هم آمده که «ان المسرفین اصحاب النار»؛ مسرفین یاران آتش هستند، به این معنا که آنها برادران شیطان هستند. همانطور که شیطان در آتش جهنم جا دارد آن کسی که نمیداند چطور باید استفاده کند و دچار اسراف میشود هم از یاران آتش است و از همنشینان شیطان در آتش جهنم خواهد بود. در سوره غافر، آیه ۴۳ هم آمده است: خداوند آنها را به ذلالت و گمراهی میکشاند.»
این کارشناس دینی معتقد است که خداوند حتی اسراف در امور مباح را هم نمیپذیرد: «اسراف در لغت به معنای تجاوز، زیادهروی و تزویر است، یعنی استفاده از چیزی غیر از جای اصلی آن. شاید به همین دلیل است که اسراف حتی در امور مباح هم منع شده است. مثلاً کسی که زیاد میخوابد، زیاد میخورد و حتی کسی که زیاد حرف میزند، چه برسد به امور مادی که ما را درگیر خودش میکند.»
در حقیقت این مسئله نشان میدهد اسلام یک خط قرمز در این راستا دارد، یعنی همانطور که این کارشناس نیز به آن اشاره دارد، اگر میخواهید مورد قبول خداوند قرار بگیرید در همه زمینهها مانند اقتصاد، ثروت اندوزی و بهینه مصرف کردن دقت ویژهای داشته باشید: «اسلام نگاه ویژهای به اقتصاد دارد و ضرورت همسویی با مسیر اقتصاد سازنده و مثبت را برای همگان لازم میداند و میگوید هر کسی با مصرف زیاد، اسراف و تبذیر این حرکت رو به جلو در جامعه را مختل کند باید مورد توبیخ قرار بگیرد. خداوند متعال در آیات بسیاری به ضرورت اعتدال و صرفهجویی و پرهیز از زیادهروی تأکید داشته و این از مسائل مهمی است که مورد اهتمام اسلام نیز قرار گرفته است. با نگاهی به توصیههای دینی، متن قرآن و مرور احکام و احادیث میتوان به وضوح دریافت که اسلام توجه خاصی به پرهیز از اسراف دارد، به طوری که در این راستا از خوردن و آشامیدن و صحبت کردن گرفته تا مالاندوزی نیز مثال میآورد تا هیچ بهانهای برای خارج شدن از مسیر درست باقی نماند، اما در عین ناباوری شاهد آن هستیم که این ضایع کردن را ما در رابطه با نعمات معنوی و مادی با هم داریم، حتی استفاده نادرست از امکانات معنوی میتواند ظلم به حساب بیاید و در واقع به بحث اسراف اختصاص پیدا کند.»
اعتدال حتی در انفاق کردن
به جرئت میتوان گفت در هیچ دینی به اندازه اسلام به مقوله پرهیز از زیادهروی و اعتدال ورزیدن اشاره نشده است، به طوری که روزی یکی از شاگردان امام صادق (ع) از حضرت سؤال کرد و گفت: «ما چطور باید ببخشیم و به دیگران انعام و کار خیر انجام دهیم؟» امام برای پاسخ، مشتی خاک از روی زمین بلند کرد و با اشاره فرمود: «مشت دست را کامل باز نکن که همه آن بریزد و آن را کامل سفت نکن که چیزی از آن خارج نشود. آن را طوری بگیر که بخشی از آن را به دیگران ببخشی تا دیگران هم از آن استفاده کنند.» این پاسخ به این معناست که اعتدال ورزیدن حتی در بحث انفاق کردن هم باید رعایت شود. در آیه قرآن هم آمده است؛ آنقدر دستتان را به پشت سرتان گره نزنید که نتوانید به کسی ببخشید یا آنقدر باز نگذارید که چیزی برای خودتان نماند. در واقع زیادهروی را از بین برنده برکت و باعث به وجود آمدن فقر و تنگدستی معرفی میکند؛ اینکه انسان چیزی را در اختیار دارد، اما به نحوی استفاده کند که نداشته باشد و از دست بدهد و چیزی برای دیگران باقی بگذارد و برای استفاده بعدی چیزی باقی بماند. علاوه بر آن، حضرت علی (ع) میفرماید: «زیادهروی نکن چراکه بخشش اسرافکار مورد ستایش نیست و تنگدستی او مورد ترحم واقع نمیشود.»
بارها و بارها شنیدهایم بحث صرفهجویی به معنای مصرف نکردن نیست چراکه خداوند نیز نعماتش را برای استفاده کردن در اختیار ما قرار داده، اما تأکید دارد که از آنها درست و بهینه استفاده کنیم؛ اینکه بدانیم در کجا و چگونه استفاده درست داشته باشیم، ضمن اینکه نقطه مقابل بحث اسراف مسئله قناعت است که این صفت از صفات حسنه و از فضائل اخلاق برای یک مسلمان و مؤمن به حساب میآید که باعث به وجود آمدن سعادت ابدی است.
مسئله این است که چطور میتوان فرهنگ درست مصرف کردن را جا انداخت؛ سؤالی که این مدرس حوزه علمیه در پاسخ آن میگوید: «برای ایجاد این فرهنگ باز نقش مادر خانواده که بحث اصلی تربیتی محیط خانواده را به عهده دارد پررنگ میشود. او باید این قناعت و صرفهجویی کردن را به خوبی به فرزندانشآموزش دهد. مثلاً در ظرف شستن، اینکه شیرآب را به اندازه کافی باز کند، نه آنقدر کم که کار سخت شود، نه آنقدر زیاد که اسراف شود. اگر در اتاقی وسیله گرمایشی روشن است ولی رفت و آمدی نیست، این گرمایش مدیریت و کم یا قطع شود یا اگر در اتاقی رفت وآمد نیست، برق اتاق خاموش شود. در خرید فرزندان هم مدیریت آن به عهده مادر است. وقتی مادری میبیند، فرزندش در خرید لباس زیادهروی میکنند، مثلاً کمد آنها پر از لباس است ولی بچهها باز خرید میکنند، در اینجا مادر خانواده باید مدیریت کند و اگر اصرار بر خرید دوباره است، فرزندش را متقاعد کند تا لباسهایی که قابل استفاده هستند را انفاق کنند. او با این تصمیم هم فرهنگ بخشش را به فرزندانش یاد میدهد و هم جلوی اسراف را خواهد گرفت تا ایجاد اعتدال کند. این مدیریت باعث میشود، اگر فرزندان چیزی زیاد از حد درخواست کنند برای داشتههای قبلی برنامه و مدیریت داشته باشند. برای نمونه تا زمانی که وسایل خود یا فرزندانمان قابل استفاده است نباید دنبال خرید وسیله جدید برویم، صرف اینکه زیباتر و شکیلتر است، نه، چون قدرت خرید نداریم برای آنکه به طور عملی به اعضای خانواده درست مصرف کردن را بیاموزیم. درست مصرف کردن را که آموزش دادیم خودبهخود از اسراف دوری کرده و به آنها مدیریت مصرف را آموختهایم تا اگر خدایی نکرده خانواده در مقطعی دچار درگیریهای اقتصادی یا فقرهای موقتی شد فرزندان بتوانند از عهده آن برآیند.»
مسئله مهم این است که باید در هر زمینهای اعتدال را حفظ کرد که رعایت همین یک مورد میتواند هر شخصی را از گرایش به اسراف دور کند. برای نمونه، در اسلام هم آمده است، کسی که قدرت معاش نداشته باشد و عقل معاش خودش را به خوبی به کار نگیرد «سخیف» است. با این فرد نمیتوان مراوده و حتی گفتوگو داشت چراکه او هر چیزی و هر کاری را حاضر به انجام است و اصلاً به ماوقع آن توجه ندارد. نکته مهم دیگر این است که نباید فرزندان را آنقدر از آینده بترسانیم که نتوانند اقتصاد و کارشان را مدیریت کنند. این بر عهده خود خانواده است که بتواند این حد اعتدال را مدیریت کند و لازمه آن هم آموزش صحیح از سوی خانوادههاست.