دمای استاندارد خانه معمولاً بین ۱۸ تا ۲۱درجه سانتی گراد در نظر گرفته میشود. در بسیاری از کشورها، مردم فقط اتاقهایی را که استفاده میکنند گرم میکنند و کل خانه را با دمای بالا گرم نمیکنند. مثلاً فضای اتاق خواب به اندازه کافی گرم میشود، اما دیگر اتاقها دمای پایینتری دارند. این روش منطقی و رایج است که هم مصرف انرژی را کاهش میدهد و هم راحتی ساکنان را حفظ میکند جوان آنلاین: بحث مصرف انرژی در فصل سرد سال، هر ساله به یکی از دغدغههای اصلی خانوادهها، مسئولان و کارشناسان حوزه انرژی تبدیل میشود. در این میان، گاز طبیعی به عنوان اصلیترین منبع تأمین گرمایش خانگی، نقشی تعیین کننده در تعادل یا ناترازی انرژی کشور دارد. موضوعی که پیامدهای آن تنها محدود به قبضهای خانوار نیست و ابعاد اقتصادی، صنعتی و حتی زیست محیطی گستردهای دارد. سید احسان حسینی، کارشناس انرژی با اشاره به پیامدهای ناترازی گاز میگوید: «یکی از مهمترین اثرات، تأمین سوخت نیروگاههاست. درحال حاضر تقریباً نصف سوخت نیروگاهها با گازوئیل، یک چهارم با مازوت یک چهارم با گاز طبیعی تأمین میشود. یعنی در فصل زمستان، وقتی مصرف اوج میگیرد، نیروگاهها نمیتوانند به شکل عادی با گاز کار کنند.» این وضعیت به معنای استفاده گسترده از سوختهای جایگزین، پرهزینه و آلاینده است. موضوعی که هم هزینه تولید برق را افزایش میدهد و هم پیامدهای زیستمحیطی و بهداشتی برای شهروندان به دنبال دارد. در واقع، ناترازی گاز تنها یک عدد در گزارشهای رسمی نیست، بلکه مستقیماً با کیفیت زندگی مردم گره خورده است.
حسینی با تأکید بر نقش مصرفکنندههای خرد ادامه میدهد: «مسئله اصلی مصرف بالای گاز در چهار ماه سرد سال است، به ویژه مصرف خانگی و بخشهای خرد. مصرف شدید در این بخشها باعث میشود عرضه به نیروگاهها و صنایع کافی نباشد و ناترازی شکل بگیرد.»
از نگاه کارشناسان، تمرکز صرف بر صنایع بزرگ، بدون توجه به رفتار مصرفی بخش خانگی و عمومی، تصویر دقیقی از ریشه بحران ارائه نمیدهد، چراکه سهم اصلی فشار بر شبکه گاز در همین ماههای سرد و از سوی مصرف کنندههای خرد ایجاد میشود.
این کارشناس، با اشاره به اینکه مصرف کنندههای خرد شامل خانوادهها، ادارات، مراکز تجاری، مساجد و صنایع کوچک هستند، بیان میدارد: «این بخشها برخلاف صنایع بزرگ که مصرفشان ثابت است، در چهار ماه سرد سال بیشترین فشار را روی شبکه گاز وارد میکنند. نزدیک به ۷۰درصد مصرف گاز در این مدت ازسوی همین مصرف کنندهها انجام میشود. حدود ۷۰درصد هدررفت ناشی از تجهیزات و ساختمانهای غیر استاندارد مانند بخاریهای قدیمی، پنجرههای نامناسب، نبود عایقبندی مناسب و رعایت نکردن استانداردهای ساختمان است و حدود ۳۰درصد مربوط به رفتار مصرفی افراد، مثل باز گذاشتن پنجرهها در زمستان، نپوشیدن لباس گرم و سایر رفتارهای اشتباه است.»
این تفکیک آماری نشان میدهد، بخش عمدهای از مصرف بالا، نه به رفاه واقعی بلکه به ضعف زیرساختها و الگوهای نادرست مصرف بازمیگردد، مسائلی که با اصلاح تدریجی و برنامه ریزیشده میتوان از شدت آنها کاست.
حسینی با تأکید بر اهمیت نگاه واقعی به مصرف انرژی توضیح میدهد: «ایران با وجود تحریمها، روزانه نزدیک به ۹میلیون بشکه نفت خام و گاز تولید میکند. با این میزان تولید، ایران باید در معادلات جهانی حوزه انرژی حضور مؤثر داشته باشد، اما متأسفانه هم در سطح بینالمللی و هم در داخل کشور، با هدررفت و ناترازی مواجهیم و خسارتهای مالی زیادی متحمل میشویم. شاید در مرحله نخست خانوادهها فکر کنند مشکل از تأثیرات تحریم است، اما دلیل اصلی، سیاستهای داخلی و مدیریت نادرست است نه کمبود تولید یا تحریمها.»
این نگاه، زاویه دید خانوادهها را از «کمبود منابع» به «مدیریت مصرف» تغییر میدهد. تغییری که میتواند نقطه شروع اصلاح رفتارهای روزمره باشد.
او با اشاره به نقش مردم و مسئولان در اصلاح وضعیت میافزاید: «اگر مردم و مسئولان درک کنند که تولید کافی داریم، اما هدررفت ناشی از سیاستها و مدیریت داخلی است، نگاه خانوادهها به صرفه جویی و بهینه سازی انرژی تغییر پیدا میکند و بسیاری از مشکلات رفتاری و فرهنگی در این زمینه حل خواهد شد.»
راهکارهای کلان و سیاستی برای کاهش مصرف گاز
در کنار نقش خانوادهها، سیاستهای کلان نیز نقشی تعیینکننده در اصلاح الگوی مصرف دارند. سیاستهایی که اگر درست اجرا شوند، میتوانند همزمان رفتار مصرف کننده و ساختار مصرف را اصلاح کنند.
این کارشناس با اشاره به راهکارهای اصلی کاهش مصرف انرژی توضیح میدهد: «دو راهکار عمده از سوی مسئولان و سازمانها وجود دارد. اول، تعرفهگذاری پلکانی که در آن قیمت گاز بر اساس میزان مصرف تعیین میشود. یعنی هرچه مصرف بالاتر باشد، تعرفه به شکل قابل توجهی افزایش پیدا میکند و نرخ آن نزدیک قیمت صادرات گاز ایران است. این روش باعث میشود مردم رفتار مصرفی خود را اصلاح کنند و مصرف غیرضروری کاهش یابد.»
حسینی در توضیح راهکار دوم میافزاید: «مدل گواهی صرفهجویی و بهینهسازی تجهیزات و ساختمانها، یک پل ارتباطی بین سه گروه است. شرکتهای بهینه ساز، صنایع ثروتمند که آماده خرید گاز با قیمت بالا هستند و مردمی که میخواهند مصرف گاز خود را کاهش دهند. سهم عمده هدررفت مربوط به تجهیزات و ساختمان را نمیتوان تنها با تغییر رفتار اصلاح کرد به همین منظور شرکتهای متخصص وارد عمل میشوند، تجهیزاتی مانند بخاریها و پنجرهها را بهینه میکنند و عایقبندی ساختمانها را اصلاح میکنند. پس از اجرای طرح، میزان گاز صرفهجویی شده ازسوی شرکت ملی گاز تأیید میشود و شرکت مجری گواهی صرفهجویی دریافت میکند. این گواهی در بورس انرژی عرضه میشود و صنایع و شرکتهای بزرگ آن را خریداری میکنند. درآمد حاصل از فروش گواهی، انگیزهای برای ادامه پروژه و تشویق مردم و شرکتها برای بهینهسازی ایجاد میکند.»
وی با تأکید بر اهمیت ترکیب این دو راهکار میگوید: «به نظر کارشناسان، ترکیب مدل گواهی صرفهجویی و اصلاح پلکانی تعرفهها، سادهترین و مؤثرترین اقدام برای کاهش هدررفت انرژی در بخش خانگی است. وقتی این دو با هم اجرا شوند، هم رفتار مصرفی افراد اصلاح میشود و هم تجهیزات و ساختمانها بهینه میشوند. موفقیت این مدل به اطلاع رسانی، حمایت رسانهای و سیاستگذاری روشن دولت وابسته است.»
راهکارهای عملی و ملموس برای خانوادهها
در کنار سیاستهای کلان، اقدامات روزمره خانوادهها میتواند نقش مهمی در کاهش مصرف و عبور از زمستانهای پرمصرف ایفا کند. حسینی اقدامات خانوادهها را برای کاهش مصرف انرژی ضروری دانست و گفت: «راهکارهای درست برای صرفهجویی و کاهش هدررفت انرژی باید حداقل تا سطح اجرایی ساده روی میز هر خانوادهای باشد، یعنی اقداماتی که مردم بتوانند به راحتی انجام دهند و اثر ملموسی داشته باشد. کارهایی مانند پوشاندن پنجرهها تا جلوی هدررفت گرما گرفته شود، بستن دریچههای اضافی یا کنترل دریچههای کولر و سیستم تهویه، پوشاندن درز زیر درها با نوار یا پارچه مناسب، جزء حداقل کارهایی هستند که هر خانواده میتواند انجام دهد و به کاهش مصرف گاز و انرژی کمک کنند.»
این کارشناس درباره دمای استاندارد خانه توضیح میدهد: «دمای استاندارد خانه معمولاً بین ۱۸ تا ۲۱ درجه سانتیگراد در نظر گرفته میشود. در بسیاری از کشورها، مردم فقط اتاقهایی را که استفاده میکنند گرم میکنند و کل خانه را با دمای بالا گرم نمیکنند. مثلاً فضای اتاق خواب به اندازه کافی گرم میشود، اما دیگر اتاقها دمای پایین تری دارند. این روش منطقی و رایج است که هم مصرف انرژی را کاهش میدهد و هم راحتی ساکنان را حفظ میکند. ما نیز با این روش در خانوادهها میتوانیم الگوی صرفهجویی را همگانی کنیم.»
وی با اشاره به تفاوت فرهنگ مصرف انرژی در ایران میگوید: «در کشور ما معمولاً کل خانه را گرم میکنند و حتی در فصل سرما لباس نازک میپوشند، درحالی که در کشورهایی مثل آلمان مردم لباس بافتنی میپوشند و فقط اتاقهایی که استفاده میکنند، گرما را تنظیم میکنند. این موضوع نشان میدهد بخش مهمی از صرفهجویی انرژی به فرهنگ مصرفی و رفتار خانوادهها برمی گردد و اصلاح این نگاه همزمان با بهینهسازی تجهیزات میتواند اثرگذاری بالایی داشته باشد.»
آثار و نتایج صرفهجویی
صرفه جویی انرژی، فراتر از کاهش یک عدد در قبض گاز، آثار گستردهتری در سطح ملی دارد. حسینی با تأکید بر اثرات اقتصادی و اجتماعی صرفهجویی انرژی میگوید: «صرفهجویی انرژی نه فقط یک رفتار فردی بلکه یک سرمایه گذاری کلان برای رفاه ملی است. پولی که صرفهجویی میشود، میتواند به ارز وارد کشور شود، زیرساختها و صنعت توسعه پیدا کند، رفاه عمومی و اشتغال افزایش یابد و مردم از خدمات بهتر بهرهمند شوند.»
این کارشناس در پایان توضیح میدهد: «با توجه به محدودیتهای داخلی و فرهنگ مصرف فعلی، خانوادهها میتوانند تمرکز خود را روی اقدامات کوچک، اما مؤثر بگذارند. گرم نگهداشتن تنها یک اتاق مورد استفاده، پوشیدن لباس مناسب و گرم و پوشاندن پنجرهها و کنترل دریچهها سادهترین اقداماتی هستند که خانوادهها میتوانند انجام دهند. این اقدامات جزء حداقلهایی است که اثر ملموسی بر کاهش مصرف انرژی و هدررفت دارد و خانوادهها را به تدریج با مفهوم بهینهسازی انرژی آشنا میکند.»