چهارباغ قرار بود پیادهراهی برای مکث، تماشا و گفتوگو با گذشته باشد؛ مسیری که شهروند و گردشگر در آن بیدغدغه قدم بزنند و در سایه درختان کهنسال، تاریخ اصفهان را لمس کنند جوان آنلاین: چهارباغ قرار بود پیادهراهی برای مکث، تماشا و گفتوگو با گذشته باشد؛ مسیری که شهروند و گردشگر در آن بیدغدغه قدم بزنند و در سایه درختان کهنسال، تاریخ اصفهان را لمس کنند، اما امروز این خیابان تاریخی بیش از آنکه گذر فرهنگ باشد، صحنه بیقانونی است؛ دوچرخهها و اسکوترهایی که با سرعت از میان جمعیت عبور میکنند، اسکیتبازانی که آرامش را قربانی نمایش میکنند و فضایی که امنیت و لذت قدمزدن را از عابران گرفته است. در این میان، صدای معماری خاموش مانده و خاطره فرهنگی چهارباغ، زیر هیاهوی بینظمی رنگباخته است.
چهارباغ اصفهان، گذری که روزگاری تماشاخانه آرام تاریخ، فرهنگ و معماری بود، امروز در هیاهوی چرخها و بلندگوها نفس میکشد؛ جایی که آرامش از آن رخت بربسته و هویت فرهنگیاش به حاشیه رانده شده است. غلبه فعالیتهای تجاری و خوراکی، همراه با بلندگوهای پر صدا، چهارباغ را از هویت فرهنگیاش دورتر کرده است. جایی که بهجای کتاب، هنر و سکوت شهری، تبلیغ و موسیقی بلند بر فضا حکم میراند. این گذر تاریخی که میتوانست نماد نظم و همزیستی شهری باشد، امروز بیشتر به میدانی شلوغ شباهت دارد تا قلب فرهنگی اصفهان. بازگشت چهارباغ به اصالت خود، نیازمند مدیریت جدی، تفکیک مسیرها، کنترل صدا و فرهنگسازی است، چراکه چهارباغ اگر فرهنگ را از دست بدهد، تنها نامی تاریخی خواهد بود بر خیابانی پرهیاهو، نه تجربهای ماندگار از روح اصفهان.
نبود سیاستگذاری یکپارچه
سیروس خوراسگانی مدیر گذر فرهنگی چهارباغ عباسی اصفهان با اشاره به جایگاه ویژه این محور تاریخی در شکلگیری هویت شهری اصفهان میگوید: «گذر فرهنگی چهارباغ بهعنوان یکی از مهمترین و شاخصترین محورهای تاریخی و هویتی شهر، در سالهای اخیر شاهد اقداماتی مثبت در راستای بازگرداندن حیات فرهنگی به این گذر بوده است.»
وی ادامه میدهد: «افزایش حضور شهروندان در این گذر، برگزاری رویدادهای فرهنگی متنوع و ایجاد بسترهایی برای تعامل اجتماعی، از جمله اقداماتی است که به پویاتر شدن فضای چهارباغ کمک کرده و زمینه ارتباط بیشتر مردم با این محور تاریخی را فراهم آورده است. با اینحال، باید واقعبینانه به شرایط نگاه کرد و پذیرفت که همچنان فاصله قابل توجهی تا تحقق کامل اهداف تاریخی و فرهنگی چهارباغ وجود دارد.»
خوراسگانی مهمترین چالش کنونی این محور تاریخی را نبود یک سیاستگذاری فرهنگی یکپارچه، منسجم و پایدار میداند و بیان میکند: «در برخی مقاطع، فعالیتها بهصورت مقطعی، جزیرهای یا صرفاً با نگاه کالبدی اجرا میشوند که این مسئله موجب میشود توجه کافی به روح تاریخی و فرهنگی فضا صورت نگیرد.»
وی میافزاید: «زمانی که چهارباغ تنها بهعنوان محلی برای تردد یا صرفاً مکانی برای برگزاری رویدادهای پراکنده دیده شود، بهتدریج هویت فرهنگی آن تضعیف میشود و این گذر کارکرد اصلی و تاریخی خود را از دست میدهد.» وی با تأکید بر ضرورت احیای عمیق، اصولی و ماندگار چهارباغ تصریح میکند: «احیای واقعی این محور تاریخی نیازمند پیوندی مستمر میان تاریخ، فرهنگ زنده شهری، مشارکت فعال هنرمندان، حضور مؤثر کسبوکارهای فرهنگی و همراهی آگاهانه شهروندان است.»
مدیر گذر فرهنگی چهارباغ عباسی خاطرنشان میکند: «در مدیریت این گذر تلاش میشود با تمرکز بر کیفیت برنامهها، مخاطبمحوری و هویتسازی فرهنگی چهارباغ از یک مسیر صرفاً عبوری به یک تجربه فرهنگی ماندگار برای شهروندان و گردشگران تبدیل شود؛ مسیری که تحقق آن مستلزم همراهی همه نهادهای مرتبط و اتخاذ نگاهی بلندمدت در مدیریت فرهنگی شهر است.»
خوراسگانی تأکید میکند: «ایجاد تعادل میان فعالیتهای پرجنبوجوش شهری و حفظ امنیت و آرامش عابران، چالشی مهم برای گذر چهارباغ است. استفاده از دوچرخه، اسکوتر و اسکیت نشاندهنده سرزندگی این فضاست، اما رعایت قواعد استفاده از مسیرها برای تضمین امنیت کودکان، سالمندان و خانوادهها ضروری است. تفکیک مسیرهای حرکت پیاده و نصب تابلوهای راهنمایی، اقدامات مؤثری در این زمینه هستند، اما فرهنگ استفاده از فضای عمومی و پایبندی شهروندان به قوانین، همچنان نقش اصلی در کاهش تعارضها و حفظ تجربه امن و آرام این گذر دارد.»
پویایی شهری، امنیت عابران و تجربه فرهنگی
یکی از چالشهای اصلی امروز گذر چهارباغ، ایجاد تعادل میان پویایی شهری، امنیت عابران و کیفیت تجربه فرهنگی در فضاست. در این چارچوب، حضور دوچرخهها، اسکوترها و اسکیتبازان میتواند نشانهای از سرزندگی و استفاده فعال از فضاهای عمومی باشد. اینگونه فعالیتها بهطور طبیعی میتوانند موجب ارتقای فضای عمومی شوند، اما درصورتیکه قواعد مربوطه رعایت نشود، میتوانند بر احساس امنیت عابران بهویژه کودکان، سالمندان و خانوادهها تأثیر منفی بگذارند و فضای چهارباغ را از ویژگیهای امن و آرام خود دور کنند. آنطور که مدیر گذر فرهنگی چهارباغ عباسی میگوید، در حال حاضر تفکیک مسیرهای حرکت عابران پیاده و وسایل حرکتی سبک در چهارباغ بهخوبی انجام و تابلوهای راهنمایی و هشداردهنده نیز در نقاط مختلف این گذر نصب شدهاند تا از بروز تداخل میان کاربران مختلف، جلوگیری شود. با اینحال، چالش اصلی نه به کمبود زیرساختها یا بیتوجهی مدیریتی، بلکه به فرهنگ استفاده از فضاهای عمومی و میزان پایبندی شهروندان به ضوابط موجود برمیگردد. در حقیقت، بخشی از استفادهکنندگان، چه عابران پیاده و چه کاربران وسایل حرکتی، هنوز به مسیرهای مشخصشده و علائم راهنمایی توجه کافی ندارند. این موضوع موجب بروز تعارضها و احساس ناامنی در میان شهروندان و بازدیدکنندگان میشود. خوراسگانی خاطرنشان میکند: «در همین راستا، مدیران چهارباغ عباسی در تلاش هستند تا رویکرد خود را صرفاً بر اقدامات فیزیکی و زیرساختی متمرکز نکنند. در عوض، تلاش دارند از ابزارهای نرم و فرهنگی برای آموزش و فرهنگسازی عمومی استفاده کنند. از جمله این اقدامات میتوان به اجرای پرفورمنسها، نمایشهای خیابانی و برنامههای تعاملی اشاره کرد که هدف آنها ارتقای آگاهی عمومی و ترویج احترام به قواعد حضور در فضای عمومی است. بااینحال، نهادینهسازی این رفتارها نیازمند زمان، تداوم در آموزش، مشارکت فعال شهروندان و همراهی مستمر نهادهای مختلف است.»
وی تصریح میکند: «احیای واقعی این گذر زمانی محقق خواهد شد که چهارباغ عباسی نهتنها بهعنوان یک مسیر عبوری یا محل برگزاری فعالیتهای پراکنده، بلکه بهعنوان یک تجربه فرهنگی امن، آرام و هویتمند برای تمامی گروههای سنی بهحساب آید. این هدف تنها با نگاه بلندمدت، سیاستگذاری یکپارچه و مشارکت آگاهانه مردم و نهادهای مرتبط قابل تحقق خواهد بود.»