محمد تقی فهیم: به نظرم اگر صداوسیما این سریال را پخش نمیکرد سودش بیشتر بود تا اینکه بخواهد مخاطب را به این شکل از دست بدهد، چون ریزش مخاطب در شرایط فعلی یک ضرر کلان برای سازمان صداوسیماست جوان آنلاین: سریال «سرزمین مادری» به عنوان یک سریال مهم همراه با ترکیب بازیگران خوب، فاقد حس و حال است و همین ایراد، مخاطب را از خود دور میکند. اشتباهات زیادی در دکوپاژ و میزانسن کار دیده میشود.
محمد تقی فهیم منتقد باسابقه سینما و تلویزیون انتخاب کمال تبریزی به عنوان کارگردان سریال «سرزمین مادری» را اشتباه توصیف میکند و میگوید: این سریال که پس از سالها ماندن در آرشیو صداوسیما مدتی است به آنتن رسیدهاست، یا رفاقتبازیها و اعتبار فیلمساز در سینما باعث شده کار را به او بدهند یا فیلمنامه از اول کامل نبودهاست. البته کامل نبودن فیلمنامه و اشکالات دیگر به صداوسیما بر میگردد. به نظرم اگر صداوسیما این سریال را پخش نمیکرد سودش بیشتر بود تا اینکه بخواهد مخاطب را به این شکل از دست بدهد! ریزش مخاطب در شرایط فعلی یک ضرر کلان برای صداوسیماست
وی با بیان اینکه سالها پیش که برای اولینبار چند قسمتی از سریال پخش شد، آن را تماشا کردهاست، توضیح داد: بیتردید زمانی که یک سریالی ساخته میشود از همان نقطه الف تای تحت نظارت سازمان صداوسیما است و میدانیم که شرط و شروطهایی وجود دارد و تا روشن نباشد برآوردها تصویب نمیشود و پولی هم پرداخت نمیشود. یک سریال با این ترکیب بازیگرانی که دارد، اگر نگوییم سریال الف است، اما مشخصاً سریال مهمی است، بنابراین خودش یک چالش جدی درباره آنچه در درون صداوسیما و میانههای آن رخ میدهد، ایجاد میکند.
این منتقد که با ایسنا سخن گفتهاست، در بخش دیگری از این گفتگو درباره دیدهشدن یک اثر به واسطه تبلیغات خوب نیز به این نکات اشاره میکند که قطعاً تبلیغات در کار تأثیر دارد و شکی در این نیست، اما آن چیزی که تبلیغات انجام میدهد، این است که دیده شدن را کلید میزند و توجهها را به ابتدای کار معطوف میکند. از اینجا به بعد، دیگر به خود اثر بستگی دارد که چقدر میتواند مشتری جلب کند و این موضوع به شکل عام در مورد همه آثار صادق است.
اثر هنری خوب نباید تاریخ مصرف داشتهباشد
فهیم معتقد است: در مورد «سرزمین مادری» به نظرم اصلیترین مشکل به خود سریال برمیگردد و این نشان میدهد باز هم ترکیب بازیگران در درجه اول برای تبلیغات بسیار مهم است، اما در ادامه، درام و کشمکشها مهم و قدرتمند است و میتواند مخاطب را جذب کند. این سریال اساساً فاقد حس و حال است. حس و حال از تکنیک نمیآید و همواره باعث میشود تا فیلمساز برای یک اثر هنری از آن استفاده کند، اما آن چیزی که بانی ارتباط مخاطب میشود، حسی است که جاری میشود و میتواند شاخههای مختلفی داشته باشد؛ هم در درون کار و هم ظاهر کار. بنابراین فکر میکنم «سرزمین مادری» فاقد این حس و حال است.
او سپس به نقاط ضعف «سرزمین مادری» از دیدگاه خودش اشاره و تأکید میکند: به نظر من این سریال همه چیز دارد. کست خوب دارد و به لحاظ تعداد قسمتها آنقدری هست که مخاطب فرصت کند پای کار بنشیند. در کل هر آنچه لازم است یک اثر دنبالهدار تلویزیونی داشتهباشد، این کار دارد و آنچه ندارد، همانی است که مخاطب از آن میخواهد! به اعتقاد من اثر هنری، اصلاً تاریخ مصرف ندارد و اگر هم داشته باشد، مبتذل است و ما الان با اثری مواجه هستیم که تاریخ مصرف دارد و سریالی هم که تاریخ مصرف داشتهباشد، اساساً از نظر نقد غیرقابل پذیرش است.
سریال به دنبال جنگولکبازی سیاسی بودهاست!
فهیم در ادامه عنوان میکند: کارگردان «سرزمین مادری» در زمان ساخت یا دلش با کار نبوده یا آنطور که باید، نمیدانسته که یک اثر هنری چطور دارای حس میشود که وقتی مخاطب آن را تماشا میکند، در درجه اول سرگرم شود، لذت ببرد و بعد به تحلیل و اندیشهاش بپردازد. ظاهراً سریال بیشتر به دنبال جنگولکبازیهای سیاسی بوده و به نظر میآید اهداف دیگری برای ساختش مدنظر بودهاست. فهیم در ادامه با تأکید بر آنچه تاریخ مصرف داشتن «سرزمین مادری» میداند، ادامه میدهد: اگر کار در حد آنچه مردم میپذیرند، بود، اصلاً تاریخ مصرف معنا نداشت. الان آیا مردم فیلمهای هیچکاک و خیلی آثار مطرح دیگر را نمیبینند؟ چرا الان هم میبینند، چون تاریخ مصرف ندارند. اگر سازنده یک اثر، هوشمند باشد نباید طوری اثر بسازد که مبتنی بر تاریخ انتشارش باشد. به عنوان مثال سریالهایی که متعلق به ۲۰الی۳۰ سال پیش است، مثل سریال «پدر سالار» و خیلی کارهای دیگر که بعد از بارها پخش، همچنان مخاطب دارند، به این دلیل است که حس دارند، بنابراین این ملاک نمیشود که، چون کار (سرزمین مادری) متعلق به ۱۰ سال پیش است، پس دیده نخواهد شد.
وی همچنین تأکید میکند: به نظرم کارگردان این سریال در زمان ساخت یا دلش با کار نبوده یا آنطور که باید، نمیدانسته که یک اثر هنری چطور دارای حس میشود که وقتی مخاطب آن را تماشا میکند در درجه اول سرگرم شود، لذت ببرد و بعد به تحلیل و اندیشهاش بپردازد. ظاهراً سریال بیشتر به دنبال جنگولک بازیهای سیاسی بوده و به نظر میآید اهداف دیگری برای ساختش مدنظر بوده و، چون دنبال آن اهداف بودند، ناخودآگاه کار تاریخ مصرفدار میشود. به عنوان مثال آقای تبریزی فیلمی مثل «مارمولک» میسازد که خود کارگردان در درجه اول کیف میکند که کار را میسازد.
این وسط صداوسیما ضرر کرد؛ نه تولیدکننده!
این منتقد سپس در واکنش به این پرسش که وقتی یک اثر پس از سالها پخش نشدن به آنتن میآید، دچار چه آسیبهایی میشود، بیان میکند: لطمه چنین اتفاقی به کار نمیخورد، بلکه این لطمه برای صداوسیما است و اگر قرار باشد کسی ضرر ببیند، سازمان است. مخاطب ضرر نمیکند، چون یک اثر بیحس و حال را ندیده و الان هم که پخش میشود، دوست ندارد تماشا کند. کارگردان، تهیهکننده و بازیگران همه دستمزدهایشان را سالها قبل گرفته و رفتهاند و این صداوسیماست که متضرر میشود. اینجا مثل امریکا نیست که اگر فیلمی ضرر کند، تولیدکنندگان ورشکست شوند؛ اینجا تهیهکننده پولش را اول میگیرد و بعد اثر میسازد.
محمدتقی فهیم به صحبتهایش اینگونه پایان میدهد: آن زمان، کاری (سرزمین مادری) ساخته شد که بنا به دلایلی، تشخیص صداوسیما این بود که آن را پخش نکند و بعد از چند سال سریال روی آنتن رفتهاست. من همان سالهای قبل که چندین قسمت از سریال پخش شد، اشتباهات زیادی به لحاظ دکوپاژ و میزانسن در کار دیدم و همین اشتباهات باعث شد دیگر رغبتی به ادامه تماشا نداشتهباشم. به نظرم اگر صداوسیما این سریال را پخش نمیکرد، سودش بیشتر بود تا اینکه بخواهد مخاطب را به این شکل از دست بدهد، چون ریزش مخاطب در شرایط فعلی یک ضرر کلان برای سازمان صداوسیماست.
دو سه بار سعی کردم این سریال را ببینم بعد از قسمت دوم منصرف شدم بسیار تصنعی و بی روح است
از آن سریالهایی است که ظاهرش به زمانی و موضوعی پرداخته ولی در لایه های زیرین سازنده پی چیز دیگری بوده اند. اکثر سریالهای تاریخی سیما چنین است
سریال عالی و ماندگاری است
سریال خیلی خوبیه دستتون درد نکنه