غلامرضا درگی، دکترای حرفهای کسبوکار دارد و مربی و مدرس حوزه هوش احساسی و اجتماعی در زندگی است. وی هوش احساسی و اهمیت آن را یکی از ابعاد مهمی میداند که به افزایش کیفیت زندگی کمک میکند. به اعتقاد وی، مجموعه احساسات ما قابلیت ارتقای رشد شخصیتی به ما میدهد جوان آنلاین: غلامرضا درگی، دکترای حرفهای کسبوکار دارد و مربی و مدرس حوزه هوش احساسی و اجتماعی در زندگی است. وی هوش احساسی و اهمیت آن را یکی از ابعاد مهمی میداند که به افزایش کیفیت زندگی کمک میکند. به اعتقاد وی، مجموعه احساسات ما قابلیت ارتقای رشد شخصیتی به ما میدهد. به این ترتیب که با شناخت احساس و درک خود و بعد گوش فرا دادن به دیگران توان سپریکردن روزمرگیهای خود را به نحو عالی خواهیم داشت و بعد از مدتی متوجه خواهیم شد کیفیت زندگی ما شبیه روزهای قبل نیست. اگر میخواهید درباره هوش احساسی و هیجانی و تأثیرات آن در ارتقای کیفی زندگی بیشتر بدانید، این گفتگو را بخوانید.
آنچه به آن کیفیت زندگی میگوییم، دقیقاً چیست؟
افراد در زندگی خود جنبههای متفاوتی را اعم از دارایی و ازدواج و تفریح و معنویت دنبال میکنند که بسیاری از آنها هم در حد اعلای خود توانستهاند به موارد فوق دست یابند، اما در صورتی میتوانیم بگوییم این فرد زندگی باکیفیت و مطلوبی داشته است که آرامش را در زندگی حس کرده باشد.
یعنی کیفیت زندگی به معنی داشتن آرامش است؟
حافظ میگوید «کی شعرتر انگیزد خاطر که حزین باشد/ یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد». در حال حاضر شرایط اجتماعی به گونهای است که مردم را به سمت حزن سوق داده است و وقتی ذهن در حال آشفتگی و پریشانی باشد، توان شادمانی و افزایش بالا بردن کیفیت روحی خود را ندارد.
ما چگونه میتوانیم در شرایط مختلف کیفیت زندگی خود را به گونهای رقم بزنیم که آرامش داشته باشیم؟
مثال عینی این است که شما اکنون با خط تلفن ثابت صحبت میکنید و من با تلفن همراه. در واقع چند دهه بیشتر از اختراع گوشی همراه نمیگذرد و بعد این تلفن همراه کارکرد تلویزیون و رادیو را نیز گرفت و در نهایت حتی راهنمای ما شده است، بنابراین همه این قابلیتها را در خود دارد و تکنولوژیهای قبلی را هم کمرنگ کرده است. همه اینها مرهون استفاده از امواج رادیویی است. حالا فرض کنید اگر آنتن این گوشی را حذف کنیم، تمامی مواردی که گفتیم حذف میشود. آنتن ما نیز هوش احساسی است. بچه وقتی متولد میشود، برخی قابلیتها را دارد مثل حس گرسنگی و تشنگی، اما کمکم وقتی بزرگ میشود، سعی داریم او را بیقابلیت کنیم. میگوید گرسنه هستم و میگوییم صبر کن تا بقیه بیایند و همین باعث میشود احساس سرکوب شود و به مرور پایان میپذیرد. انسان نیز قابلیتهایی دارد که به مرور ارتقا مییابد و تغییر میکند، اما تربیتها اشتباه است و همین باعث میشود هوش احساسی افراد دستخوش تغییر شود. امروز برخی افراد مدارج بالای تحصیلی را طی میکنند تا استاندارد مهارتی را جهت پیشرفت خود و دیگران به کار گیرند، در حالی که افراد خودخواهی را جایگزین میکنند، از ارتباطات استفاده نمیکنند و جامعه را به سمت انزوا میکشند. ما برای مدیریت مناسب شرایط زندگی خود باید احساسات خود را بشناسیم. با از دست دادن قابلیتهای خود از جمله احساسات و پنهان کردن آن، قدرت فکر کردن را از دست میدهیم و به مرور دچار حواسپرتی میشویم. اکثر ما ذهن پریشانی داریم و در شرایط سخت راهکار مناسب برای حل مسئله پیدا نمیکنیم. عمدتاً گزینه ما ابتداییترینهاست و همینها کیفیت زندگی ما را تحتالشعاع قرار میدهد.
چه چیزهایی میتواند به کیفیت مطلوب زندگی ما کمک کند؟
اگر بتوانیم احساس خود را مدیریت کنیم کیفیت زندگی در همه ابعاد میسر میشود. مدیریت احساسات چه در محل کار و چه در ارتباطات با دوستان باعث آرامش، خوشحالی و در نهایت افزایش کیفیت زندگی ما میشود. بهبود کیفیت زندگی و مدیریت مناسب شرایط میتواند در کیفیت زندگی و بالا بردن آن اثرگذار باشد.
شاخصههای احساسی در بعد کیفی زندگی کدام موارد است؟
چهار شاخصه مبتنی بر شناخت احساس، ابراز احساس، تلاش برای درک احساس دیگران (خوب دیدن و خوب گوش دادن) و در نهایت مدیریت احساس در بعد کیفی زندگی ما مؤثر است. در واقع ما باید اول برگ درخت را ببینیم و بعد بتوانیم درباره آن احساس خود را بیان کنیم. ما وقتی شهامت بیان احساسات را پیدا میکنیم، گام بلندی را برداشتهایم. بیش از ۸۵ درصد موفقیت شغلی افراد مرهون همین بیان احساس است. بیش از ۸۰ درصد بیماریهای جسمی به دلیل غفلت از هوش احساسی است. شما رفتار ناخوشایندی از کسی میبینید و از رفتار او منزجر هستید، اما میگویید به روی خودم نمیآورم تا رابطه خراب نشود، اما کمکم احساس منفی تلنبار و بشکه باروت منفجر میشود. شما به دنبال این بودید رابطه به مشکل نخورد، اما کل رابطه تخریب میشود. نتیجه چنین چیزی جز پایین آمدن کیفیت زندگی است؟! بعد از عبور از سه مرحله اول باید تلاش کنیم در برخورد با مشکلات، خود را از آن رهایی ببخشیم و آن را مدیریت کنیم. متأسفانه برخی افراد در طول عمر خود گویی نه مدیریت احساس دارند نه فکر نمیکنند. اگر افراد نتوانند احساسات خود را خوب مدیریت کنند، به نقطه خوب فکر کردن هم نخواهند رسید؛ و توصیه نهایی...
برای افزایش کیفیت زندگی به احساس خود توجه کنید. باید مراتب هوش احساسی را در خود تقویت کنیم. صرفاً آگاهی منجر به تغییر نخواهد شد و باید به درک این موضوع رسید که مدیریت احساسات چگونه به ارتقای کیفی زندگی ما کمک خواهد کرد.
۸۵ درصد موفقیت شغلی افراد مرهون همین بیان احساس است. بیش از ۸۰ درصد بیماریهای جسمی به دلیل غفلت از هوش احساسی است. شما رفتار ناخوشایندی از کسی میبینید و از رفتار او منزجر هستید، اما میگویید به روی خودم نمیآورم تا رابطه خراب نشود، اما کمکم احساس منفی تلنبار و بشکه باروت منفجر میشود. شما به دنبال این بودید رابطه به مشکل نخورد، اما کل رابطه تخریب میشود