بر هر شاعر متعهدی فرض است که قلمش را در مسیر تبیین و در راه آشکار شدن ابعاد این ظلم عظیم بر جهانیان در غزه به کار برده و از این فاجعه انسانی بنویسد. جوان آنلاین: بر هر شاعر متعهدی فرض است که قلمش را در مسیر تبیین و در راه آشکار شدن ابعاد این ظلم عظیم بر جهانیان در غزه به کار برده و از این فاجعه انسانی بنویسد.
نغمه مستشار نظامی، دبیر هفتمین کنگره شعر زنان عاشورایی در نشست ادبی «از شعب ابیطالب تا غزه» که به یاد زنان و کودکان مظلوم غزه و گرامیداشت مقام حضرت خدیجه سلاماللهعلیها از سوی گروه بینالمللی هندیران برگزار شد، گفت: از شعب ابیطالب تا غزه، عنوانی است که به درستی غم و رنج مسلمانان صدر اسلام را به درد امروز جهان اسلام پیوند میزند. غم و رنج شعب ابیطالب تا آن زمان که عموی بزرگوار پیامبر (ص) و همسر گرانقدرشان حضرت خدیجه (س) در قید حیات بودند، بر حضرت رسول آنچنان دشوار نبود، چراکه در تحریم نیز حضور یاور و مونس آرام قلب مبارک آن دردانه روزگار بود، اما امان از عامالحزن که به یکباره آن کوه استوار و آن بانوی پایدار را از نورچشم جهان دور کرد و جان مبارکش را مالامال از اندوه کرد.
وی ادامه داد:حضرت خدیجه (س) بزرگ بانوی پر جلال و باشکوه اسلام، آن تاجر با بصیرتی که ثروتش را با عشق و ایمان معامله کرد آنگونه زیست که در هنگام عزیمت از این جهان خاکی هدیه متبرکی از جانب حضرت حق پیکر متبرک ایشان را در سفر آخرت همراهی کرد.
خدیجه کبری (س) موضوع بخش ویژه کنگره شعر زنان عاشورایی
در ادامه مستشار نظامی حضرت خدیجه (س) را به حق اسوه و اسطوره مقاومت زنان از صدر اسلام تاکنون معرفی کرد و درباره هفتمین کنگره شعر زنان عاشورایی افزود: الگویی که ادبیات فارسی تاکنون آنگونه که سزاوار است نسبت به آن ادای دین نکردهاست. اختتامیه هفتمین کنگره شعر زنان عاشورایی در ۱۷ آبان ماه در حسینیه اعظم شهر زنجان برپا خواهد شد، در این دوره با توجه به تأکید مقام معظم رهبری، مبنی بر سرودن شعر درباره شخصیت بینظیر حضرت خدیجه (س) این موضوع به عنوان بخش ویژه جشنواره شد.
دبیر هفتمین کنگره شعر زنان عاشورایی گفت: خوشبختانه شاعران با بصیرت و گوهرشناس استقبال شایستهای از این فراخوان کردند و آثار گرد آمده در مجموعهای توسط انتشارات شاعران پارسی زبان منتشر خواهد شد تا سببساز مسیری در جهت پاسداشت مقام والای حضرت خدیجه (س) با زبان شعر و ادبیات شود. این روزها که جهان اسلام داغ غزه و اندوه مادران و کودکان شهید را بر دل دارد، بر هر شاعر متعهدی فرض است که قلمش را در مسیر تبیین و در راه آشکار شدن ابعاد این ظلم عظیم بر جهانیان به کار برده و از این فاجعه انسانی بنویسد.
رضا اسماعیلی، شاعر و پژوهشگر ادبی دیگر سخنران این نشست در سخنانی گفت: امروز که منظومه معنوی انسانیت ـ فلسطین و قدس شریف ـ مورد هجمه غرب سکولار و دینستیز و رژیم جعلی صهیونیستی قرار گرفتهاست، رسالت اهالی قلم و اصحاب فکر و فرهنگ در این بزنگاه سرنوشتساز تاریخی «روشنگری» و غبارزدایی از چهره «حقیقت» و حمایت قاطع از حقوق ملت فلسطین است. این رسالت هنوز و همیشه اصحاب فکر و فرهنگ است. رسالت ابلاغ راستی و درستی به گوش انسانهای آزاده و حقجو و مبارزه با زشتی و پلشتی.
در این برنامه که با حضور اهالی قلم و اندیشه کشورهای مختلف حوزه ایران فرهنگی و بداههنویسی مسعود ربانی همراه بود، شاعران، خوشنویسان و هنرمندان به ارائه آثار ادبی خود پرداختند و شاعران در رابطه با فجایع غزه و طوفان الاقصی و همچنین در مدح حضرت خدیجه سلامالله علیها به شعرخوانی پرداختند.
علیرضا قزوه در این مراسم چنین سرود:
بار دیگر نیز میگویم
این ستارههای شش پر
در مسیر ماه، چون میناندای دریغا نام داوودای دریغاتر ستارهای دریغا ماه
قدس، خون یحیی در دل تشت است
قصه یوسف درون چاه
سید مسعود علوی تبار اینگونه شعرخوانی کرد:
این لانه عنکبوت کز هم بگسست
این گنبد آهنین که در هم بشکست
پیغام حماس است که پایانی سخت
هر لحظه در انتظار اسرائیل است
سارا عبداللهیفر نیز اینگونه سرود:
تمام شفق
در لبخند خونین شما
گم شدهاست
و باد چه غمانگیز سرود رهایی را
در گوش عروسکهایتان
به نجوا نشستهاستای فرشتههای مهربان!
سمانه خلفزاده چنین سرود:
هر کس مسلمان است، نه! هر کس که انسان است
از اینکه تو در بند شیطانی پریشان است
پای نبردت را مصمم کن که در میدان
هر کس کمی حتی عقب رفته پشیمان است
از غزهات هر لحظه بوی فتح میآید
از غزهات که مملو از خون شهیدان است
امروز اگر خانه به خانه آتش و آهی
فردا ولی هر کوچه ات آیینه باران است
پایان اسرائیل نزدیک است، میبینیم
آن روز را این حرف، حرف مرد میدان است
شعر سید حکیم بینش چنین بود:
تو را در قبر کوچک دفن کردم
کنارت یک عروسک دفن کردم
ابو زهرا به طفلش گفت: بابا
نگفتی چند کودک دفن کردم؟
فاطمه ناظری نیز اینگونه شعرخوانی کرد:
بیدار شو غزه که بغضت آخرین سنگ است
بیدارشو، بیدارشو، بیدارشو! جنگ است
روشن بکن تکلیف این جنگ جهانی را
برهم بزن، قانون این دنیای فانی را
از سایه موسای تو بدجور میترسند
این نامسلمانها همه از طور میترسند
شعر زیبا جواهریان چنین بود:
گرفته زخم عمیقی سر و تن و جان را
شکسته قامت گل بوته گلستان را
دروغ و فتنه وزیده زسمت اسرائیل
سپید کرده رخ هرچه دیو و حیوان را
خروش خشم و تلاطم نفیر خفاشان
گرفته وسعت بیانتهای میدان را
به زیر آتش دشمن بیا بیا و ببین
به قلب مردم غزه نشان ایمان را
نشسته کودک تنها کنار ویرانه
به روی چهره نشانده دو چشم گریان را
میان آتش و خون و گلوله میبینی
هزار لاله زخمی به دست شیطان را
نشسته زخم تبر بر تن صنوبرها
طبیب کو که بیارد دوا و درمان را