جوان آنلاین: این روزها که در مقابل چشمهای بیتفاوت بسیاری از رهبران جهان غرب و منطقه، رژیم صهیونیستی مشغول کشتار مردم بیگناه غزه است، خوب است مروری به تاریخچه ارتباطگیری جوانان انقلابی کشورمان با مجاهدان مسلمان منطقه اعم از فلسطینی و لبنانی و... داشته باشیم. این تاریخچه، به سالهای قبل از پیروزی انقلاب برمیگردد. نهایتاً بعد از انقلاب و با گذشت دو سال از دفاع مقدس، حادثه حمله اسرائیل به لبنان در خردادماه ۱۳۶۱، چنان آتشی به جان این رژیم انداخت که همچنان دامن او و حامیانش را گرفته است. با اعزام قوای محمدرسول الله (ص) به سوریه به فرماندهی حاج احمد متوسلیان، حزبالله لبنان و سپس دیگر گروههای مقاومت در منطقه شکل گرفتند و بزرگترین شکستها را به این رژیم منحوس کودک کش وارد آوردند.
انقلابیهای ایران در لبنان و سوریه
لبنان و سوریه حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، به جهت حضور چهرههایی، چون شهید چمران، امام موسیصدر و البته گروههای متعدد فلسطینی که در اردوگاههای مختلف در درون کشورهای سوریه و خصوصاً لبنان ساکن بودند، محل تردد و آموزش بسیاری از جوانان انقلابی بود؛ شهید اصغر وصالی فرمانده گروه دستمال سرخها، شهید احمد کاظمی فرمانده لشکر ۸ نجف در دفاع مقدس، سردار رحیم صفوی فرمانده اسبق سپاه، از چهرههای شاخصی هستند که میان مجاهدان فلسطینی در لبنان یا سوریه آموزش دیدند و حتی در مقاطعی نیز به طور مستقیم با رژیم صهیونیستی جنگیدند.
در کتاب خاطرات سردار صفوی میخوانیم: «منطقه رودخانه «لیتانی» در خط مقدم جبهه جنگ با اسرائیل بود، نیروهای مبارز «سازمان الفتح» بر انجام آموزشها و تاکتیکهای نظامی و چریکی تأکید بسیار داشتند، علیالخصوص در جبهه لیتانی و نبطیه که خط مقدم جبهه جنگ با اسرائیلیها بود. من و آقای فضائلی در واحد خمپارهانداز ۸۱ میلیمتری همین جبهه لیتانی خدمت میکردیم و شبها نیز به مدت سه ساعت در باران شدید و وضعیت خیلی سخت نگهبانی میدادیم....»
فلسطینیها در جمع رزمندگان
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، شهید محمد منتظری تبلیغات بسیاری برای حمایت از جنبشهای آزادی بخش در منطقه انجام میداد. منتظری حتی در یک اقدام عجیب سعی کرده بود فرودگاه مهرآباد را با نیروهای مسلحی که همراهش بودند، در اختیار بگیرد و پروازی به کشور لیبی که در آن زمان تصور میشد جزو محور مقاومت است، انجام دهد.
اینگونه اقدامات هرچند خودسرانه بود، اما از شوقی خبر میداد که عموم مردم ایران برای کمک به نهضتهای منطقه در دل داشتند. این شوق، با ورود برخی از اشخاص به کشور پس از پیروزی انقلاب، تقویت شده بود. شهید مصطفی چمران یکی از همین افراد بود که سابقه سالها فعالیت در لبنان داشت. چمران به همراه خود، تعدادی از مبارزان لبنانی و همین طور ایرانیهایی که تا آن زمان در لبنان فعالیت میکردند را به کشور آورده بود. همین ایرانیهای جنگ دیده در لبنان و سوریه، آموزش بخشهایی از سپاه پاسداران تازه تأسیس شده را برعهده گرفتند. در این مسیر مجاهدان لبنانی و البته فلسطینی نیز آنها را همراهی میکردند.
عباس آقا زمانی معروف به ابوشریف هم از جمله افرادی بود که در لبنان و سوریه و میان مجاهدان فلسطینی آموزش دیده بود. او نیز تعدادی از چریکهای فلسطینی را به ایران آورد و همراه چهرههای دیگری، چون شهیدان اصغر وصالی و محسن گلابخش معروف به محسن چریک که همگی در لبنان با هم آشنا و آموزش دیده بودند، واحد عملیات سپاه در پادگان عشرتآباد (پادگان ولیعصر (عج) کنونی) را بنیان نهادند. به این ترتیب مجاهدان فرامرزی چه از فلسطین یا لبنان یا دیگر نقاط جهان که شعار اسلام وطنی داشتند، چه قبل و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، جوانان انقلابی ایران را دریافتند و با آغوش باز پذیرای آنها شدند.
صدور انقلاب به لبنان
مقارن با پیروزی انقلاب در ایران، کشور لبنان دستخوش جنگهای داخلی بود. فالانژها از یک طرف و جنبش امل شیعی از طرف دیگر و همین طور گروههای فلسطینی که برخی اندیشههای تندی داشتند، تحت تأثیر سایه نحس رژیم صهیونیستی که عامل تمام این بدبختیها بود، با هم میجنگیدند. این کشور دولت مقتدری نداشت و به همین خاطر چهرههایی، چون امام موسیصدر توانسته بودند خلاء امنیتی ناشی از عدم وجود نهادهای دولتی را با تشکیل گروههایی، چون جنبش امل تا حدی پر کنند.
با پیروزی انقلاب اسلامی، یک روحانی ایرانی به نام سیدعیسی طباطبایی که مدتی در نجف تحصیل کرده و مرید حضرت امام بود، به لبنان رفت. سید عیسی توانست پایهگذار نهادهایی در لبنان باشد که بعد از انقلاب در ایران فعال میشدند؛ بنیاد شهید، بنیاد جانبازان، کمیته امداد و... از جمله نهادهایی بودند که سیدعیسی طباطبایی پیرو تشکیل این نهادها در ایران، نظیر آنها را در لبنان پایهگذاری کرد. همین طور او، زمینههای فرهنگی و حتی سیاسی تشکیل حزبالله لبنان را فراهم کرد. در کنار این چهره درخشان، تعداد دیگری از ایرانیها نیز به لبنان میرفتند و عموماً فعالیتهای فرهنگی انجام میدادند.
کمی بعد، حمله مستقیم اسرائیل به لبنان در ۱۶ خردادماه ۱۳۶۱ همان اتفاقی بود که باعث شد قوای محمد رسول الله (ص) به سوریه اعزام شود. اگر صهیونیستها میدانستند تنها یکی از اثرات رفتن این قوا به سوریه، تشکیل گروه حزبالله در لبنان خواهد بود، شاید هرگز به خود جرئت اشغال لبنان را نمیدادند.
حاج احمد و قوای محمد
اولین گروه از قوای محمد (ص) به فرماندهی حاج احمد متوسلیان ۲۱ خردادماه ۱۳۶۱ به سوریه پرواز کردند. یک روز قبل، حاج احمد متوسلیان در سخنرانی صبحگاه روز ۲۰ خردادماه ۱۳۶۱ در جمع رزمندگان تیپ ۲۷ محمدرسولالله (ص) سپاه و رزمندگان تیپ ۵۸ ذوالفقار ارتش که قرار بود با هم به سوریه اعزام شوند، گفته بود: «اگر در آنجا عملیاتی انجام بدهیم، ممکن است حتی جنازه هیچ یک از شهدای ما به ایران برنگردد. تنها دالان هوایی تهران به دمشق، از فراز ترکیه میگذرد و این کشور، به علت عضویت در پیمان نظامی ناتو و روابط گرمی که با اسرائیلیها دارد، به محض اطلاع از حضور قوای نظامی جمهوری اسلامی در دمشق، قطعاً این تنها دالان هوایی را هم به روی هواپیماهای ترابری ما خواهد بست. شاید ما اولین و آخرین مجموعه رزمندگانی باشیم که به سوریه خواهیم رفت.»
به هر روی قوای محمد طی چند مرحله و پرواز، به سوریه رفتند و در پادگان زبدانی مستقر شدند. در آن زمان اسرائیل حضور این نیروها را خودکشی دسته جمعی نامیده بود. صهونیستها همانند این روزهایی که شاهدش هستیم، عادت به گزافه گویی داشته و دارند. اما حضور چند هزار رزمنده ایرانی در سوریه که مملو از پناه جویان فلسطینی و لبنانی بود، باعث پدید آمدن انگیزههای بسیاری شد. این پناه جویان در کنار مردم سوریه، این قوا را هماننده سپاه مسلمانان در صدر اسلام میدیدند. خصوصاً وقتی که رزمندگان ایرانی در نمازجمعه دمشق شرکت کردند و در مسجد اموی دوشادوش دیگر مسلمانان نماز خواندند، اندیشههایی در ذهن مسلمین منطقه شکل گرفت که بعدها نمود عینی آن را در ظهور گروههای متعدد مقاومت اسلامی دیدیم.
حزبالله لبنان که پیش زمینههای فرهنگی و سیاسی آن با حضور چهرههایی، چون سیدعیسی طباطبایی و دیگر سفیران فرهنگی کشورمان در لبنان ایجاد شده بود، تنها اندکی بعد از حضور قوای محمد، رسماً اعلام وجود کرد. در زمان حضور نیروهای حاج احمد در پادگان زبدانی، بسیاری از جوانان حزبالله به این پادگان رفت وآمد میکردند. بعد از بازگشت قوای محمد به ایران، تعدادی از نیروها همچنان در سوریه ماندند و با عقبنشینی اسرائیل از برخی نقاط لبنان، چون بیروت، هستههای آموزشی را به خود لبنان انتقال دادند. سپس حزبالله توانست رسماً اعلام وجود کند و دیگر گروههای مقاومت اسلامی یکی بعد از دیگر ایجاد شدند و اکنون کابوسی برای رژیم منحوس صهیونیستی هستند.