جوان آنلاین: مهرماه و اولین ماه سال تحصیلی رو به پایان است و هنوز یکی از دغدغههای بعضی از والدین، اضطراب کودکانشان در مدرسه است. علاوه بر سختیها و هزینههای مادی که والدین برای ورود فرزندشان به مدرسه متحمل میشوند، اضطراب مدرسه از لحاظ روانی برخی کودکان و والدین را درگیر میکند. در این زمینه با دکتر سهیلا خالقیتبار، روانشناس و مشاور گفتگو کردیم که ماحصل گفتههای این کارشناس در پی میآید.
ترس کودکان از مدرسه دلایل متعددی دارد
اضطراب کودکان برای ورود به مدرسه دلایل مختلفی دارد. به عنوان مثال بچههایی که مهارتهای لازم را برای برقراری ارتباط با دیگران ندارند، ممکن است دچار مشکل شوند یا بچههایی که حمایتهای بیش از حد از طرف والدین دریافت میکنند، باعث میشود در نبود آنها احساس ناتوانی و تصور کنند از پس کارهایشان به تنهایی برنمیآیند، به تعبیر دیگر، اعتمادبهنفس کمی دارند. مورد بعدی، نبود قانون برای کودک در خانواده است، به این صورت که بچه هر کاری دلش میخواهد، میکند و هیچ قانون و چارچوبی برای او وجود ندارد و وقتی وارد مدرسه میشود، به خاطر وجود چارچوب، قوانین و ضوابط، ممکن است سطح اضطرابش بالا رود و دچار مشکلات اضطرابی شود. بعضی از والدین هم هستند که از یکسری جملات نامناسب استفاده میکنند، مثلاً به بچهها میگویند کی میروی مدرسه از دستت راحت شویم، چند ساعت نباشی تا ما نفس راحت بکشیم. این جملات حالت تهدیدآمیز جلوه میکند و ممکن است ناخودآگاه سطح اضطراب کودک بالا رود و به جای اینکه یک فضای خوب آموزشی با فعالیتهای جانبی لذتبخش برایش تداعی شود، فرض کند مدرسه جایی برای تنبیه اوست، اما یکی از پررنگترین دلایل ترس کودکان از مدرسه، اضطراب جدایی است.
اضطراب جدایی یک اختلال است
اضطراب جدایی جزو اختلالات به حساب میآید و برای تشخیص آن در کودکان باید حداقل چهار هفته علائمی مثل ترس، اضطراب یا اجتناب از دور شدن از کسی که به او دلبسته شده به صورت مداوم دیده شود. وقتی سطح نگرانی و بیقراری دوری از کسی که به او دلبسته شده بیش از حد باشد و معقول و منطقی نباشد، این نشانه اضطراب جدایی است. مثلاً وقتی از فردی که به او دلبسته شده دور میشود، نگران است اتفاقی یا تصادفی برای او یا خودش بیفتد و دیگر نتواند او را ببیند یا کابوسهای شبانه با مضمون جدایی و از دست دادن ببیند. با این ویژگیها ما تشخیص اضطراب جدایی میدهیم. از علائم جسمانی این نوع اضطراب میشود به دردهای شکمی، حالت تهوع، تپش قلب و تعریق دست و بدن فرد اشاره کرد. با توجه به مواردی که به عنوان دلایل اضطراب در کودکان مطرح کردیم، اضطراب و جنس آن و نوع واکنشهایی که کودکان نشان میدهند در مدرسه متفاوت است و این به خاطر عواملی همچون تفاوت فضای تربیتی، نگرش متفاوتی که هر خانواده به بچهها در مورد محیط مدرسه انتقال میدهد و حتی ویژگیهایی که خود بچهها دارند و نگاه خود بچهها به مدرسه است، همه این موارد باعث میشود بچهها نسبت به رفتن به مدرسه واکنش متفاوتی از هم داشته باشند.
پیامدهای اضطراب جدایی را جدی بگیریم
اضطراب جدایی هم پیامدهای جسمانی و هم پیامدهای روانشناختی دارد که باید جدی گرفته شود. پیامدهای جسمانی قابل مشاهدهتر هستند. مثلاً میبینید بچهها با سطح اضطراب بالا دستهایشان یخ میکند یا عرق میریزند یا رنگشان میپرد یا سردرد و حالت تهوع دارند. ممکن است دستگاه گوارش آنها بیشتر کار کند یا دچار اسپاسم روده شوند. متأسفانه پیامدهای روانشناختی خیلی قابل رؤیت نیست، چون از چشم پنهان است، ما هم ناخودآگاه از آن غافل میشویم. برای اینکه بتوانیم روی مسائل روانشناختی تأکید کنیم و تسلط بیشتر داشته باشیم، باید یادمان باشد وقتی سطح اضطراب افزایش پیدا میکند، عملاً نوع تفکر نسبت به آن موقعیت باعث میشود یک نوع هیجان شکل بگیرد. همانطور که میدانیم وقتی افراد در یک موقعیت قرار میگیرند، فکری به ذهنشان خطور میکند، فکرشان نسبت به آن موقعیت است که ایجاد یک هیجان یا احساس میکند و بر اساس این روند عملاً افراد دست به یکسری رفتارها میزنند، پس آن بعد هیجانی برمیگردد به آن فکری که افراد دارند. مثلاً وقتی فرد فکر میکند نمیتواند خود را با محیطی که در آن هست، سازگار کند یا در محیطی که قانون دارد، نمیتواند قانون را بپذیرد یا حتی کمالگراست و به این فکر میکند که نکند اول نشود، این تفکرات باعث میشود سطح اضطراب به عنوان هیجان افزایش پیدا کند، بنابراین پیامدهای روانی آن میتواند یک نوع اضطراب را استارت بزند. بعد از آن ذهن شرطی میشود و وقتی در موقعیتهای آموزشی قرار میگیرد، مثلاً محیطهایی مثل مدرسه دوباره این سطح اضطراب افزایش پیدا میکند، چه بسا خیلی از ما به عنوان افراد بزرگسال همچنان هر وقت اسم مهرماه میآید، دوباره احساس میکنیم سطح اضطرابمان بالا میرود و آن هیجانات پرتنش را احساس و تجربه میکنیم و یادآوری آن خاطرات ممکن است موجب آزار و اذیت ما شود، پس حتی افراد بزرگسال هم وقتی در فضا و موقعیتهای جدید قرار میگیرند، ممکن است مضطرب شوند، پس این موضوع مختص کودکان نیست و تا حدی طبیعی است. زمانی این اضطراب ناخوشایند و غیرطبیعی است که از حد معقول و منطقی خارج شده باشد که این نیز در افراد مختلف، متفاوت است. ملاک ارزیابی به این صورت است که اگر اضطراب سطح عملکرد افراد را تحت تأثیر قرار ندهد و آسیبزننده نباشد، مشکلی ایجاد نمیکند، اما هر وقت روی روند طبیعی رفتار افراد تأثیر بگذارد، آن وقت نیاز به مداخله تخصصی است.
کاهش و درمان اضطراب راههای مختلفی دارد
برای کاهش اضطراب چندین راهحل وجود دارد و اگر بحث اضطراب جدایی باشد، نیاز به مداخلات درمانی تخصصی دارد و باید به مشاور مراجعه شود و درمان صورت بگیرد. اگر اضطراب ناشی از نداشتن مهارتها و نوع ارتباطی که والدین با بچه داشتهاند یا قوانین سخت مدرسه یا حمایت بیش از حد والدین یا جملات منفی که از طرف والدین گفته میشود باشد، میتوانیم هم روی کسب مهارتهای مورد نیاز بچهها و هم والدین کار کنیم. نیاز است سبک فرزندپروری را به والدین آموزش دهیم. افزایش مهارتهایی مثل ارتباط مؤثر، افزایش اعتمادبهنفس، قانونپذیری کودکان و سازگاری کودکان با محیطهای جدید از این نوع آموزشهاست. علاوه بر اینها میتوانیم از یکسری تکنیکها هم استفاده کنیم و وقتی کودک در محیطی قرار گرفت که سطح اضطرابش بالا رفت، بتواند آن را کاهش دهد. میتوانیم از کارتهای هیجانات استفاده کنیم که برای آشنایی بچهها با هیجاناتشان استفاده میشود. مثلاً از آنها بخواهیم خودشان به این فکر کنند که وقتی سطح اضطرابشان بالا میرود، چه کارهایی میتوانند برای کاهش آن انجام دهند تا ذهن خود آنها هم به چالش کشیده شود. چند کار روتین برای کاهش اضطراب میتوانیم به بچهها آموزش دهیم تا در موقعیت اضطراب استفاده کنند؛ یکی تنفس دیافراگمی یا همان شکمی است و برای اینکه بچهها این تنفس را راحتتر یاد بگیرند، از اصطلاح تنفس بادکنکی استفاده میکنیم و این نوع تنفس را به آنها آموزش میدهیم. به کودک میگوییم فرض کند در شکم خود بادکنکی دارد که با دم آن را پر از هوا و با مکثی کوتاه با بازدم هوای آن را خالی کند. مورد بعدی شمردن اعداد البته با توجه به سنشان به صورت معکوس مثلاً از ۱۰ تا ۱ است، میتواند کمک کند. خارج شدن به صورت موقت برای چند لحظه از فضایی که سطح اضطراب کودک را بالا برده نیز میتواند کمککننده باشد. مثلاً سر کلاس وقتی اضطرابش بالا میرود، میتواند بیرون برود و آب بخورد و برگردد یا اگر در حیاط است یک دور، دور حیاط بزند و برگردد. اگر کودک در فضای مدرسه نیست و در خانه است ولی این اضطراب او را اذیت میکند و نگران فرداست و میگوید نمیخواهد فردا به مدرسه برود و نگران و مضطرب است، میتوانیم از او بخواهیم نقاشی اضطراب و هیجانش را بکشد و شروع کند به فانتزی کردن و خندهدار کردن نقاشی تا ذهنش را به جای اینکه به سمت اضطراب ببرد، سمت یک موضوع فان سوق دهد، کمکم ذهن را شرطی کند که هر وقت احساس کرد سطح اضطرابش بالا میرود، از این روش استفاده کند تا به سمت احساس خوشایند و خوشحالی پیش رود. تنفس دیافراگمی، تصویرسازی ذهنی و توجه به تنفس میتواند به پایین آمدن سطح اضطراب کمک کند.
فراموش نکنیم اغلب اوقات اضطرابهایی که بچهها در ورود به مدرسه دارند، مقطعی است و بعد از یک زمانی با توجه به شدت، میزان و موقعیت و نوع بازخوردی که از محیط و اطرافیان دریافت میکنند، میتواند زمانش متفاوت باشد، مگر افرادی که دچار اضطراب جدایی یا دچار اختلالات اضطرابی هستند که در این زمان به خاطر قرار گرفتن در موقعیت قابل تشخیص میشود.