کد خبر: 1191854
تاریخ انتشار: ۲۳ مهر ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۰
جواد محرمی
مرثیه‌ای بر سوگ مرد اصالت و اقتباس برای درک معنای اصالت در سینمای داریوش مهرجویی می‌توان به فیلم گاو اکتفا کرد. استاد موج نوی سینمای ایران در آن بحبوحه سینمای فیلمفارسی اثری اقتباسی ساخت، آن‌هم از یک نویسنده ایرانی. 
جوان آنلاین: برای درک معنای اصالت در سینمای داریوش مهرجویی می‌توان به فیلم گاو اکتفا کرد. استاد موج نوی سینمای ایران در آن بحبوحه سینمای فیلمفارسی اثری اقتباسی ساخت، آن‌هم از یک نویسنده ایرانی. 
همین قابلیت‌هاست که فیلم گاو را در تاریخ سینمای ایران در نقطه کانونی و تاریخ‌ساز قرار می‌دهد. گاو یک‌تنه برای سینمای ایران حکم اثری را بازی کرد که سرنوشت سینما را رقم زد. فیلمی که آنقدر باشخصیت و نجیب باشد که بتواند چنین باری را بر دوش بکشد باید تا ابد مورد ستایش و تکریم قرار گیرد تا عالم هنر ایران برای آن کلاه از سر بردارد. 
داریوش مهرجویی در امریکا درس فلسفه خوانده بود. پیش از آنکه به فیلمسازی ورود کند، خود را در جهان ادبیات و رمان غرق کرده بود و فضای ادبی روزگار خود را شناخته بود. او فیلم گاو را بر پایه قصه «گاو» از کتاب عزاداران بیل نوشته غلامحسین ساعدی مقابل دوربین برد. گاو جزو اولین فیلم‌های ایرانی بود که در جشنواره‌های غربی مورد توجه قرار گرفت. جشنواره‌هایی که آن روز‌ها به‌طور کامل اصالت و درک هنری را با سیاست طاق نزده بودند. 
اگر مرحوم علی حاتمی برای ادای دین به مؤلفه‌های فرهنگ ایران کوششی تازه در سینما را آغاز کرده بود و با وجود همه قابلیت‌ها نقطه ضعف آثارش این بود که عاری از نگاهی جهانشمول و زبانی بین‌المللی بود، سینمای داریوش مهرجویی زبانی همه فهم‌تر و جهانشمول‌تر داشت تا جایی‌که نشریه لوموند در مقاله‌ای پس از موفقیت فیلم گاو در جشنواره فیلم ونیز نوشته بود: «صدای سینمای ایران برای نخستین بار به گوش می‌رسد و همراه با آن صدای کارگردان فیلم داریوش مهرجویی که سبکی تمام و کمال دارد، به‌طوری‌که آثار کورو ساوای ژاپنی و ساتیاچیت‌رای هندی را کمرنگ می‌کند.»
 
 ایستاده بر قابلیت‌های ادبیات 
مهرجویی را باید استاد اقتباس در سینمای ایران دانست. برای فهم اشراف او بر ادبیات و رمان پیش از ورود به سینما، مرور یک خاطره از مهرجویی درباره ماجرای آشنایی با غلامحسین ساعدی راهگشاست: «وقتی امریکا بودم، سردبیر مجله‌ای به اسم «پارس ریویو» بودم. مجله‌ای بود درباره ادبیات معاصر ایران. به دلیل ذوقی که در این زمینه داشتم، بخش‌های زیادی از کار‌ها را خودم ترجمه می‌کردم یا می‌نوشتم. برای جور شدن مطالب این مجله با ایران در تماس بودم و کتاب‌های تازه‌ای را که در مورد ادبیات و نویسندگان ایران درمی‌آمد، برایم می‌فرستادند. از مادرم خواسته بودم کار‌های ساعدی را برایم بفرستد و ساعدی بعد‌ها تعریف می‌کرد که یک روز یک خانم چادری آمد در خانه‌مان که به زبان ترکی حرف می‌زد (مادر من به زبان ترکی قفقازی صحبت می‌کرد). خلاصه گفته بود پسرم امریکاست و کار‌های شما را می‌خواهد. او هم یک بسته کامل از نمایشنامه‌ها و داستان‌هایش را برایم فرستاد و از این طریق مکاتبات و نامه‌نگاری‌های ما شروع شد، بدون اینکه همدیگر را دیده باشیم. چند تا از داستان‌هایش را ترجمه کردم و در مجله «پارس ریویو» گذاشتم و برایش فرستادم که خیلی خوشش آمد. بعد جلال آل‌احمد هم از این کار استقبال کرد و در سفری که به امریکا داشتم از من خواست ۲۰، ۳۰ تا از این مجله‌ها برایش بفرستم، چون خیلی متنوع بود و حتی شعر‌هایی از فروغ و شاملو و دیگران را ترجمه کرده بودم و چندتایی داستان از ساعدی، بهمن فرسی و نادر ابراهیمی هم در این مجله بود. خودم هم متن مفصلی درباره صادق هدایت و «بوف کور» نوشته بودم. خلاصه از طریق این مجله با ساعدی آشنا شدم و موقعی که آمدم ایران همدیگر را دیدیم و دوستی و صمیمیت خوبی بین‌مان ایجاد شد.»
مهرجویی برخلاف فیلمسازانی که با نگاهی تنگ‌نظرانه و سیاست‌زده سوژه‌های خود را از آن سوی آب‌ها سفارش می‌گرفتند و خود را اسیر تئوری‌های غیربومی و غیرایرانی می‌کردند و آب در هاون می‌کوبیدند، همواره دست‌کم این درایت، آگاهی و اصالت را داشت که در ساخت آثارش ایرانی بودن و اینجایی بودن را فراموش نکند. او از آنجا که استاد اقتباس سینمایی بود و در تولید فیلم‌هایش از برخی آثار ادبیات غرب برای اقتباس سود می‌برد، اما در برگردان این آثار هرگز به‌طور کامل گرفتار جسم و جان تمدن غرب نشد و روح و جانمایه دغدغه‌های فلسفی او به فضای سنت‌ها و حکمت ایرانی وفادار ماند. فیلم گاو بهترین شاهد مثال برای فهم و درک این فیلمساز از ظرفیت‌های فرهنگی سرزمین ایران است. 
 
 آقای سینمای کمدی 
نمی‌توان درباره سینمای مهرجویی سخن گفت و از کمدی‌های او غافل ماند. در وضعیتی که فیلم‌های طنز و کمدی این روز‌ها و از دو دهه پیش گیشه سینما‌های ایران را به قرق خود درآورده‌اند و طیفی از فیلم‌های ضعیف تا متوسط به نام سینمای کمدی بار گیشه را به دوش می‌کشند، درگذشت استاد موج نوی سینمای ایران بهانه خوبی برای ادای دین نسبت به دو اثر کمدی قابل تأمل و توجه در تاریخ سینمای کشور است. اجاره‌نشین‌ها مربوط به اواسط دهه ۶۰ است. فیلمی که اغلب آن را به عنوان شاخص و آبرویی برای سینمای کمدی می‌شناسند و تا به امروز فیلم دیگری در این ژانر نتوانسته جایگاه آن را متزلزل کند. میهمان مامان اثر دیگری از مهرجویی است که ۲۰ سال بعد و در دهه ۸۰ ساخته شده و با اینکه یک کمدی تلخ محسوب می‌شود و در مرتبه‌ای پایین‌تر از اجاره‌نشین‌ها قرار می‌گیرد، اما باز می‌توان برای خلق آن به مهرجویی‌آفرین گفت و به خاطر آن به سینمای ایران بالید.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار