تقویم امروز مزین به گرامیداشت مقام و منزلت صبورترین مردان این سرزمین است. امروز سالروز آغاز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی است. به نیت قدردانی از ایثار و فداکاری تمام غیورمردان آزاده کشورمان یادی میکنیم از سید آزادگان، مرحوم حاج سیدعلیاکبر ابوترابیفرد. حاج سیدعلیاکبر ابوترابیفرد در زمان اسارت با وجود آزار و شکنجههای غیرانسانی عراقیان، رفتاری چنان محکم و تزلزلناپذیر داشت که حتی سربازان و افسران عراقی را هم تحت تأثیر قرار میداد. او با تدبیر و دلسوزی، توانست معنای ماندن، زیستن و دلایل زندگی را در آن شرایط سخت و طاقتفرسا برای اسیران جنگی ترسیم کند و راه سخت زندگی اردوگاهی را هموار سازد تا جایی که رهبری او در اردوگاههای عراقی، زبانزد همه آزادگان ایرانی شد؛ اسرا از وی با نام پدری حکیم یاد میکنند.
۱) در سال ۱۳۱۸ در شهر قم چشم به جهان گشود. جد پدریاش، مرحوم آیتالله سیدابوتراب حسینیفرد، از علمای بزرگ شهرستان قزوین و جد مادریاش، آیتالله سید محمدباقر علوی قزوینی، از علمای بزرگ و مجتهدین بنام بود. او در هفت سالگی تحصیل را آغاز و بعد از اخذ مدرک، تحصیلات متوسطه را در رشته ریاضی ادامه داد و در سال ۱۳۳۶ موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. در سال ۱۳۳۷ برای کسب علوم حوزوی به مشهد مقدس مشرف شد و در مدرسه نواب به تعلیم و تعلم اشتغال یافت. با شروع نهضت حضرت امام (ره)، به شهر قم مراجعت کرد و در مدرسه حجتیه سکنی گرفت تا در متن فعالیتهای یاران امام قرار گیرد. پس از تبعید حضرت امام، در سال ۱۳۴۴ به نجف اشرف رفت و به کسب فیض مشغول شد. ایشان در سال ۱۳۴۹ در حالی که سطح را به پایان رسانده بود در راه بازگشت به ایران، در مرز خسروی دستگیر و زندانی شد و اجازه بازگشت به حوزه علمیه نجف اشرف را نیافت.
۲) با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه رفت و کنار شهید دکتر مصطفی چمران در ستاد جنگهای نامنظم، به سازماندهی نیروهای مردمی پرداخت. آزادی منطقه پرحادثه و خطرناک «دُبِّ حُردان» به فرماندهی وی در رأس یک گروه متشکل از ۱۰۰ رزمنده، یکی از اقدامات اوست. در همان ماههای اول جنگ، عملیاتی در جنوب کشور برای بازپسگیری ارتفاعات «اللهاکبر» برنامهریزی شد. سید همراه سه نفر دیگر برای شناسایی به عمق نیروهای عراق رفت تا راه عبوری برای هجوم نیروهای ایرانی پیدا کند، ولی به محاصره نیروهای عراقی درآمد و در تاریخ ۲۶/۹/۱۳۵۹ اسیر شد.
۳) به گفته اسرای هشت سال دفاع مقدس، مرحوم ابوترابی در سختترین شرایط اسارت درپی بهبود فضای اسارت برای اسرای ایرانی و ارشاد سربازان عراقی بود. آنها خاطرات زیادی را از او تعریف کردهاند، یکی از آنها مربوط به رئیس کمیسیون اسرا در عراق به نام تیمسار نزار است. به گفته یکی از اسرا، تیمسار افسری مغرور و سنگدل بود. او روزی برای بازرسی به اردوگاهی که سید در آن اسیر بود، میرود و بعد از بازدید حین برگشت از اردوگاه، سید خودش را به او میرساند و میگوید: «این گیوهها را یکی از اسرا بافته است، به یادگار از طرف همه به شما هدیه میکنم.» تیمسار با تعجب میپرسد: «شما چه کسی هستید؟» سید خودش را معرفی میکند. تیمسار که در جمع افسران عالیرتبه و محافظانش ایستاده بود، دستش را بالا میبرد و به حاجآقا احترام نظامی میگذارد. اسرای ایرانی و عراقیهایی که آنجا ایستاده بودند، مات و مبهوت به این صحنه نگاه میکنند. تیمسار بعد از صحبت با سید، به فرمانده اردوگاه دستور میدهد برخی امکانات رفاهی را برای اسرا
فراهم کنند.
۴) سید بعد از ۱۰ سال با لقب «سید آزادگان» به میهن اسلامی بازگشت. او بعد از آزادی دست از خدمت نکشید و مشکلات آزادگان، جانبازان و ایثارگران را پیگیری میکرد. سفرهای شبانهروزی به شهرها و روستاهای کشور و رسیدگی به حال دردمندان و نیازمندان، روش همیشگی او بود. ایشان در تابستان ۱۳۶۹ نمایندگی ولیفقیه در امور آزادگان را برعهده گرفت و در دوره چهارم و پنجم مجلس شورای اسلامی نیز به عنوان نفر دوم و سوم به مجلس راه یافت.
۵) مجاهد خستگیناپذیر حاجسیدعلی اکبر ابوترابیفرد سرانجام در تاریخ ۱۲/۳/۷۹ در حالی که به همراه پدر بزرگوارشان آیتالله حاجسیدعباس ابوترابی عازم مشهد مقدس بودند، در جاده بین سبزوار و نیشابور، بر اثر تصادف جان به جان آفریدند. یادشان گرامی و راهش پررهرو باد!