ناصر گلستانی مدرس قرآن و منتقد آثار هنری نقاشی و گرافیک، نقاشی عاشورایی «عرش بر زمین افتاد» یکی از آثار حسن روحالامین را مورد نقد فنی قرار داده است یک منتقد و کارشناس آثار نقاشی در نقد فنی نقاشی عاشورایی «عرش بر زمین افتاد» اثر حسن روحالامین میگوید: در یک تابلوی نقاشی با زمینه عاشورایی یا هر عنوان مقدس، نباید صرف شلوغی کار و وجود رنگهای گرم و از طرفی استفاده از احساس و دانش و اعتقاد پاک و خالصانه بیننده از موضوع و واقعه مقدس مبنا باشد تا او را دچار اشتباه در حقایق و در نهایت دچار کلی بینی کند.
ناصر گلستانی، مدرس قرآن و منتقد آثار هنری نقاشی و گرافیک در یادداشتی نقاشی عاشورایی «عرش بر زمین افتاد» یکی از آثار حسن روحالامین را مورد نقد فنی قرار دادهاست.
«اگر قرار باشد شما به عنوان یک نقاش رئالیست، فردی را در محاصره و حلقه دشمنان به جهت کشتن وی، آن هم با نهایت غیظ و کینه دشمن نقاشی کنید، آیا جز این است که حتماً و قطعاً باید نیت، نگاه، جهت و انرژی دشمنان همه به سمت آن فرد تنها و مظلوم باشد؟! و آیا هر دشمن را در جایگاه خود از فیزیک، فرم یا فیگور و حضور صحیح و واقعگرایانه قرار نمیدهید؟!
وی مینویسد: در این اثر به غیر از شخصی که تیک خوردهاست، سایر اشخاص را جداگانه بر اساس زاویه نگاه، جهت و فرم بدن و حس و انرژی آنان نسبت به نیت و حضورشان بررسی نمایید! به طور مثال شخص حلقه یک، در اوج دشمنی در چهره، گویی قصد کشتن فرد جلویی خود را دارد! و کاری با امام ندارد!
شخص حلقه چهار، گویی هیچ حس و ربطی در این واقعه عظیم ندارد، یعنی فیگوری مخصوص آتلیه عکاسی دارد!
اشخاص حلقه شش، که هر کدام به مانند اشخاص دیگر، مونتاژ نابجایی دارند و تنها برای دورشدن از یکنواختی در ترکیببندی محیطی چیدهشدند، ولی غافل از بیربطی حضورشان در این بزرگترین اتفاق عالم و هستی! به عبارتی عدمرعایت کمپوزیسیون ناموزون عناصر اصلی قرار دارند.
شخص حلقه ۱۲، این پرتره مرا به یاد نگارگریهای کتاب حافظ میاندازد و اینکه این شخص در این معرکه کجای ماجرا است!
شخص حلقه ۱۳، با هیکل و حضوری رومیگونه در نقاشیهای متقدمان و خارج از عرف در کل صحنه که معلوم نیست با این همه ورزیدگی و مهارت، دقیقاً کجای اسبسوار را نشانه رفتهاست! که شاید الهامی از قاتل حضرت حمزه علیهالسلام در فیلم محمد رسولالله باشد.
شخص حلقه ۱۶، کلاً به نظر میآید حواسش به دوربین است تا حضور خود را در این واقعه بزرگ تاریخی ثبت کند!
گلستانی در ادامه آورده: باقی بررسی شخصیتها و موارد به عهده خود شما، فقط فراموش نشود که هنوز این جماعت حاضر در این کادر اکشن نتوانستهاند ضربهای به سوارکار وارد کنند و پرواضح است که هر کدام مشغول نواختن ساز خود هستند! مگر حضور چند تیرانداز ناشناس از دور...!
در یک تابلوی نقاشی با زمینه عاشورایی یا هر عنوان مقدس، نباید صرف شلوغی کار و وجود رنگهای گرم و از طرفی استفاده از احساس و دانش و اعتقاد پاک و خالصانه بیننده از موضوع و واقعه مقدس، او را دچار اشتباه در حقایق و در نهایت دچار کلیبینی و انحرافات کند، چراکه با مونتاژکاریهای ناشیانه دیتیلها، خواسته یا ناخواسته به شعور و فهم بیننده توهین خواهد شد.»
بنابراین گزارش جریان نقد فنی و کارشناسانه آثار تجسمی میتواند به اصلاح و ارتقای کیفی این عرصه از هنر در کشورمان کمک زیادی بکند؛ جریانی که بحق جای آن در عرصه هنری کشور خالی است، اما باید نسبت به تقویت آن در آینده امیدوار بود. پیش از این نیز در مطلبی با عنوان «نقص حرکت در نقاشیهای حسن روحالامین» به قلم جواد محرمی، نویسنده روزنامه جوان نکاتی فنی درباره نقاشی که مبتنی بر حدیث سلسلهالذهب کشیدهشدهبود، ذکر شد.