همه عشق کودکی من از دهه محرم این بود که به مدرسه عالی شهید مطهری بروم و شب شام غریبان شمع در دست کنار سایر بچهها از زبان طفل یتیم کربلا زمزمه کنم: «این شتران را تو به تندی مران، ساربان ساربان/ طفل یتیمی ز حسین گم شده ساربان ساربان/ قامت زینب ز الم خم شده ساربان، ساربان». هنوز هم وقتی زمزمه میکنم به کودکیای برمیگردم که دوست داشتم چادر سر کنم و شبیه قصههایی شوم که مادرم از غربت سه ساله امام حسین (ع) تعریف میکرد.
مکتب حسین بن علی یعنی از طفل شیرخوار تا پیرمرد ۹۰ ساله آماده نثار جان خود در راه امام زمان (عج) هستند. عشق به امام حسین (ع) همانطور که فقیر و غنی نمیشناسد، سن و سال و کوچک و بزرگ هم نمیشناسد. تکتک ما غم عشق حسین (ع) را با شیر مادر گرفتیم. به واسطه پدر و مادرهایمان نمکگیر روضه شدیم. به چشمهای خود برای ترشدن التماس میکردیم. از زیر چادر و روسری با قطرهای آب زیر چشم خود را خیس میکردیم که تظاهر به گریه کردن کنیم و بعدها اشک خودش میآمد.
هنوز هم جلودار دستههای سینهزنی و عزاداری پسران کوچکی هستند که سنگینی میله پرچمی را تحمل میکنند که مزین به نام سیدالشهدا (ع) و ابوالفضل العباس (ع) است. هنوز هم دختران کوچک شام غریبان شمع در دست در کوچهها و خیابانها میچرخند و یاد کودکان یتیم کربلا را زنده میکنند. حرکت امام حسین (ع) و یارانشان به سمت کربلا از هر بعدی میتواند برای ما و فرزندانمان راه نجات و چراغ هدایت باشد چراکه لحظه به لحظه در مسیر تربیت صحیح برای تکتک ماست. تربیت از جوانی نیست، بلکه از کودکی باید شروع کرد. خیلی وقتها ما یک بنایی را کج میگذاریم، آجری را لق قرار میدهیم، بعدها توقع داریم یک بنای صاف تحویل بگیریم، در حالی که فراموش میکنیم پیریزی این بنا در همان کودکی صورت میگرفت.
ما هویت مذهبی خود را در کودکی کسب کردیم و با مطالعه و تعمق بیشتر در طول سالهای متوالی، توانایی تشخیص درست و غلط را به دست آوردیم. شکلگیری هویت مذهبی کودک در هیئتها و مراسم عزاداری امری صحیح است تا در سنین نوجوانی به پرسشهای اساسی برسد و در نهایت با تفکر و تعمق به جزئیات پی ببرد. «مامان چرا گریه میکنی؟»، «بابا چرا ناراحتی؟» پرسشهایی است که کودکان بعد از دیدن چهره اشکآلود یا اندوهگین میپرسند و این بهترین زمان برای توضیح دلیل عزاداریهاست، البته نباید فراموش کرد که باید به گونهای وقایع را توضیح دهیم که احساس ترس و وحشت به آنها غالب نشود. بیان جزئیات چندان اثرگذار نیست، بلکه میتوان روایت را کودکانه در ذهن کودک ثبت کرد تا اصولی مثل مبارزه با ظلم، عشق به همنوعان، کمک به ضعیفان، حقطلبی و راستگویی در قلب آنها حک شود.
اگر فرزندانمان به طبل یا پرچم عزاداری علاقه دارند، برایشان تهیه کنیم و از قبل محرم آنها را با نمادهای عزاداری آشنا کنیم. قرار نیست حتماً با پخش مداحی یا نوحهسرایی، کودک خود را برای چنین فضایی آماده کنیم. میتوان با تغییر رنگ لباس در روزهای تاسوعا و عاشورا، خواندن قرآن یا دعا، تغییر نواهایی که معمولاً در خانه پخش میشود یا با آویزان کردن یک پرچم سیاه در خانه، همسویی با عزاداران را به کودک نشان داد تا او فکر نکند این مراسم مربوط به آدمهای بیرون از خانه است، البته که نباید بچهها را وادار به حضور در هیئت کرد، اما میتوان به گونهای رفتار کرد که بچهها برای حضور در هیئت و مراسم عزاداری ترغیب شوند. اولین نکته صبوری والدین و به خصوص مادران است. قطعاً حضور در مراسم عزاداری به همراه کودکان باعث میشود بخشی از سخنرانی یا حتی همه سخنرانی را متوجه نشویم. ممکن است درست لحظهای که ارتباط مؤثری با مراسم گرفتیم، مجبور شویم بچه را به سرویس ببریم. هزاران، اما و اگر دیگر که سختیها و البته شیرینیهای خود را دارد.
میتوان بچهها را به هیئتهایی برد که دوست دارند و به هر دلیلی متمایل و شیفته حضور در آن جمع هستند. دلیل این تمایل میتواند محیط بازی خاص باشد یا پیدا کردن دوستی که بتوانند با او ارتباط مؤثری بگیرند.
کودکان از بزرگترها الگو میگیرند و اگر الگوی درستی ببینند و والدین و اطرافیان نزدیک خود را به عنوان انسان موفق باور کنند، برای شبیه شدن به آنان تلاش میکنند. کافی است برای این تربیت، روح فرزند خود را از الگویهای درست تغذیه کنیم. هیئت و روضه همان الگوی درست و تربیت زنده و اثرگذار است.
شاید کمتر کسی از این زاویه مراسم عزاداری را دیده باشد که همواره قسمت زنانه روضهها و هیئتها خیلی خاص است. نه به جهت عزاداری بلکه به دلیل حضور رنگبهرنگ و سنین مختلف کودکان؛ کودکانی که به نسبت بزرگسالان انگیزههای مشخص معنوی برای حضور در چنین مراسمی ندارند، تحمل سرما و گرما را ندارند، هنگام خروج از مراسم به دلیل تجمع اذیت میشوند. نوزادانی که از صدای بلندگو اذیت میشوند. دسترسی به سرویس بهداشتی برای آنها سختتر است. گرسنه میشوند. بهانه میگیرند، اما با همه اینها شاید اکثر غریب به اتفاق بچهها حضور در مراسم عزاداری را دوست داشته باشند. مادرانی که شرایط بسیار سختی را تحمل میکنند، اما باور دارند که حضور بچهها در چنین مراسمی در تربیت دینی آنها و دریافت مفاهیم متعالی، مؤثر است و در این مسیر خدا آرامآرام در دلهای کوچک و پاک آنان خانه میکند.