مستند ضد (لباس شهرت) تلاشی است برای پرداختن به جامعه امروز که جلسه نمایش و نقد و بررسی این اثر، وجوه مختلف ساخت آثاری با این محتوا را بررسی کرد. محسنکریمیان، کارگردان مستند ضد (لباس شهرت) در جلسه نمایش و نقد و بررسی این اثر که در قالب «پاتوق مستند» برگزار شد، عنوان کرد: زمانی که کار را با شبکه شروع کردیم، درونمایه اصلی ما، نقد نظام سرمایهداری بود؛ نظامی که موتور محرک مدرنیته است و روی سبک زندگی ما اثر گذاشته است. ما تلاش کردیم مجموعهای در راستای نقد مظاهر مدرنیته تولید کنیم و برای آن محدودیت موضوعی هم نداشتیم.
کریمیان با اشاره به اینکه مستند «ضد» در دو فصل ۴۰قسمتی تولید شدهاست، اظهار کرد: این مجموعه مستند، فیلم ـ مقاله است، اما استانداردهای آن را ندارد، چراکه از نظر من مخاطب عام، ارجاعات را دوست ندارد، بلکه میخواهد یک روایت سرراست را بشنود. البته تلاش کردیم که مستند انتقادی باشد، اما لحن خاصی نداشتهباشد و مخاطب تصور نکند که ما برای او تصمیمگیری کردیم.
وی درباره چالشهای تولید این مستند توضیح داد: سرعت در تولید یکی از چالشهای ما بود، یعنی همزمان که متن نوشته میشد، به دنبال آرشیویابی قسمت بعد بودیم و قسمت دیگری را تدوین میکردیم. اگر من زمان بیشتری در اختیار داشتم، از آرشیو بهتری استفاده میکردم، اما از یک جایی به بعد بیشتر به دنبال جریانسازی بودم تا به عنوان مثال افراد بیشتری درباره حجاب و مد اسلامی کار تولید کنند.
کارگردان «ضد» با اشاره به موضوع حجاب در قسمت (لباس شهرت) گفت: ما تنها به دنبال نمایش وجه سرمایهداری این موضوع نبودیم، چراکه جنبههای سیاسی و اجتماعی نیز دارد. ناگفته نماند من از چارچوبهای محتوایی مقاله که مجموعهای از یافتههاست، استفاده میکردم و آن را برای مخاطب به نمایش میگذاشتم.
در ادامه حامد شکیبانیا، میزبان برنامه اظهار کرد: در واقع میتوان گفت «ضد»، فیلم ـ مقالهای است که ارجاعات آن دیده نمیشود، به گونهای که کارگردان در برخی از قسمتها با اقبال در پیدا کردن آرشیوها مواجه نبودهاست. در این قسمت یعنی «لباس شهرت» ما با یک روایت به شدت دانای کل که خارجیها به آن صدای خدا میگویند، مواجه هستیم.
وی ادامه داد: مستند «ضد» از کپشن استفاده نکرده و کار درستی انجام داده است. رسانه ملی در این کار افراط و استفاده از کارشناس در مستند را ضعیف کردهاست، به همین دلیل مستندسازان از این کار فراری هستند. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که مستندسازان به دنبال افراد درجه یک در آثار خود هستند تا از آنها بهره ببرند و اثر خود را غنی کنند؛ اتفاقی که کمتر در مستند ضد (لباس شهرت) شاهد آن هستیم. بحث حجاب از منظرهای عرفی، شرعی و قانونی پردامنه است.
در ادامه مریم فتحیاصل، پژوهشگر فضای مجازی حوزه زن و رسانه در سینما گفت: در بحث حجاب استایل یا لباس شهرت دو دیدگاه فرهنگگرایانه و مدگرایانه وجود دارد که ما باید حد وسط این دو دیدگاه را رعایت کنیم. دیدگاه اول معتقد است که باید از حاکمیت و دولت برای کارهای سلبی استفاده کرد و دیدگاه مدگرایانه میگوید باید از تمام ظرفیت برای جهانیشدن بهره برد. روایت مستند به نفع دیدگاه اول یعنی فرهنگگرایانه است.
وی با بیان اینکه اصل مستند مقابله با نظام سرمایهداری است، گفت: نقد مستقیم من این است که مستند برای مسئله مطرحشده راهکاری ارائه ندادهاست. نمیشود وارد صنعت مد شد و در دام سرمایهداری نیفتاد. اتفاقاً باید از ظرافت فرهنگی و ارزشهایی که داریم، نهایت استفاده را ببریم.
این پژوهشگر فضای مجازی حوزه زن و رسانه تصریح کرد: ما در دین اسلام آراستگی داریم، ولی خودآرایی نداریم. میتوانیم با استفاده از این آراستگی، پوشاک مناسب خود را با ابزارهای آنها عرضه کنیم، اما، چون این عرصه توسط کسانی که ارزشهای فرهنگی و دینی برایشان مهم است، خالی شده و دست کسانی افتادهاست که شاید خود این عرصه را قبول ندارند، با چنین وضعیتی مواجه هستیم.
وی یادآور شد: بلاگرهای حجاب، فرصت مناسبی در اختیار دارند و میتوانند برای ارائه حجاب استفاده کنند، به شرط آنکه با مفهوم و فلسفه حجاب آشنا باشند و مدلینگ را نمایان نکنند. ناگفته نماند که ما ظرفیتهای مد را نمیشناسیم و همچنین ظرفیتهای بومی و فرهنگی را. ما درگیر چرخه مد شدیم؛ چرخهای که طبقه پایین را با خود همراه میکند تا به طبقه بالا برسد و از سوی دیگر به طبقه بالا میگوید باید متمایز از دیگری شود. قبل از هر نوع اقدامی باید به شناخت برسیم.