کتاب چهار گفتار شامل چهار سخنرانی حضرت آیتالله العظمی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی است که با توجه به موضوع مشترک تمامی آنها یعنی تبیین و تحلیل زمینهها و عوامل مؤثر در بروز حادثه عاشورای سال ۶۱ هجری قمری در کربلا به صورت یک مجموعه منتشر شدهاست. در تمامی گفتارهای چهارگانه هدف از این مباحث توجه دادن جامعه اسلامی به عوامل بروز انحراف جامعه صدر اسلام به منظور جلوگیری از تکرار فاجعه عاشورا در دوران معاصر است.
در صفحاتی از این کتاب میخوانیم:
اولین عبرتى که در قضیه عاشورا ما را به خود متوجه مىکند، این است ببینیم چه شد که ۵۰ سال بعد از درگذشت پیغمبر (صلوات اللهوسلامه علیه)، جامعه اسلامى به آن حدى رسید که کسى مثل امام حسین (علیه السلام)، ناچار شد براى نجات جامعه اسلامى، چنین فداکارى اى بکند؟ این فداکارى حسین بن على (علیه السلام)، یک وقت بعد از هزار سال از صدر اسلام است؛ یک وقت در قلب کشورها و ملتهاى مخالف و معاند با اسلام است؛ این یک حرفى است، اما حسین بنعلى (علیه السلام)، در مرکز اسلام، در مدینه و مکه ـ مرکز وحى نبوى ـ وضعیتى دید که هر چه نگاه کرد، چاره اى جز فداکارى نداشت؛ آن هم چنین فداکارى خونین با عظمتى! مگر چه وضعى بود که حسینبن علی (علیه السلام)، احساس کرد که اسلام فقط با فداکارى او زنده خواهد ماند، والا از دست رفتهاست؟! عبرت اینجاست. روزگارى رهبر و پیغمبر جامعه اسلامى، از همان مکه و مدینه پرچمها را مى بست، به دست مسلمانها مى داد و آنها تا اقصى نقاط جزیره العرب و تا مرزهاى شام مى رفتند؛ امپراتورى روم را تهدید مىکردند؛ آنها از مقابلشان مى گریختند و لشکریان اسلام پیروزمندانه برمى گشتند؛ که در این خصوص مى توان به ماجراى «تبوک» اشاره کرد. روزگارى در مسجد و معبر جامعه اسلامى، صوت و تلاوت قرآن بلند بود و پیغمبر با آن لحن و آن نفس، آیات خدا را بر مردم مى خواند و مردم را موعظه مى کرد و آنها را در جاده هدایت با سرعت پیش مى برد، ولى چه شد که همین جامعه، همین کشور و همین شهرها، کارشان به جایى رسید و آنقدر از اسلام دور شدند که کسى مثل یزید بر آنها حکومت مىکرد؟! وضعى پیش آمد که کسى مثل حسینبن على (علیه السلام)، دید که چارهاى جز این فداکارى عظیم ندارد! این فداکارى در تاریخ بى نظیر است. چه شد که به چنین مرحله اى رسیدند؟ این، آن عبرت است. ما باید این را امروز مورد توجه دقیق قرار دهیم.