حرفهای او به دل مینشیند؛ فردی که با روشهای نو و جدید و البته با زبان نزدیک به عامه مردم، واقعیتهای دین را بیان میکند. حجتالاسلام امیررضا سلطانی، کارشناس مسائل تربیتی، خانواده و معارف اسلامی است. وی به مناسبت هفته احیای امربهمعروف و نهیازمنکر در گفتگو با روزنامه جوان شرایط این فریضه مهم الهی را برشمرده و ضمن بررسی نواقص موجود در جامعه ما در این حوزه میگوید: لازمه امربهمعروف حس عشقورزی، نوعدوستی و انساندوستی، حس خیرخواهی و خیررسانی بوده که همه اینها نیازمند دقت، فکر و مطالعه است.
امربهمعروف و نهیازمنکر با رعایت شرایط آن یک تکلیف شرعی عمومی برای حفظ احکام اسلام و سلامت جامعه است. با این مقدمه میخواهیم بفرمایید شرایط امربهمعروف و نهیازمنکر چیست و چگونه باید انجام شود؟!
خداوند متعال در عین حال که دستوراتی در دین ما قرار داده، راه اجرا و تبیین آن را نیز بیان کرده است، ولی این اشکال در جامعه ما وجود دارد که فقط با عنوان دستورات کار داریم و به روح و محتوای دستورات کاری توجهی نمیکنیم. مثلاً برخی دستورات مثل امربهمعروف را هر طور که مایلیم انجام میدهیم، نه آنطور که بیان شده و در نهایت نتیجه درستی به دست نمیآوریم. امربهمعروف و نهیازمنکر نیز یکی از توصیههای مهم مطرح شده از سوی خداوند مهربان است که در جهت بررسی و تبیین و انجام درست آن کار جدی صورت نگرفته است. سالهاست به دنبال یک مجموعه علمی، اصولی و کاربردی پیرامون امربهمعروف هستیم. رسانهها و مراکز مختلف هم فعال هستند و برای آن هزینه میکنند، اما نتیجه مطلوبی نداشته است.
چند سال پیش کلاسی داشتم تحت عنوان قرآن و زندگی که هر ترم ۲۰ جلسه بود. حدود سه ترم مقدمات بحث امربهمعروف و نهیازمنکر طول کشید. در تمام مباحث معرفتی، اخلاقی، تربیتی و خانوادگی، اکثر افراد حاضر درکلاس این سؤال را مطرح میکردند که پس امربهمعروف و نهیازمنکر چی میشه؟ میگفتم «به بچه زور نگوییم»، «کسی را به کاری مجبور نکنیم»، «تولید کدورت و اختلاف و دعوا نکنیم» و «به دیگران حق انتخاب دهیم. در تمام این مباحث این سؤال را میپرسیدند «پس امربهمعروف چه میشود؟»، هر چه ما از اصول تربیت و مباحث خانوادگی گفتیم، والدین از امربهمعروف پرسیدند! امام صادق (ع) در بحث امربهمعروف خیلی فنی و کارشناسانه و زیبا میفرمایند: با سکوت خود دیگران را دعوت کنید. با سکوت و بدون حرف زدن چطور دیگران را به خوبی دعوت کنیم؟ تصور میکنیم همه مشکلات فقط با حرف زدن حل میشود. در حدیث دیگر میفرمایند: کُونُوا دُعَاةَ اَلنَّاسِ بِأَعْمَالِکُمْ وَ لاَ تَکُونُوا دُعَاةً بِأَلْسِنَتِکُمْ فَإِنَّ اَلْأَمْرَ لَیْسَ حَیْثُ یَذْهَبُ إِلَیْهِ؛ با غیر زبان خویش مردم را دعوت کنید، مردم باید ورع، کوشش، نماز و خیر شما را ببینند. آن چیزی که کارساز و اثرگذار است، عمل است. یک جمله و راهکار طلایی «هر چیزی که میخواهیم گفتار کنیم را رفتار کنیم».
منظور شما این است که تا شخصی به کمال، اخلاق و دانش کافی نرسیده، نباید به این حوزه ورود کند، وگرنه اثرگذاری نخواهد داشت؟
اساساً امربهمعروف «روی مخ دیگران رفتن» و «اذیت کردن» دیگران نیست بلکه امربهمعروف اثرگذاری است. امربهمعروف یعنی من خودم را بسازم و تا حدی جذاب و خواستنی باشم که هر کسی من را دید، آب دهانش راه بیفتد و دوست داشته باشد مثل من شود. به فرموده امام صادق (ع) فردی که خود را اصلاح نکرده است، چگونه میخواهد دیگران را درست کند؟! برخی افراد میگویند من نماز میخوانم و میخواهم دیگری را درست کنم، بله درست است تو نماز میخوانی، اما همان نماز نیازمند مقدماتی است. در تمامی رسالهها این نکته نوشته شده که یکی از شرایط امربهمعروف «اثرگذاری» است لذا وقتی ما اثرگذار نیستیم، از گردن ما امربهمعروف ساقط است. چه کسی اثرگذار است؟! کسی که خود را در همه ابعاد ساخته باشد. فردی که یک دریا جذابیت داشته باشد، میان مردم رفت و آمد کند و همه از حضور او لذت ببرند. پیامبر اکرم (ص) نماز خود را در مسجد میخواند و زمانی که از مسجد بیرون میآمد، به حدی در دلها نفوذ داشت که مردم از بودن در کنار پیغمبر اکرم (ص) لذت میبردند و تشنه گفتگو با او بودند. مردم میپرسیدند چگونه است شکمبه روی سر او میریزند، اما از کوره درنمیرود، عصبانی نمیشود، فحش نمیدهد، نفرین نمیکند، کینه به دل نمیگیرد، پرخاش نمیکند و در مقابل محبت هم دارد. مردم زمانی که دیدند از مسجد چنین خروجیای وجود دارد، به دنبال پیغمبر اکرم (ص) وارد مسجد میشدند. در واقع آنچه برای مردم اثرگذار بود، نماز پیامبر اکرم (ص) نبود بلکه اثر نماز پیامبر اکرم (ص) بود. امربهمعروف این است که ما به خودمان بپردازیم؛ (خودسازی). حضرت علی (ع) فرمودند: طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ عَیْبُهُ عَنْ عُیُوبِ النَّاسِ؛ خوش به حال کسی که اینقدر مشغول رسیدگی و رفع عیوب خودش است که فرصت ندارد به اشکالات دیگران سرک بکشد. کسی که دنبال اصلاح و رفع عیوب خودش باشد، مایه آرامش خود و جامعه است ولی کسی که فقط دنبال عیبیابی و درست کردن دیگران است و از رسیدگی به خود غافل است، باعث زحمت و اذیت خود و جامعه میشود. در روایتی آمده است: «امربهمعروف طبابت است»، آیا من طبیب هستم که امربهمعروف کنم؟! میگویند: «حاج آقا واجب است!» واجب امربهمعروف برای کسی است که در اصطلاح خودمانی «بلد باشد». ما هنوز طبیب امربهمعروف نشدهایم. ما باید راهکارهای امربهمعروف و شرایط آن را یاد بگیریم. به اسم امربهمعروف در جامعه توهین میکنند و داد و فریاد راه میاندازند، در حالی که داد زدن خودش یک منکر است. وقتی کسی داد میزند، اثر منفی دارد، عصبانیت، پرخاش و توهین کردن و از کورهدررفتن منکر است، بسیاری از افراد هنوز منکر و معروف را تشخیص نمیدهند. امربهمعروف و نهیازمنکر کاری بسیار حرفهای و تخصصی است.
فقدان اطلاعات و آگاهی در اثرگذاری امربهمعروف به چه مواردی برمیگردد؟
ما بینهایت در جامعه درگیر ظواهر هستیم، با واژهها سرگرم هستیم و با واقعیتها مأنوس نیستیم. فضای جامعه، کارها و هزینهها و فعالیتهایی که به اسم امربهمعروف انجام میشود، نشان میدهد کسانی که خودشان را در حوزه امربهمعروف مسئول میدانند، با واقعیت آن کاملاً آشنا نیستند، چراکه اگر آشنا بودند، شاهد این همه رویداد و اتفاق ناگوار در حوزه امربهمعروف نبودیم. ما میخواهیم بگوییم کار تخصصی است و باید برویم و متخصص شویم یا با راهکارها و روشهای درست آشنا شویم. لازمه امربهمعروف حس عشقورزی، نوعدوستی و انساندوستی، حس خیرخواهی و خیررسانی بوده که همه اینها نیازمند دقت، فکر و مطالعه است. شاید کسی بگوید پس با این صحبت، کسی متخصص نیست. بالاخره تا کاری را یاد نگرفتهایم، ورود و انجام آن کار جز خرابی حاصلی ندارد. اگر نمیتوانیم اثرگذار باشیم، لااقل باعث بدتر شدن اوضاع نشویم. از امام حسین (ع) معنای ادب را پرسیدند؟ فرمودند: ادب عبارت است از اینکه وقتی که از خانه خارج میشوی به هرکسی برخورد میکنی، در او فضیلتی و برتری نسبت به خودت ببینی. واقعاً این راهکار یک مهارت مهم است که بتوانم در هر انسانی یک فضیلت و یک روزنه ببینم. در این صورت است که میتوانیم دستگیر و مفید و خیرخواه باشیم. نقطه مقابل خودبرتربینی و خودبزرگبینی همین ادبی است که سیدالشهدا (ع) بیان فرمودند. هر زمان کسی را بهتر از خود دیدیم، یعنی ادب! ما باید نگاه، تفکر و نگرش خود را صاف کنیم و به زبان ساده، هر کاری تخصص خود را میطلبد که باید آن را یاد بگیریم. یکی از مقدمات نماز این است که حتی نخ دکمه لباس من نباید غصبی باشد، لذا امربهمعروف هم مقدمه، اصول، قاعده و روش خود را دارد. اهل بیت (ع) طوری امربهمعروف میکردند که توهین و تحقیر به دنبال نداشته باشد و شخصیت طرف از بین نرود و اذیت نشود. نمونه بارز آن وضوی امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نزد یک پیرمرد است، طوری موضوع را بیان کردند که حرمت او حفظ شود و آرامش وی از بین نرود. الا بذکرالله تطمئن القلوب، یعنی اصل بر آرامش روحی و روانی است که نباید از بین برود، چراکه ما میخواهیم افراد را جذب و به آنها حال خوب منتقل کنیم، لذا هر چیزی که این اصل را زیر سؤال ببرد، محل اشکال است. ما در اجتماع میبینیم که افراد کارنابلد و غیرتخصصی وارد موضوعات تخصصی میشوند. امربهمعروف در جامعه ما انجام میشود، اما به صورت غلط. به دلیل همین غلط انجام شدن هم نتایج خوبی ندارد.