سینما در دنیای معاصر، جدی و تخصصی شده و عمق زیادی پیدا کرده است و اگر به سینما نگاه سطحی داشته باشیم در واقع خود را از سینما محروم کردهایم. در سالهای اخیر اصطلاح دانشبنیان را زیاد شنیدهایم و من به سینمای دانشبنیان زیاد فکر میکنم. مجید اسماعیلی، مدیرعامل موزه سینما با بیان این مطلب در نشست «بررسی تطبیقی مفهوم قهرمان و ضد قهرمان در سینمای ایران و هالیوود» که در محل این موزه برگزار شد، گفت: نمیتوانیم در حوزه اجتماعی فیلم بسازیم و از یک متخصص اجتماعی مشورت نگیریم. من معتقدم هیچ چیز در دنیای جدید سطحی نیست، همه چیز جدی و عمیق است و امروزه هوش مصنوعی و تکنولوژی هم به سینما کمک میکند، به همین دلیل باید در سینما موشکافانهتر به مسائل بپردازیم.
اسماعیلی افزود: بسیاری از افراد معتقدند سینما باید قهرمان داشته باشد، حال این سؤال پیش میآید که قهرمان چیست و چه اتفاقی میافتد که به یک موقعیت و جریان، قهرمان و ضدقهرمان میگوییم. ممکن است این ضدقهرمان، تفکر یا موجودات فضایی یا بلایای طبیعی باشد، اما آیا قهرمانان خود را شناختهایم؟ در سینمای ایران قهرمان باید واجد چه شرایطی باشد تا به آن قهرمان بگوییم؟ به نظرم قهرمان کسی است که ما سعی میکنیم شبیه آن شویم، الگوی ما شود و از آن تبعیت کنیم.
جواد طوسی، منتقد سینما نیز در بخش دیگری از این نشست گفت: «قهرمان» موجودیت خود را در شرایطی به دست میآورد که قابلیت الگو شدن در متن جامعه یا آن سیستم را داشته باشد و این میتواند خصایص مختلفی از جهت مبانی انسانی، اخلاقی، شهامت، روحیه کنشمندی، عدالتخواهی و حتی مرگآگاهی به همراه داشته باشد. اما قهرمان واقعی کسی است که بدون اینکه بخواهد این نشانهها و خصایص والا را به شکلی متظاهرانه به رخ بکشد، به یک ضرورت الزامآور و اجتنابناپذیر عینی و تاریخی رسیده باشد تا در آن ساحت دلخواه و الگوپذیر قرار بگیرد. در واقع قهرمان باورپذیر و سمپاتیک نباید پز قهرمانانه بدهد و این دغدغهمندی باید در ذاتش وجود داشته باشد.
ژانر دفاع مقدس و قهرمانهایش
طوسی خاطرنشان کرد: کشوری، چون امریکا که قدمت تاریخی چندانی ندارد، با همین تولیدات فرهنگی و هنری و در عین حال حرفهای و خوشساخت خود به خوبی میتواند نظر مخاطبان کشورهایی را که در این زمینه کمکاری کردهاند به خودش جلب کند تا مضامین و وجوه ساختاری آثار متنوعش شوند. اساساً «ژانر» ارتباط ناگسستنی با مناسبات حرفهای دارد؛ باید کمپانی، استودیو یا بخش خصوصی را به درستی تعریف کنید تا گونهشناسی موضوعیت پیدا کند؛ موردی که همچنان حلقه مفقوده سینمای ماست.
وی ادامه داد: اگر در دوران پس از انقلاب ژانری به نام «سینمای جنگ» را تجربه کردیم و توانستیم در آن کم وبیش خوب پیش برویم، خودِ آن رخداد تاریخی به ما کمک کرد و شرایطی را به وجود آورد تا سینماگرانی مانند رسول ملاقلیپور، ابراهیم حاتمیکیا و احمدرضا درویش را داشته باشیم؛ سینماگرانی که در دل آن رویداد بودند و توانستند چراغ این ژانر را روشن نگه دارند. اما آیا توانستیم مراقبتهای لازم را برای حفظ این ژانر انجام دهیم؟ امیدوارم در چنین شرایطی، نسلهای جوان و پرانگیزه این دوران قهرمانهای تأثیرگذار و دغدغهمند خود را از دل جامعه ملتهب معاصر پیدا کنند و در معرض دید مخاطب این زمانه بگذارند.
غلامرضا گودرزی، استاد دانشگاه نیز با بیان اینکه به اقتضای حرفه اش که آیندهپژوهی است فیلمهای زیادی میبیند، گفت: امروزه چیزی که در آیندهپژوهی مورد بحث است جدا از اقتصاد «بحران هویت» و جنگ میان هوش مصنوعی و انسان است و اگر میخواهید حرفتان را قبول کنند باید ابزاری به اسم رسانه داشته باشید. آیندهپژوهان میگویند ما خلق میکنیم و رسانه پخش میکند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه هالیوود، یک مکتب فکری است، ادامه داد: هالیوود قهرمان را طوری میسازد که مردم در همه جای دنیا با آن همذاتپنداری کنند. آنها چرخه درستی طراحی کردند که درست جواب میدهد، اما چرخه قهرمانسازی در سینمای کشور ما معیوب است و برای این مشکل باید از سیاستگذاران، دانشگاهیان و فعالان فرهنگی استفاده کرد. به نظرم آینده با وجود نگرانکننده بودنش، روشن است. گودرزی بیان کرد: برخیها بر اساس آنچه که در گذشته انجام دادهاند امروز قهرمان هستند یا قهرمانان گذشتهاند و برخی قهرمانان آیندهاند، اما سینمایی میتواند به جامعهاش خدمت کند که بدون کنار گذاشتن قهرمان گذشته، قهرمان آینده را خلق کند.