حمله به بوشهر
بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی جمهوری اسلامی ایران، صدام که تصور میکرد ایران از روی ضعف این قطعنامه را پذیرفته است، ابتدا سعی کرد آن را نپذیرد و سپس وقت را غنیمت شمرد تا حملات هوایی را به مراکز اقتصادی و حساس ایران انجام دهد. در کتاب روند جنگ ایران و عراق میخوانیم: «نیروی هوایی عراق بلافاصله به تأسیسات و ساختمانهای نیروگاه اتمی بوشهر حمله کرد و با ۱۲ جنگنده، ۲۳ بمب را بر این نیروگاه فرو ریخت و آن را به کلی ویران کرد.»
در واقع صدام نمیخواست به راحتی دست از سر ایران بردارد. او که هشت سال تمام به امید گرفتن اراضی کشورمان یک جنگ ویرانگر را به دو کشور تحمیل کرده بود، حالا که میدید جنگ بدون رسیدن به اهدافش در حال تمام شدن است، میخواست به هرترتیب زهر خود را بریزد و حداکثر آسیب را به ایران اسلامی برساند.
محاصره مجدد خرمشهر
بعد از پذیرش آتش بس از سوی ایران و متعاقباً پذیرش آن توسط عراق، حداکثر دو، سه روز آرامش نسبی در مرزها برقرار بود. سپس در ۳۱ تیر، صدام حملات گستردهای به مرزها انجام داد و میخواست مجدداً خرمشهر را تصرف کند. در کتاب میخوانیم: «از سحرگاه جمعه ۳۱ تیرماه ۶۷ دشمن از دو محور کوشک و شلمچه پیشروی خود به داخل خاک ایران را آغاز کرد. گفته میشد که یکی از اهداف عراق در این تهاجم، تصرف مجدد خرمشهر بود. ارتش عراق در این شرایط با استفاده از ۶ لشکر مانوری و با سرعت تمام، یک بار دیگر از مرزهای بینالمللی عبور کرد. مثل روزهای آغازین جنگ تحمیلی، در استان خوزستان تا نزدیکیهای شهر اهواز پیشروی کرد.»
در آخرین تهاجم جدی عراق به داخل مرزهای ایران، آنها توانستند از محور کوشک حدود ۳۰ کیلومتر پیشروی و جاده اهواز- خرمشهر را در این محور تصرف کنند. سپس خود را تا نزدیکیهای کارون رساندند و شهر خرمشهر را دوباره محاصره کردند. اگر خرمشهر سقوط میکرد و جنگ در همین شرایط به اتمام میرسید. بدون شک عراق با دست پر در میز مذاکرات حاضر میشد و این مسئله میتوانست تاریخ جنگ تحمیلی را به گونه دیگری ترسیم کند.
عملیات سرنوشت
در پی هجوم ناجوانمردانه دشمن به مرزهای کشورمان که در خلف وعده آشکار نسبت به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بود حضرت امام یک پیام تاریخی به رزمندهها ارسال کردند که در نوع خود بینظیر است. در این پیام که بخشی از آن در کتاب روند جنگ ایران و عراق آمده است، امام (ره) فرموده بودند: «باید متر به متر بجنگید. اینجا نقطه حیاتی کفر و اسلام است، یعنی نقطه شکست و پیروزی یا اسلام یا کفر.»
به دنبال این پیام، رزمندگان چنان حماسهای مقابل لشکرهای زرهی دشمن انجام دادند که آنها را وادار به عقبنشینی کردند. در بخشی از کتاب میخوانیم: «این پیام امام خمینی روحیه حماسی رزمندگان اسلام را به اوج رساند و مردم ایران را یکبار دیگر مقابل خوی جنگ طلبانه دشمن بسیج کرد. این پیام در پیروزی رزمندگان اسلام در هوای داغ و طاقت فرسای خوزستان نقش تعیین کنندهای داشت و موجب عقب زدن دشمن شد... با بسیج یگانهای سپاه در مقابله با ارتش عراق، قوای دشمن در اواخر جمعه شب ۳۱ تیرماه ۶۷ تا نزدیک مرز عقب رانده شد.»
عملیات سرنوشت نشان داد که به رغم کمبودهایی که جبههها اواخر جنگ از آن برخوردار بودند، باز هم میتوان با دست خالی و تأسی به ایمان و اراده الهی، به دشمنی که از تسلیحات بیشماری بهره میبرد فائق آمد و او را در اوج قدرتش شکست داد.