نویسنده حوزه ادبیات پایداری کشورمان میگوید: کسی نمیتواند جلوی نوشتن افراد را بگیرد، مگر اینکه خود ناشران وسواس به خرج دهند و آثاری را که به دستشان میرسد با وسواس، دقت و راستیآزمایی بیشتری بررسی و روانه چاپ کنند. این اتفاق برای ناشران صورت نمیگیرد پس نمیشود امیدوار بود که بتوان جلوی چاپ این قبیل موارد را با بخشنامه، آییننامه و فیلتر گرفت. قوام و کیفیت ادبی آثار دفاع مقدس مسئله و دغدغهای است که همواره ذهن فعالان این حوزه را به خود مشغول کرده است. اینکه یک اثر ادبی در ژانر دفاع مقدس با لحاظ کردن قواعد و اصول نویسندگی تا چه اندازه میتواند ارتباطی مؤثر با خواننده برقرار کند، موضوعی است که اهمیت آن انکارناپذیر است. گلعلی بابایی، نویسنده شاخص ادبیات دفاع مقدس درباره این موضوع به ایبنا میگوید: ژانر دفاع مقدس و گونههای آن مشابه سایر ژانرها و حوزههای دیگر، کاملاً ثابت نیست و نویسندگان زیاد به آن پایبند نیستند. چند نفر به عنوان معضل از آن یاد کردند، ما در ژانر دفاع مقدس چند گونه از جمله مستند، داستان، تاریخ، تاریخ شفاهی و خاطره داریم.
وی افزود: آنچه به نظر، شاید مدنظر باشد، همین گونه زندگینامههاست که مستند است. همین مستند داستانی گونهای است که برای افراد خیلی خوب جا نمیافتد. اگر مستند است پس داستانش چیست؟! بعد کتاب را که تورق میکنیم، میبینیم همان داستان است، نه منبع و رفرنسی دارد، نه تاریخی، نه زمان و مکانی. همه موارد مجهول است. تنها یک سیر داستانی را روایت میکند. این معضل وجود دارد، بیشتر هم در ژانر دفاع مقدس این اتفاق میافتد، مخصوصاً در حوزه شهدای مدافع حرم خیلی بیشتر است. شاید، چون دوران رزمندگی این افراد زیاد طولانی نبوده و نویسنده برای اینکه او را به یک حجمی برساند، مجبور است کارهایی کند و اضافاتی بیاورد. این موارد بیشتر بحث تراوشات ذهنی نویسنده است تا اینکه واقعیتهای زندگی آن شهید را منعکس کند، پس چنین معضلی وجود دارد.
بابایی در پاسخ به این سؤال که ناشران برای بهبود این وضعیت چه کار میکنند، گفت: این موارد آییننامهپذیر نیست. کسی هم نمیتواند جلوی افراد را بگیرد، مگر اینکه خود ناشران وسواس به خرج دهند و آثاری را که به دستشان میرسد با وسواس، دقت و راستیآزمایی بیشتری بررسی و روانه چاپ کنند. این اتفاق برای ناشران صورت نمیگیرد، پس نمیشود امیدوار بود که بتوان جلوی چاپ این قبیل موارد را با بخشنامه، آییننامه و فیلتر گرفت.
نویسنده و منتقد حوزه ادبیات پایداری این عدم تطابق را آسیب ندانست و بیان کرد: نمیتوان گفت این اتفاق آسیب است، چون بخشی از مخاطبان چنین کتابهایی را میپسندند. شاید نقصی که بخواهیم از این موارد بگوییم این است که شخصیت آن شهید به خوبی درنمیآید و سوژه کار برای مخاطب جا نمیافتد، چون داستان بیشتر روی جزئیات و اتفاقات روزمره میگذرد. مثلاً اگر بخواهم یک کار پژوهشی درباره فلان عملیات انجام دهم، میبینم در مورد فلان شخصی که فرمانده عملیات بوده کتابی وجود دارد یا خیر، به آن کتاب مراجعه میکنم تا بتوانم برای کار اصلیام استفاده کنم، اما چیزی دستم نمیآید.