انسان دارای ذهن بسیار تکامل یافتهای است. همین خصیصه باعث میشود که او از سایر موجودات در جهان هستی متمایز شود. انسان دارای ذهن بسیار تکامل یافتهای است. همین خصیصه باعث میشود که او از سایر موجودات در جهان هستی متمایز شود. ذهن تنها به مغز محدود نمیشود و در واقع ترکیبی است از هوش تمام اعضای بدن از جمله مغز. ذهن انسان قادر است واقعیت را به شیوهای بسیار تکامل یافته و از طریق ترکیب حواس و قابلیت شرطی شدن آنها درک کند، اما آنچه واقعاً آن را خاص میکند، توانایی درک واقعیتها یا به عبارت دیگر قدرت «تخیل» است. ذهن انسان توانایی «رویاپردازی» و تصور واقعیتهای پیچیده را دارد. توانایی واقعی ما به عنوان انسان در قدرت رویاپردازی و تصور ما نهفته است، مهم نیست ضریب هوشی ما چقدر است. آنچه اهمیت دارد این است هر یک از ما قادر به تصور واقعیتهایی هستیم که به آنها میاندیشیم. هر فردی چه کودک و چه بزرگسال دارای ترجیحات منحصر به فرد، خواستهها و نیازهای خاص خود است. انسانها خواستههای بسیار پیچیدهتری نسبت به حیوانات دارند، بنابراین انسانها توانایی ایجاد واقعیتهای گستردهتر با سرعتی بسیار سریعتر از سایر موجودات را دارا هستند. با وجود داشتن چنین تخیل پیشرفتهای، بسیاری از انسانها توان به کارگیری قدرت آن را ندارند، زیرا از ماهیت واقعی خود به عنوان یک «خالق» آگاه نیستند، در حالی که خداوند به ما موهبت خلاقیت نیز بخشیده است. ما آرزو میکنیم، رویا میکنیم، تصور میکنیم، اما تعداد کمی از ما واقعاً اجازه میدهیم که این آروزها و رویاها به منصه ظهور برسند، زیرا یاد گرفتهایم در برابر خواستههای خود «مقاومت» کنیم. بنابراین سؤال این است چگونه میتوان قدرت درونی را با شناخت ماهیت واقعی خود به عنوان یک «خالق» تجلی بخشید و خواستهها را عملی کرد.
شما فقط جسم نیستید
جسم و بدن ما ملموس و مشهود است، بنابراین طبیعی است که خودمان را با آن شناسایی کنیم، اما غیر از این وجود ملموس، ما یک هویت غیرظاهری نیز داریم. گاهی چنان غرق هویت ظاهری خود هستیم که این ماهیت ناآشکار خود را فراموش میکنیم. فراموش میکنیم که ما شامل بدن «آشکار» و همچنین آگاهی «پنهان» هستیم.
در اصل ما منبعی هستیم که این واقعیت فیزیکی را ایجاد کردهایم و همچنین ما مخلوق موقتی هستیم که شکل انسانی به خود گرفته است. ما چنان در هویت «آفریده» غرق شدهایم که ماهیت و ذات واقعی خود را به عنوان «خالق» کاملاً فراموش کردهایم. شناخت این «دو جنبه» از وجود انسانی، نگرش ما را به زندگی تغییر خواهد داد.
باور داشته باشید
آیا تاکنون در مورد «قانون جذب» چیزی شنیدهاید؟ براساس این قانون میتوانیم هر واقعیتی را که به آن «فکر میکنیم» جذب کنیم. بله ما میتوانیم هر واقعیتی را که میخواهیم به سادگی با اجازه دادن به خود برای تجلیبخشی به خواسته آن در درون خود محقق کنیم. مشکل این است که اکثر ما الگوهای مقاوم و محدودیتکننده در درون خود داریم که مانع از آشکار شدن این خواستهها میشود. شما میتوانید با باور به اینکه هر واقعیتی به منصه ظهور خواهد رسید، آن را تجلی ببخشید. باور کردن و انتظار دو شیوهای هستند که ذهن به آنها اجازه تجلی میدهد. اگر باور یا انتظار نداشته باشید که خواسته و آرزوی شما رخ خواهد داد، در واقعیت به صورت فیزیکی محقق نخواهد شد. اکنون میدانید که چرا رویاهایتان هنوز به واقعیت تبدیل نشدهاند، به این دلیل است واقعاً باور ندارید که میتوانند محقق شوند و واقعاً انتظار ندارید که محقق شوند.
از مقاومت دست بردارید
چگونه باید قدرت درونی خود را آزاد و آشکار کرد؟ پاسخ به این سؤال خیلی ساده است مقاومت نکنید! شاید پاسخ عجیبی باشد، اما تنها دلیلی که شما واقعیت رویای خود را زندگی نمیکنید، این است که بخش ذهن شما به نوعی در برابر ظهور توانایی خود مقاومت میکند.
چرا در برابر پیشرفت خود مقاومت میکنید؟ زیرا محدودیتهای زیادی در ذهن خود دارید. شاید احساس کنید به اندازه کافی خوب نیستید یا با خود فکر کنید «آن نوع زندگی به این راحتیها هم نیست.» این افکار محدودکننده شما را از رسیدن به واقعیت جدید باز میدارد.
دست از این بدبینی بردارید و پیشداوری نکنید. شما اینجا نیستید که بجنگید و «سخت کار کنید» تا واقعیت خود را آشکار کنید، شما اینجا هستید تا رویاپردازی کنید و رویای شما بیدردسر محقق شوند.
خود را رها کنید
شاید به نظر برسد این نوع تفکر در درون خود یک تناقض دارد، زیرا میگوید تنها کاری که برای فعال کردن نیروی درونی خود باید انجام دهید، این است که «آرام شوید» و افکار محدودکننده و مقاوم درون خود را رها کنید.
شما نیازی به انجام هیچ نوع تکنیک تجسمبخشی یا تأکیدی ندارید، فقط باید افکار محدودکننده را کنار بگذارید. هر فکری که به شما بگوید «این امکان پذیر نیست» یک فکر محدودکننده است. هر فکری که به شما بگوید «زمان زیادی طول میکشد تا آرزویم محقق شود» یک فکر محدودکننده است، هر فکری که به شما بگوید «من نمیتوانم آنچه را که میخواهم به دست بیاورم» یک فکر محدودکننده است.
شما خالق قدرتمندی هستید، قدرت خود را با فعالسازی هوش ناملموس خود تقویت کنید تا به شما نشان دهد چگونه میتوان بدون زحمت هر چیز معقول و منطقی را که متصور هستید، رنگ واقعیت ببخشد.