کد خبر: 1165510
تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۴۰۲ - ۰۵:۴۰
حسن فرامرزی

حافظ ما را به سرزمین عجیبی دعوت می‌کند که در آن رنجش مساوی با کافری و انکار حق است: «وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم/ که در طریقت ما کافری است رنجیدن»
کفر در حقیقت پوشاندن حق است و وقتی ما در زندگی مدام و مرتب رنجش، شکایت و خشم تولید می‌کنیم، این سه در پی هم می‌آیند. وقتی می‌رنجیم لب به شکایت می‌گشاییم و خشمی پنهانی یا آشکار را در خود می‌یابیم. از سرزمین رضا و تسلیم به سرزمین نارضایتی و طغیان کوچ می‌کنیم؛ و کسی که طغیان می‌کند چگونه می‌تواند حق پرست باشد؟
نکته دیگر این است که هر کسی می‌تواند ردّ رنجش‌ها را در خود جست‌وجو کند: چرا ما می‌رنجیم؟
ما می‌رنجیم، چون انتظارات و توقعاتی از دیگران داریم که آن انتظارات برآورده نمی‌شود.
در حقیقت ما می‌رنجیم، چون محاسبات و معادلات ما اشتباه از آب درمی‌آید. به سخن دیگر ما می‌رنجیم، چون به جای اینکه آویزان حق باشیم آویزان این و آن هستیم در صورتی که خداوند می‌گوید: به من چنگ بزنید و از من بخواهید: واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا.
چرا ما در خیالات خود متفرق می‌شویم و آن آزادی و شادی حقیقی را از دست می‌دهیم و دچار رنجش می‌شویم؟ چون به جای اینکه اعتصام به حق داشته باشیم به دانش، تقوا، زور، قدرت و جایگاه خود می‌بالیم.
حافظ که لسان غیب است به ما توصیه می‌کند تقوا و دانش و هنر داشته باشید، اما آویزان تقوا و دانش و هنر خود نباشید، یعنی اگر می‌خواهید خود را شناسایی کنید خود را با حق شناسایی کنید نه با تقوا و دانش و هنرتان: «تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است/ راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش»
از همین بیت حافظ علت رنجش‌های ما معلوم می‌شود: ما هر وقت تکیه گاه خود را از حق به سمت داشته‌های خود و دیگران می‌چرخانیم احساس سرگشتگی و گمگشتگی می‌کنیم.
اگر به حق تکیه کنیم و به او توکل کنیم - مثلاً کار کنیم، اما خود را از قید و بند نتیجه و حواشی کار رها سازیم - در آن صورت رنجشی نخواهد بود یا از بار رنجش‌هایمان کاسته خواهد شد.
من می‌رنجم، چون می‌گویم با فلانی از در دوستی درآمدم، اما فلانی از در دوستی با من درنیامد. به فلانی قرض دادم، اما فلانی به من قرض نداد.
چرا می‌رنجم؟ چون به حق قرض نداده‌ام. اگر من به آن آیه که من یقرض‌الله قرضا حسنا عمل می‌کردم آن قرض من دیگر به یک دوست نبود، بلکه به حق بود، بنابراین من انتظار و توقع جبران نداشتم.
امام علی (ع) می‌فرماید: «یا رب قوّ علی خدمتک جوارجی / خدایا به جوارح من نیرو بده تا به تو خدمت کنند.»
وقتی کسی به چنین نگرشی می‌رسد اعمال و رفتار خود را تقدیم حق می‌کند نه تقدیم افراد، بنابراین از افراد توقع و انتظاری نخواهد داشت و به تبع آن، رنجشی هم در میان نخواهد بود یا از بار رنجش‌ها کاسته خواهد شد.
نکته پایانی اینکه رنجش‌های ما علامت روشنی است که نشان می‌دهد چقدر زندگی خود را در مسیر درست و صواب قرار داده‌ایم.
هر چقدر کم‌تر برنجیم به آن معناست که اعتصام به حق داریم و راه زندگی را درست طی می‌کنیم و هر چقدر رنجش‌ها در ما زیاد می‌شود یعنی به جای حق، آویزان این و آن، خیالات، پندارها، افکار و نقشه‌های خود شده ایم و، چون افراد و پندار‌ها و نقشه هایمان آن گونه که می‌خواسته ایم پیش نرفته‌اند رنجیده خاطر شده‌ایم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار