د وقتی مادری طفل خود را تنبیه میکند آن طفل، گریان و نالان برای گریز از آن شرایط غمانگیز - و شاید در دنیای کودکانهاش- بحرانزده، باز هم به آغوش مادر پناه میبرد! دقت کردهاید وقتی مادری طفل خود را تنبیه میکند آن طفل، گریان و نالان برای گریز از آن شرایط غمانگیز - و شاید در دنیای کودکانهاش- بحرانزده، باز هم به آغوش مادر پناه میبرد! این یکی از زیباترین و درسآموزترین صحنههای زندگی است، یعنی حتی در همان شرایط هم پناهگاهی ایمنتر از آغوش مادر برای کودک وجود ندارد.ای کاش این درس بزرگ را در مناسبات بزرگسالی هم بیاموزیم و به کار ببریم، اما افسوس که گذشت ایام و دروغهای بزرگسالی و تبعات آن- که غرور، خودخواهی و فردیت از جمله آنهاست- این واکنشهای زیبا و حسهای قشنگ را از بین میبرد و جای خود را به قهرهای طولانی و حتی جداییها میدهد، اما حرف حساب ما در این مقال چیست؟ حرف این است که حتی در روزهای طوفانی و بحرانزده نیز پناهی جز آغوش همدم و همراه همیشگیمان جستوجو نکنیم. قدیمیها میگفتند: «زن و شوهر دعوا کنند، ابلهان باور کنند.» این عبارت در واقع حکایت از عهد و پیوند مستحکم میان زن و شوهر دارد که حتی هنگام اختلاف و مشاجره و دعوا نیز قرار نیست گسسته شود. حرف این است که اگر گاهی قهر هم باشیم و آسمان زندگی مشترکمان ابری و بارانی شود و حتی اگر کار به طوفان بکشد، چتری بر سر یکدیگر خواهیم بود، زیرا اگر این چتر برای دونفر نباشد، بدون شک کوچکترین سیلابی کاشانه مشترک ما را ویران خواهد کرد.
در آستانه اول ذیالحجه سالروز ازدواج فرخنده حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) هستیم، به این مناسبت زیبا در پرونده کاشانه امروز، نه تنها به موضوع سازگاری زوجین پرداختهایم، بلکه ضرورت ازدواج دوباره را برای آنانی که به هر دلیلی همسر خود را از دست دادهاند، مورد تأکید و بررسی قرار دادهایم. امید که خوانندگان این سطور در جایگاه زوجین، چتری دونفره برای تمام روزهای آفتابی و بارانی زندگی مشترکان باشند.