کد خبر: 1153128
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۰
در گفت وگوی «جوان» با شاعر و پژوهشگر ادبیات فارسی به بهانه اجرای نمایش «هفت‌خان اسفندیار» مطرح شد
سینماگر ایرانی حتماً باید شاهنامه را بشناسد هر قسمت از شاهنامه فردوسی، به دلیل داشتن ظرفیت‌هایی همچون انتظار‌آفرینی، چالش، همذات‌پنداری، جدال و تعلیق قابلیت اقتباس برای نمایشی کردن، چه به شکل نمایش صحنه‌ای، چه فیلم و چه سریال را دارد.
محمد صادقی

ادبیات داستانی فارسی منبع غنی از داستان‌ها و افسانه‌هاست که می‌تواند دستمایه تولید فیلم‌ها و نمایش‌های متعدد شود، اما در مقابل شاهد این هستیم که بخش اعظم تولیدات نمایشی در ایران، برگردان متون غربی است. اجرای نمایش «هفت‌خان اسفندیار» به همت سازمان «اوج» بهانه‌ای شد تا به جایگاه ادبیات فارسی در تولید متون نمایشی نگاهی داشته‌باشیم.
دکتر محمود اکرامی فر، مدرس دانشگاه، پژوهشگر فرهنگ و رسانه و شاعر در گفتگو با «جوان» می‌گوید: «ساخت هر نمایش، فیلم یا سریالی برمبنای داستان شکل می‌گیرد، در ادبیات ما به ویژه در حوزه شعر کتاب‌هایی همچون مثنوی، بوستان و منطق‌الطیر وجود دارد که سرتا سر آن‌ها داستان است. یا حکایت‌های گلستان و کتاب آسمانی که سرشار از قصص قرآنی است که یوسف و زلیخا مهم‌ترین آن قصص هستند. پس می‌توان ادعا کرد که قصه یکی از قالب‌های انتقال معنا است، چون قصه یا داستان، ظرفیت شخصیت‌پردازی هم به شکل مستقیم هم به شکل غیر مستقیم دارد.»
ظرفیت بالای شاهنامه برای تبدیل‌شدن به فیلم و سریال
اکرامی‌فر می‌افزاید: «به اعتقاد من هر قسمت از شاهنامه فردوسی، به دلیل داشتن ظرفیت‌هایی همچون انتظار‌آفرینی، چالش، همذات‌پنداری، جدال و تعلیق قابلیت اقتباس برای نمایشی کردن، چه به شکل نمایش صحنه‌ای، چه فیلم و چه سریال را دارد. ضمن اینکه خود فردوسی شخصیت‌پردازی دقیقی دارد، دیالوگ‌های ماندگاری سروده و فضاسازی و تصویر‌سازی قابل‌توجهی نیز برای هر کدام از ماجرا‌ها روایت کرده‌است.»
این استاد دانشگاه با اشاره به ویژگی عدد هفت که در هفت‌خان‌های شاهنامه آمده‌است، عنوان می‌کند: «هفت در فرهنگ ما عددی خاص و قابل‌اعتنا است، مثل هفت روز هفته، هفت سنگ زدن به شیطان و بیت معروف «هفت شهر عشق را عطار گشت، ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم». در شاهنامه دو هفت‌خان داریم؛ یکی هفت خان رستم و دیگری هفت‌خان اسفندیار. در هر دو هفت‌خان، قهرمان داستان برای حمایت از خانواده و مملکت خود، برای سیاست مدن یا سیاست منزل حرکت می‌کنند. رستم حرکت می‌کند، هفت‌خان را طی می‌کند برای نجات کیکاووس که پادشاهی در بند دیو سفید است و اسفندیار برای نجات خواهران خود که اولی برای سیاست مدن و دومی برای سیاست منزل. این راه افتادن و حرکت کردن در داستان حائز اهمیت است و داستان را رو به جلو می‌برد و در نهایت به پایان خوش هر دو هفت‌خان می‌رسیم که هر دو قهرمان موفق می‌شوند.»
اکرامی‌فر با واکاوی خلاصه‌ای از خان‌های شاهنامه عنوان می‌کند: «اسفندیار برای نجات خواهران خود با هفت مرحله یا هفت مشکل مواجه می‌شود که برای عبور از آن‌ها حتی از یکی از دشمنان خود به نام گرگسار نیز استفاده می‌کند و او همیشه به عنوان مشاور و راهنمای اسفندیار مورد توجه قرار می‌گیرد. نکته‌ای که فردوسی در این‌جا به ما تأکید می‌کند، این است که اگر دشمن شما آدم فهمیده‌ای است برای پیروزی بر دشمن مشترک می‌توان از او استفاده کرد. هر چند که فردوسی در نهایت و در خان هفتم کشته‌شدن گرگسار را روایت می‌کند.»
تسلط کامل فردوسی بر تکنیک‌های داستانسرایی
اکرامی‌فر در ادامه گفت: «هفت‌خان اسفندیار هم تقریباً مشابه هفت‌خان رستم است. آنچه از این هفت‌خان‌ها دریافت می‌شود، تسلط فردوسی به تکنیک‌های داستانسرایی است که از موارد جذاب آن می‌توان به جدال اشاره کرد. جدال یا درگیری با خود و نفس اماره که در خان چهارم، اسفندیار را با نفس خود به واسطه زن جادوگر که به شکل زنی زیبا‌رو قصد اغوا کردن او را دارد، درگیر می‌کند و در نهایت آن زن را از بین می‌برد. درگیری و جدال با حیوانات، درگیری با طبیعت که در بسیاری از فیلم‌ها هم وجود دارد در شاهنامه هم هست؛ در خان ششم اسفندیار و در خان دوم رستم هر دو باید از بیابان، برف و باران عبور کنند. درگیری با نیرو‌های ماوراء‌الطبیعه مانند حیوانات وهمی و خیالی مثل دیو و غول، همگی در خدمت پیشبرد داستان هستند.»
روزنامه‌نگار و مجری برنامه‌های ادبی در پاسخ به اینکه چرا گنجینه‌های ادبی همچون شاهنامه آن‌طور که باید مورد توجه آثار نمایشی قرار نگرفته‌اند، می‌گوید: «مسائل متعددی می‌تواند علت این کم‌کاری‌ها باشد؛ برخی از کارگردان‌ها، تهیه‌کننده‌ها و نویسنده‌های ما به خوبی با ادبیات کلاسیک خودمان آشنا نیستند، در صورتی که بزرگ‌ترین شاهکار‌های سینمایی جهان، آن‌هایی هستند که از ادبیات کلاسیک اقتباس شده‌اند. دیگر اینکه در بین برخی مرض یا بیماری روشنفکری و ادای روشنفکری درآوردن وجود دارد؛ اینکه می‌پنداریم چیزی که خودمان داریم، خوب نیست که حکایت «آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد» است. سینماگر و تئاتری کار ایرانی باید اول شاهنامه‌شناس خوبی باشند. ضمن اینکه شاید این افراد به این نتیجه رسیده‌اند که داستان‌های شاهنامه به حد کافی گفته شده‌است و شاید ساختن اثری که قصه آن را مردم می‌دانند، نتواند موفق شود. در صورتی که این برداشت اشتباه است و حداقل، مخاطب جهانی نشان داده که از ادبیات کلاسیک، اسطوره‌ها، افسانه‌ها و داستان‌ها استقبال خوبی می‌شود به شرطی که خوب به آن‌ها پرداخته شود و درست برای آن‌ها هزینه شود.»
شاعر بیت معروف «یا علی گفتیم و عشق آغاز شد» تأکید می‌کند: «باید اهمیت و ضرورت اسطوره‌ها، افسانه‌ها و داستان‌های ما که به نوعی هویت ملی ما را می‌سازند و عرق ملی ما را تقویت می‌کنند، برای نوجوانان گفته و خوب تحلیل شود. یکی از ایراد‌های آموزشی ما نداشتن تحلیل ابیاتی مثل هفت‌خان است. اینکه اصولاً چرا رستم حرکت می‌کند، پایان خوش، درگیری را واکاوی نمی‌کنیم و فقط بیت به بیت خوانده و معنا می‌کنیم، موجب جزئی‌نگر بودن نوجوان ما می‌شود؛ در نتیجه کلی‌نگری و پیام غایی داستان‌ها نادیده گرفته می‌شوند و این قطعاً نخواهد توانست در هویت‌یابی جوان و نوجوان ما کمک‌کننده باشد.»
یادآور می‌شود نمایش موزیکال هفت‌خان اسفندیار به نویسندگی محمدرضا کوهستانی و کارگردانی حسین پارسایی تازه‌ترین تلاش برای اقتباس از شاهنامه فردوسی است. این اثر محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است و با همکاری بنیاد فرهنگی هنری رودکی ساعت ۱۸ در تالار وحدت روی صحنه می‌رود.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۰۱ - ۱۴۰۲/۰۲/۰۶
0
0
طرف پرچم وسرود کشورش رو نمیشناسه خیلی ها هنوز فکر میکنند ای ایران سرود ایرانه یه فیلم امریکایی از هزار تولید سالیانه معرفی کنید که توش پرچم امریکا دیده نشه حتی اگه شده رو لباس زیر هنرپیشه
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار