کد خبر: 1131251
تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۴۰۱ - ۰۵:۰۰
خاطره‌ای از شهید بهزاد عبدالکریمی
نوجوان ۱۶ ساله‌ای که قهرمان کربلای ۵ شد عملیات کربلای ۵ قهرمانان بزرگی را به خود دیده است. شهید بهزاد عبدالکریمی یکی از قهرمانان این عملیات بزرگ است که با وجود سن و سال کم در جبهه‌ها حاضر شد و دلاورانه مقابل دشمن جنگید. خاطره زیر از زبان محمد هادی جانشین گردان المهدی (عج) است که به خوبی شجاعت و دلاوری رزمندگان را نشان می‌دهد.

عملیات کربلای ۵ قهرمانان بزرگی را به خود دیده است. شهید بهزاد عبدالکریمی یکی از قهرمانان این عملیات بزرگ است که با وجود سن و سال کم در جبهه‌ها حاضر شد و دلاورانه مقابل دشمن جنگید. خاطره زیر از زبان محمد هادی جانشین گردان المهدی (عج) است که به خوبی شجاعت و دلاوری رزمندگان را نشان می‌دهد.

یکی از فاتحان عملیات کربلای ۵ بهزاد عبدالکریمی بود. وقتی به گردان آمد، مسئول کارگزینی گردان یقه‌اش را گرفت که تو باید به عقب برگردی. تو به درد جنگیدن نمی‌خوری. یکدفعه دیدم در گردان بلوا شده، رفتم جلو، دیدم یک جوان با قد و قواره خیلی کوچک ایستاده و مردانه دارد حرف می‌زند که من آمده‌ام بجنگم تو می‌گویی برو عقب. او را کنار کشیدم و شروع به صحبت با او کردم. گفتم بچه کجایی؟ گفت خانی‌آباد. گفتم قد و قواره‌ات کوچک است و باید به عقب برگردی. به پهنای صورت شروع کرد به اشک ریختن. گفت من با توسل به حضرت زهرا (س) اینجا آمد ه‌ام. اگر راهم ندهی، خودت باید جواب حضرت را در آن دنیا بدهی. من هم ترسیدم. گفتم خب بمان. بچه‌ها گفتند بگذار بماند او را شب عملیات در اردوگاه کوثر جا می‌گذاریم. شب عملیات که سوار ماشین‌ها شدیم، وقتی رسیدیم خرمشهر دیدم بهزاد آمد جلوی من و گفت من باید با چه کسی بروم؟ فهمیدم با بچه‌ها آمده است. رفتیم جلوتر و رسیدیم به نونی‌های کربلای ۵.
ساعت عملیات شد. بچه‌ها از خاکریز که بالا می‌رفتند تک‌تیرانداز‌ها بچه‌ها را می‌زدند. مانده بودیم این خاکریز را چه کنیم. دیدم بهزاد عبدالکریمی آر‌پی‌جی یکی از بچه‌ها را برداشته و به من گفت اجازه می‌دهی من بروم؟ گفتم این همه از بچه‌ها رفتند و نتوانستند بزنند تو با این قد و قواره می‌توانی؟ تو هم برو. کلاه آهنی طوری روی صورتش بود که نمی‌توانستی صورتش را ببینی وقتی بالا رفت، گلوله‌هایی بود که به سمتش می‌آمد، اما به او برخورد نکرد. این بچه وقتی شلیک کرد، گفت یا زهرا (س) با ذکر الله‌اکبر بچه‌ها پشت خاکریز رفتیم. وقتی بالا آمدم، دیدم جمعیت عظیم عراقی در حال فرار هستند و آرپی‌جی اصابت کرده بود. وقتی برگشتم دیدم خمپاره دست راست بهزاد را قطع کرده است. بهزاد بیستم دی ۱۳۶۵ بر اثر ترکش به شهادت رسید.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار