اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، شمهای از حالات و مقالات زندهیاد محمد مهرآئین مبارز دیرین انقلاب اسلامی را از زبان دوستان و یارانش بازگفته است. فرهاد طلوع کیان که این دفتر به تلاش وی تدوین یافته، در دیباچه به نکاتی مهم و تاریخی اشارت برده است، نکاتی که هدف از انتشار این یادمان را بیشتر روشن میسازد:
«با آنکه برای تدوین و انتشار این کتاب، تا قبل از برگزاری آیین نکوداشت حاج محمد مهرآئین کمتر از یک ماه فرصت داشتیم، ولی به دلیل احترامی که همه بزرگان برای ایشان قائل هستند، توانستم مطلبی مختصر و کاربردی در سه بخش تدوین کنم. به جز این مقدمه و پیشگفتار که دستاندرکاران انجمن حامیان فرهنگ و مرام پهلوانی به عنوان مجریان طرح نکوداشت تقدیم کردهاند، ابتدا گفتارها و نوشتارهایی از خادمان ورزش مرتبط با ایشان اعم از رئیس، مرئوس و... آماده شد که به ترتیب حروف الفبا نام این بزرگان انتشار یافته است. البته برخی تیترهای مطالب، از صاحبان آثار نیست. ضمناً، چون مخاطب این کتاب، عموم مردم به ویژه جوانان حتی در دورافتادهترین کتابخانههای عمومی این سر زمین هستند، توضیحی کوتاه برای آشنایی بیشتر با هریک از این پیشکسوتان درج شده است وگرنه آوازه نام و خدمات این عزیزان، حداقل در جامعه ورزش بر کسی پوشیده نیست. در بخش دوم، برخی از خاطرات مبارزات ایشان مربوط به دوران مبارزات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، از زبان خودشان منتشر شده است. در بخش سوم، تعدادی از اسناد و عکسهایی که در دسترس بود، انتخاب و درج گردیده است. بدیهی است بعد از برگزاری آیین نکوداشت، مطالب، اسناد و عکسهای بیشتری از دیگر بزرگان در دسترس قرار خواهد گرفت که مناسب است برای ویرایش دوم و چاپهای بعدی این کتاب افزوده شود. دشواری تدوین این کتاب جز محدودیت زمان و عدم دسترسی سریع به منابع لازم، کار کردن بدون اطلاع حاج آقا مهرآئین بود. چون ترس از تواضع ایشان داشتیم که همان ابتدای کار، اجازه آغاز پروژه را ندهد، به طوری که وقتی بخش عمده کارها انجام شد، موضوع برگزاری مراسم را به اتفاق آقای صفارزاده به ایشان گفتیم. البته وقتی دیدند کارها رو به اتمام است و قابل لغو نیست، تکه کلام همیشگیشان را به شوخی و با لبخند گفتند: ما زن و بچه داریم، دست از سرمان بردارید!...
محمود داودآبادی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نام خانوادگی مهرآئین را برگزید، متولد محلات در سال ۱۳۱۸ است. در ۱۸ سالگی ازدواج کرد که حاصل این پیوند، یک دختر و چهار پسر بود. بازاری متدینی که در کوچه مروی لولافروشی تهران داشت. مربی ورزش معروف به محمد جودو، از مبارزان فعال علیه رژیم ستمشاهی و آموزش دهنده آمادگیهای جسمانی رزمی انقلابیون مسلمان بود. مبارزی که پیغام شهید بهشتی را برای حضرت امام (ره) به فرانسه رساند، طی سه بار دستگیری و مجموعاً حدود شش سال در حبس ساواکیها تا سال ۱۳۵۶، در جوار آیاتی چون: مرحوم طالقانی، مهدویکنی، هاشمیرفسنجانی و... شکنجه شد. جانبازی که در زندان، آنچنان آسیب جدی به کمرش وارد میکنند تا نتواند مربیگری کند و مبارزان را آموزش دهد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم با ترور نافرجام عوامل ضدانقلاب، دوباره جانباز میشود. پدر دو شهید دفاع مقدسـ محمدرضا و ناصرـ از قهرمانان جودو که چند سالی است همسر مبارزش هم به دلیل بیماری به فرزندان شهیدش پیوسته و اخیراً فرزند دیگرش مهدی را در عملیات تروریستی مزار شریف از دست داده است....»