اثری که هم اینک درباره آن سخن میرود، شامل دیدگاههای حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در باب تاریخ و فرهنگ کشور افغانستان است. این مجموعه توسط مجتبی نیکرهی تدوین شده و نشر عرفان آن را روانه بازار نشر ساخته است. محمدابراهیم شریعتیافغانستانی، مدیر این نشر در باب محتوای این پژوهش و ضرورت آن، در دیباچه کتاب آورده است:
«اگر کشور ایران را خانهای با پنجرهای به سوی کشورهای منطقه تصور کنیم، میتوان گفت که بزرگترین پنجره آن به سوی کشور افغانستان است؛ پنجرهای که از آن مناظر بدیع و چشمنوازی از مشترکات تاریخی، فرهنگی و ادبی را میتوان دید. دین مشترک، تاریخ مشترک، مفاخر مشترک، فرهنگ شفاهی مشترک، تقویم مشترک، هنر و ادبیات مشترک و روشنتر از همه زبان و خط مشترک، بخشی از این جلوههاست. حقیقت این است که در این منطقه، میان هیچ دو کشور آن مایه از مشترکات را نمیتوان یافت که میان این دو کشور وجود دارد، ولی دریغ که قرنهای متمادی این مشترکات و بلکه درستتر بگوییم یگانگیها، در هالهای از کدورتهای سیاسی میان دو کشور پوشیده بوده است. نزاعهای دائمی سلسلههای پادشاهی در این قلمرو در سالیان دور و تفرقهافکنیهای زیرکانه دولتهای استعمارگر در یکی دو قرن اخیر، بر این مشترکات سایه افکنده بود و چنین بود که دولتمردان دو کشور، همدیگر را به چشم رقیب میدیدند! متأسفانه آنچه در رسانهها، مطبوعات و متون درسی و آموزشی دو کشور جلوه مییافت، ناشی از این رقابت پنهان و آشکار بود، به ویژه در عصر حکومتهای پهلوی و محمدزایی در دو کشور، ولی این قانون طبیعت است که میان درختان همرنگ و همجنس یک باغ، حتی اگر دیوار هم بکشند، ریشههای آن درختان از زیر زمین همدیگر را مییابند و شاخ و برگ آنها از فراز دیوار به هم میرسند. وقوع انقلاب اسلامی و مطرح شدن گرایش جهان وطنی اسلامی در کشور ایران و سپس وقوع جنگ تحمیلی و درگیریهای ایران اسلامی با استکبار جهانی از سویی و درگیری مردم مسلمان افغانستان با ابرقدرت شرق و حکومت دستنشانده آن از سویی دیگر، مردم این دو کشور را از جهت سیاسی نیز هم سرنوشت ساخت. مهاجرت گروه وسیعی از مردم افغانستان به جمهوری اسلامی ایران هم این زمینهها را پررنگتر کرد. هم از این روی جمهوری اسلامی ایران در سایه رهنمودهای خردمندانه رهبری این کشور، گفتمان جدیدی در جهان اسلام طرح کرد؛ گفتمانی بر مبنای وحدت و همسویی فرهنگی و عقیدتی این قلمرو زبانی، البته با حفظ استقلال سیاسی کشورها.
یکی از کارهایی که در این مسیر ضرورت دارد، روشن ساختن دیدگاههای مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران به ویژه دستاندرکاران امور سیاسی و رسانهای این کشور درباره افغانستان است تا حجتی روشن و برهانی قاطع باشد برای ضرورت این همدلیها و همسوییها. خوشبختانه در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، توجه و عنایت به مسائل افغانستان، بسیار بارز و آشکار است و البته جز این هم انتظاری نمیرود. گردآورنده محترم این مجموعه، به همین منظور با تحقیق در بیانات و مکتوبات ایشان از سال ۱۳۶۸ تاکنون، آنچه درباره مردم و کشور افغانستان بوده را از منابع گوناگون استخراج کرده و با ذکر مأخذ، به صورتی منظم و مدون تنظیم کرده است تا برای مردم دو کشور به ویژه دستاندرکاران آن، الهامبخش باشد. انتشارات عرفان با حمایت کامل سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل و همت مؤلف محترم، اقدام به نشر این اثر ارزشمند کرده و امیدوار است این صحیفه، در مناسبات میان مردم و به ویژه نخبگان دو کشور، راهگشا و نویدبخش باشد...».