کد خبر: 1121591
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
نگاه سرتیپ محمد آیرملو  به پیشینه ایران و اکنون امریکا
حکایتی از ۲ دوره ابتذال! اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، در بردارنده خاطرات سرتیپ محمدآیرملوست که نخست در کشور امریکا نشر یافت. این اثر در ایران، توسط خسرو معتضد مقدمه و پاورقی نویسی شد و نشر البرز، به انتشار آن همت گماشت.
 محمدرضا کائینی 
اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، در بردارنده خاطرات سرتیپ محمدآیرملوست که نخست در کشور امریکا نشر یافت. این اثر در ایران، توسط خسرو معتضد مقدمه و پاورقی نویسی شد و نشر البرز، به انتشار آن همت گماشت. تدوینگر اثر در دیباچه خویش بر نسخه ایرانی آن، مختصات این خاطرات را اینگونه تشریح کرده است:
«کتاب خاطرات سرتیپ محمدآیرملو- که ما در این نوشتار به نقد و بررسی آن نشسته‌ایم- را دوستی از امریکا، برایم به رسم سوغات هدیه آورد، از آنجا که او مانند همه می‌داند، من به خواندن تاریخ و زندگینامه دلبسته‌ام. کتاب را با کنجکاوی گشودم و رقم تیراژ چاپ دوم (۲۰۰ نسخه)، شگفت‌زده‌ام کرد! ۲۰۰ نسخه حتی برای ما نویسندگان ایرانی در داخل کشور که تیراژ کتاب‌هایمان قبلاً ۵ هزار یا ۴ هزار جلد بوده و اخیراً گاهی تا ۱۵۰۰ و ۱۱۰۰ نسخه کاهش می‌یابد، اما با تجدید چاپ‌های بعدی دلخوری‌مان برطرف می‌شود، حیرت انگیز است و در خور تأسف. این تیراژ ناچیز نشان می‌دهد که در امریکا، با آن همه ایرانی و ایران‌شناس، تاریخ ایران و خود زندگینامه‌های ایرانیان و آنچه که به شناخت تاریخ ایران یاری می‌کند، تا چه حد مهجور و منزوی و فراموش شده است! از همین جا می‌توان به یک ارزیابی واقع بینانه، از شرایط میان نسلی ایرانیان مقیم امریکا پی برد. نسل سالخورده ایرانی امریکا‌نشین، که پیرو فرتوت و آفتاب لب‌بام است. نسل میانسال سرگرم کار‌های روزمره و تلاش معاش و نسل جوان‌تر غرق و غوطه‌ور در امریکا و دیدنی‌ها و جذابیت‌های مادی و معنوی و جنسی و پورنویی آن به سر می‌برد. علما و دانشمندان ایرانی مقیم امریکا هم که سرگرم امور تحقیقاتی و مطالعاتی خود هستند. تک و توک نشریات فرهنگی و تاریخی فارسی که در آن دیار نشر می‌یابند، به زحمت روی پای خود هستند. در عوض، ماهواره‌های کذایی و بی‌محتوا، با تبلیغ رقص و موسیقی و معرفی لوازم زیبایی و وسایل آرایش و وعده خرید آپارتمان با اقامت ۹۹ ساله در دوبی و سخنانی سراسر امریکازده، بازار گرمی دارند! انگار این جماعت منتظر واقعه‌ای بوده که رخت مهاجرت بربندند و به امریکا بروند و به رقص و پایکوبی به شیوه سیاه‌پوستان، هیپی‌ها و کابوی‌های اسب‌سوار و هر آنچه که امریکایی است، سرگرم شوند و چنین است که در ماهواره‌هایشان، چیزی که ارزش شنیدن و دیدن باشد نمی‌یابی، مگر زلف سیخ و براق کرده پسران و زنان و دختران با رنگ و روی سرخاب سفیدآب مالیده شبه امریکایی، لباس‌ها در کمال بی‌حیایی و انگار این رقاصان و رامشگران از جمله زنان تبعیدی اعزامی از انگلستان با کشتی مای‌فلاور (گل من) بوده که از کاروان عقب افتاده و بالاخره پس از چهار قرن خود را به آن کشتی رسانده، گنجانده و وارد ینگه دنیا شده‌اند! کتاب را که خواندم، صرف نظر از چندین و چند سطر اظهار دلخوری از انقلاب اسلامی و فراز‌هایی کم و بیش غرض‌آمیز، در مجموع خواندنی و جالب بود. کتاب بیشتر به گذشته‌ها می‌پرداخت. از ایران قدیم عصر قاجار آغاز کرده و به دوران رضاشاه، جنگ جهانی دوم، وضعیت ارتش قبل و پس از جنگ جهانی دوم، نابسامانی‌های درون ساختاری ارتش، برخورد‌های یک افسر جوان و تحصیلکرده با صاحب منصبان کم‌سوادی -که از ارتش مفهوم جیپ پر کردن و کیسه انباشتن و آزار نظامیان را تداعی ذهنی می‌کردند- می‌رسید. سپس سفر‌هایی به بلژیک و اروپا و امریکا، سهولت ازدواج در بلژیک با زنی که به سادگی و راحتی به همسری صاحب اثر درآمد، اطلاعاتی از ارتش سال‌های ۱۳۲۰ ـ ۱۳۴۰، سفری مأموریتی و آموزشی به امریکا، شگفتی‌های امریکا، از همه جالب‌تر آن امریکایی که همسرش تمایل به دوستی و معاشرت جسمی و جنسی با صاحب اثر داشت و شیوه فکر امریکایی که چقدر با ایرانی متفاوت است.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار