رهبر معظم انقلاب در نشستی که اخیراً با مردم اصفهان داشتند، فرمودند: هرکس ذهن را به دست بگیرد، میدان دست اوست. در نتیجه ترور نیز هر چند در ایران به صورت فیزیکی از سوی رژیم اشغالگر قدس صورت میگیرد، اما نبرد اصلی در قالب جنگ رسانهای و ترور فرهنگی است. «جوان» با فریبرز حاجیوند، کارشناس ارشد فلسفه علم و فناوری از دانشگاه امیرکبیر و پژوهشگر در حوزه حکمرانی درباره تروریسم فرهنگی گفتگو کرده است.
با توجه به اینکه اساساً واژه ترور بار سیاسی دارد و درون دایرهالمعارف سیاسی تعریف میشود، تعریف شما از تروریسم فرهنگی چیست؟
ابتدا باید به معنای ترور و تروریسم اشاره کنم. ترور اصطلاحاً به کشتن یک فرد یا جمعی از یک جامعه خاص گفته میشود و رویکردی را که مبنای آن کشتن انسانها در خارج از فضای جنگی است، تروریسم میگویند. در تروریسم افرادی کشته میشوند که اثرگذار هستند، در واقع کشتن شخص برای «مقابله با اثرگذاری» اوست. من مفهوم «مقابله با اثرگذاری» را از تروریسم اخذ کرده و آن را به عرصههای دیگری بسط دادهام. اگر به هدف ترور نظر کنیم، فقط حذف فیزیکی نیست. عقل حکم میکند تا حد امکان هزینههای حذف، کم شود، بنابراین ترور فیزیکی آخرین مرحله است و دشمن ابتدا از ترور فرهنگی شروع میکند که با ترور اعتقادی است، یعنی به وسیله انتشار گسترده مفاهیم ضداعتقادی تلاش میکند افراد جامعه هدف را در اعتقاداتشان دچار تردید کند. جامعه ما هر اقدامی که در جهت حمایت از انقلاب اسلامی و ضربه زدن به دشمن انجام میدهد، آن اقدام برآمده از اعتقادات جامعه است، لذا اگر مبانی اعتقادی جامعه تضعیف شود، افراد در راستای منافع نظام کار نمیکنند، حتی علیه آن تبلیغ هم میکنند، لذا با ترور اعتقادی بخشی از جامعه را بیتأثیر یا حتی دارای تأثیر منفی میکنند.
اگر در این مرحله کار به جایی نرسد چطور؟
به مرحله بعدی یعنی ترور فکری وارد میشود، روی تفکرات افراد کار میکند و آن را منحرف میسازد، به صورتی که فرد از نظر اعتقادی، مذهبی و نمازخوان است، اما از نظر فکری و گرایشات سیاسی دچار مشکل میشود. در این مرحله نیز بخش دیگری از افراد را بیتأثیر و دارای تأثیر منفی میکنند.
اگر ترور فکری جواب ندهد، دشمن چه کار میکند؟
نوبت به ترور اقتصادی و ایجاد مشکلات معیشتی میرسد که تأثیرات فرهنگی دارد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب این ترور برای این است تا مردم تحت فشار قرار بگیرند، دچار تحلیل اشتباه شوند و کارآمدی نظام را زیر سؤال ببرند، از طرف دیگر مردم زمان و تمرکز بیشتری را صرف امور معیشتی خود کنند و از همراهی و کمک به نظام اسلامی جا بمانند یا وقت کمتری را صرف اثرگذاری مثبت کنند.
شما در تقسیمبندی ترورها به ترور زمانی اشاره کردید که بعد از ترور اقتصادی است، این نوع از ترور چه معنایی دارد؟
بعد از ترور اقتصادی، ترور زمانی یا تایم ترور است، یعنی جوان انقلابی و معتقد کمکار و خنثی میشود، به طوری که بیشتر مشغول حواشی و سرگرمی است. در اینجا صنعت سرگرمی را به کار میگیرند و انواع محصولات سرگرمیساز را به صورت رایگان و از طریق رسانهها به جامعه هدف عرضه میکنند. جوان ما بیشتر وقت خود را صرف سرگرمی و امور حاشیهای میکند و وقت کمتری برای فعالیتهای تأثیرگذار دارد، آن هم در این شرایط جنگی که باید به جهاد تبیین و جهاد اقتصادی توجه داشته باشد، در فضای مجازی سرگرم شده است.
حاصل این مراحل پلکانی ترور چه میشود؟
به صورت نرم و آرام، بخش زیادی از جمعیت ۸۰ میلیونی کشور تبدیل به افراد کماثر، بیاثر یا دارای اثر منفی میشوند، به صورتی که دشمن به جای آنکه با یک کشور ۸۰ میلیونی طرف باشد، گویی با کشور ۱۰ میلیونی طرف است، یعنی به جای آنکه ۸۰ میلیون در جهت تقویت کشور و مبارزه با استکبار جهانی کار کنند، مثلاً ۱۰ میلیون نفر کار میکنند. به تعبیر دیگر میتوان گفت که آن ۷۰ میلیون نفر توسط دشمن ترور شدهاند، چون بود و نبودشان اگر مضر نباشد، مفید هم نیست، گویی این تعداد از سربازان ما کشته شده باشند. امروز جریان اغتشاشات را افرادی رهبری میکنند که ترور اعتقادی شدهاند. افرادی که ترور زمانی میشوند، اگر در جهت منافع دشمن اقدام نکنند برای منافع نظام اسلامی هم کار نمیکنند، بنابراین میبینیم که فرایند تروریسم فرهنگی هزاران بار از ترور فیزیکی بدتر است.
بعد از ترور زمانی کدام مرحله است؟
جوان آگاه و بصیری که زندگی خود را وقف انقلاب اسلامی کرده باشد و تحت تأثیر هیچ یک از مراحل قبل قرار نگرفته باشد، دشمن نسبت به او ساکت نمیماند و وارد فاز بعدی ترور، یعنی ترور شخصیتی میشود و با برچسبزنی، تهمت و دروغ تلاش میکند چهره او را تخریب کند، مثلاً بسیجی تندرو یا بسیجی خشن تا اذهان را نسبت به بسیج بدبین کند یا مثلاً فلان شخصیتی را که جریانساز است و تأثیرگذاری اجتماعی دارد، طوری ترور شخصیتی میکنند که مردم از دور او پراکنده شوند. در واقع شخص هنوز برای اثرگذاری تلاش میکند، اما اثرپذیران از او کمتر میشوند. دشمن هویت و شخصت افراد را نشانه میرود و اگر این مرحله هم جواب نداد، آخرین مرحله ترور فیزیکی است، مانند آنچه در حق سردار سلیمانی روا داشتند که دیگر وجودش را برنمیتابیدند.
به عنوان عضوی از جامعه فرهنگی وضعیت کنونی فرهنگ را چطور میبینید؟
رسالت اصلی انقلاب اسلامی لزوماً آباد کردن اقتصادی و تأمین رفاه مردم نیست، البته اینها مهم است که باید تحقق یابد، اما هدف اصلی مقدمهسازی ظهور است؛ رسالتی که امام خمینی و رهبر معظم انقلاب دنبال آن هستند، زیرا قبل از ظهور نمیتوان شرایط ایدهآل داشت. یکی از دلایل محکم آن هم دشمن تا دندان مسلح است که با پول و قدرت به انقلاب اسلامی فشار میآورد. وضعیت فرهنگی و اقتصادی لزوماً نشاندهنده ضعف قشر انقلابی نیست، اتفاقاً جریان انقلابی در حوزه فرهنگی دستاوردهای خوبی داشته است. امروز گفتمان انقلاب اسلامی به سراسر جهان منتشر شده و محور مقاومت را تشکیل دادهایم. در کشورهای اسلامی نیروهای ناب زیادی که پایبند به انقلاب اسلامی هستند داریم، هر چند در داخل کشور عدهای به انقلاب اسلامی پشت کردهاند، ولی در کشورهای حتی خیلی دور افرادی هستند که با انقلاب اسلامی همراهند، با وجود همه مشکلات، انقلاب اسلامی خوب پیشرفت کرده است.
چرا با توجه به تعداد زیاد نهادهای فرهنگی هنوز در این عرصه دچار مشکلاتی هستیم؟
نهادهای فرهنگی هر کدام بخشی از کار را به عهده دارند و به زعم خودشان اندازه وسع خود کار میکنند که قطعاً ضعف دارند، ولی بیاثر نیستند. اینکه وضعیت فرهنگی ضعیف است، لزوماً به خاطر ضعف نهادهای فرهنگی نیست که اگر دشمن هم نبود و ما قویترین نهادهای فرهنگی را داشتیم، باز بخشی از جامعه پذیرای گفتمان فرهنگی ما نبودند، چون خدا انسان را موجودی مختار آفریده که دارای نفس است. پیامبر اسلام (ص) با قران آمد ولی باز موفق نشد همه را هدایت کند، چون دشمن به هر شیوهای متوسل میشود ولی جبهه حق محدود است و به هر قیمت عمل نمیکند.
به نظر میرسد فرهنگ جامعه ساختار مشخصی ندارد که با تغییر دولتها نوع نگاه به فرهنگ جامعه تغییر میکند، درست است؟
اتفاقاً فرهنگ ساختار مشخصی دارد. یکسری نهادهای فرهنگی زیرنظر دولت هستند، مانند ادارات ارشاد با زیرمجموعهها و کانونها که با دولتها پایین و بالا میروند، یکسری هم زیر نظر رهبری هستند، مثل ستاد اقامه نماز و سازمان تبلیغات که خیلی رویه متفاوتی پیدا نمیکنند و رسالت و اهداف مشخصی دارند، ولی در کل تغییر و تحول فرهنگی در جامعه طبیعی است، چون دشمن هم بیکار ننشسته و متقابلاً فعالیت فرهنگی دارد.
مهمترین دستاوردهای جمهوری اسلامی در حوزه فرهنگی در این سالها چه بوده است؟
تشکیل محور مقاومت و گفتمان انقلاب اسلامی که آن را جهانی و انسانهای زیادی را همراه انقلاب اسلامی کردیم. حزبالله لبنان، انصارالله و حشدالشعبی همه اینها یعنی نشر فرهنگ اسلامی و گفتمان انقلاب اسلامی که گسترش یافته است.
آیا اغتشاشات اخیر نشاندهنده شکست نظام در برابر تروریسم فرهنگی است؟
اصلاً و ابداً. ما در این اتفاقات تنها یک ضربه از دشمن خوردیم که بیجواب نمیماند، ولی شکست هرگز رخ نداده است. در هر حال این جنگ فرهنگی است که زد و خورد دارد و حق پیروز است تا به امروز هم نظام به خوبی با کمترین هزینه برخورد کرده و اجازه نداده است دشمن به اهدافش برسد. با وجود رهبر حکیم انقلاب، تروریسم فرهنگی هم راه به جایی نمیبرد.
آیا نظام در مقابل تروریسم فرهنگی عملکرد مثبتی داشته است؟
همواره در این عرصه تلاش میکنیم، اما چون عملکرد دشمن خیلی گسترده بوده و تعداد زیادی را درگیر کرده که به نظر میرسد بهتر از ما عمل کرده است، این را باید بدانیم دشمن برای توفیق از هر شیوهای استفاده میکند، اما ما محدودیت دینی و اخلاقی داریم، پس میبینیم که با این شرایط عملکرد ما خیلی هم خوب است. آقا میفرمایند امروز مساجد و هیئتهای ما بهتر از قبل شده و تأثیرات خیلی خوبی را داشته و همه اینها حاصل کار نظام است. امروز جریان انقلابی بسیار باکیفیتتر از اول انقلاب پیش رفته و از نظر کمی هم فراتر از ایران بوده است.
به نظر شما در حوزه فرهنگ تسلیم غرب شدهایم؟
کاملاً برعکس، این غرب است که با همه امکانات و ابزاری که در اختیار دارد، تسلیم ما شده است؛ هم واقعیت نشان میدهد و هم طبق وعده خدا، باید تسلیم شود. خدا میفرماید جاء الحق و ذهق الباطل. خدا هیچ راهی را برای تسلط آنها بر مؤمنان قرار نداده است تا زمانی که مؤمنانه و با اخلاص عمل کنند. امروز غرب دچار استیصال شده است، برای همین از همه نیروهای خود استفاده میکند تا به ما ضربه بزند، چون نابودی خود را حتمی میداند.
این تروریسم فرهنگی همان شبیخون فرهنگی است که رهبری به آن اشاره کردهاند؟
بله، هر چند تعابیر فرق دارد، اما همان هجمه دشمن در حوزه فرهنگی است که فرهنگ و اعتقادات و باورهای ما را نشانه گرفته تا تغییر بدهد و فرهنگ و سبک زندگی غربی را به جای اسلامی داشته باشیم.
آیا اثر مقابله با تروریسم فرهنگی در فضای مجازی در کف خیابان مشاهده میشود؟
نه لزوماً وضعیت کف خیابان و اغتشاشات صرفاً ریشههای فرهنگی ندارد، اینها برنامه دشمن است، حتی یک جنبش اجتماعی با اصالت هم نیست، بنابراین فعالیتهای ما در فضای مجازی لزوماً اثرگذار نخواهد بود، چون مخاطب ما کف خیابان نیامده است. آنها اصلاً گفتگو نمیفهمند برای همین باید روی مخاطبی که متدین و حقجو است، کار کنیم تا دچار فتنه نشود و شبهاتش را برطرف کنیم.