چند سال پیش یکی از نشریات بینالمللی گزارشی درباره شیوههای گذران اوقات فراغت در ایران منتشر کرده بود که با شگفتی خوانندگان غربی روبهرو شد. در این گزارش خود نگارنده نیز از شیوههای ساده و سالم، فرحانگیز و نشاط بخش اوقات فراغت در جامعه ایرانی اظهار شگفتی کرده بود. نگارنده گزارش نمونههایی معمول از گذران اوقات فراغت در میان خانوادههای ایرانی را مثال زده و آورده بود: «اکثر خانوادههای ایرانی مایل به گذراندن ایام فراغت به شکل جمعی هستند.» چند سال پیش یکی از نشریات بینالمللی گزارشی درباره شیوههای گذران اوقات فراغت در ایران منتشر کرده بود که با شگفتی خوانندگان غربی روبهرو شد. در این گزارش خود نگارنده نیز از شیوههای ساده و سالم، فرحانگیز و نشاط بخش اوقات فراغت در جامعه ایرانی اظهار شگفتی کرده بود. نگارنده گزارش نمونههایی معمول از گذران اوقات فراغت در میان خانوادههای ایرانی را مثال زده و آورده بود: «اکثر خانوادههای ایرانی مایل به گذراندن ایام فراغت به شکل جمعی هستند.»
بهراستی جمعی بودن گذران فراغت نزد ایرانیان یک ویژگی ممتاز محسوب میشود؛ در کنار جمع صمیمی دوستان و فامیل بودن و با آنان در فضای غیررسمی لحظههای فراغت را با گپ و گفت، بازیهای سنتی، نقل داستانها و خاطرات جذاب و عبرت آموز سپریکردن نعمتی است که ما ایرانیان داریم و بسیاری از جوامع غربی از آن محروم هستند. فردگرایی فرهنگ غربی باعث شده است تا آنان مقابل ویژگی جمعگرایانه ایرانیها شگفت زده شده و غبطه بخورند. گزارش مزبور نمونهای از گذران فراغت خانواده ایرانی را اینگونه ترسیم کرده است: «اکثر خانوادههای ایرانی عصرها با سبدی از غذاهای خانگی، میوه جات و تنقلات به فضای سبز یا پارک میروند و زیر درختان یا روی سبزهها بساط پهن میکنند و کنار هم با گفتگو، شوخی و خنده و بازیهای جمعی، ساعتهای خوشی را سپری میکنند و شیوهای کاملاً شادیآور، سالم، ارزان و قابلدسترس از گذران ایام فراغت را به نمایش میگذارند.»
با خواندن گزارش یادشده از ایرانی بودن خودمان احساس شادمانی میکنیم، از اینکه حتی شکل اوقات فراغت ما برای جهان صنعتی و به اصطلاح پیشرفته مایه حسرت و شگفتی است.
به اعتقاد جامعهشناسان اهمیت و کارکردهای اوقات فراغت و شکل و محتوای گذران آن تحت تأثیر مستقیم فرهنگ جوامع است و ساختار صوری و محتوایی سالم و نشاطآور این پدیده در ایران حکایت از سلامت فرهنگ جامعه ایرانی دارد. اوقات فراغت به رغم اهمیت و ضرورت اجتناب ناپذیری که برای انسان امروز دارد گذران آن میتواند به همین سادگی باشد که شرح آن رفت. درواقع برای برخورداری از ایام فراغت سالم و مفید الزاماً نیازی به داشتن ثروت و امکانات آنچنانی نیست. لذتی که چند خانواده متوسط و حتی کم درآمد در گعدههای دوستانه یا فامیلی، از کنار هم بودن در یک فضای غیر رسمی میبرند، لذتی که از با هم غذا خوردن کنار سفرهای با محتوای ساده و ارزان و لذتی که از بازی وسطی با توپ پلاستیکی با حضور تمامی اعضای فامیل میبرند، همگی کمتر از لذت سوار شدن به اتومبیل مدل بالای شاسی بلند و غذا خوردن در رستوران گردون فلان هتل نیست و صد البته سادگی و بیپیرایگی شکل اول به مراتب دلچسبتر از رسمیت و زرق و برق دومی است.
نکته مهم و اساسی در گذران اوقات فراغت نوع نگاه ما به این ایام است و به قول آندره ژید نویسنده بزرگ فرانسوی: «اهمیت باید در نگاه تو باشد، نه در آن چیزی که مینگری» و زیباتر از آن را سهراب سپهری خودمان میسراید: «چشمها را باید شست/ جور دیگر باید دید.» لحظههای ناب زندگی ما به همین صمیمیت و سادگی در نگاه قشنگمان به زندگی شکل میگیرد؛ آنجا که سهراب باز هم میسراید: پرده را برداریم/ بگذاریم که احساس هوایی بخورد/ بگذاریم بلوغ، زیر هر بوته که میخواهد بیتوته کند/ بگذاریم غریزه، پی بازی برود/ کفشها را بکنَد/ و به دنبال فصول از سر گلها بپرد/ بگذاریم که تنهایی، آواز بخواند، چیزی بنویسد، به خیابان برود...