کد خبر: 1112423
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
مشروطه تبریز روایتی از یک فرجام تلخ
دگردیسی در انجمن ایالتی تبریز اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، به بازخوانی فرجام تلخ مشروطه تبریز پرداخته و به مدد اسناد عمومی و خانوادگی، آن را تحلیل کرده است
 محمدرضا کائینی
اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، به بازخوانی فرجام تلخ مشروطه تبریز پرداخته و به مدد اسناد عمومی و خانوادگی، آن را تحلیل کرده است. محقق فقید زنده یاد استاد سید هادی خسروشاهی مؤلف این رساله، در مقدمه خویش بر آن چنین آورده است:
«بحث ما در این رساله، بررسی نقش مکتب تبریز در‌باره نهضت مشروطیت یا نقش علمای بزرگوار در بنیان‌گذاری آن نیست، بلکه هدف اشاره فهرست‌وار به علل دوری یا کناره‌گیری علمای تبریز از همکاری با نهضت است، حال آنکه خود، بنیان‌گذار اصلی این حرکت بوده‌اند. علمای تبریز در این زمینه پیشتاز بودند و حتی به گفته بعضی از پژوهشگران، تهران را نیز به حرکت در می‌آوردند و نقش ویژه‌ای در تحرک مرکز به عهده داشتند. در همین برهه گروهی از سوسیالیست‌های قفقازی ایرانی‌تبار و روشنفکر نمایان داخلی که خود را آزادی‌خواه می‌نامیدند، اجرای توطئه کنار گذاشتن علما را کلید زدند و با مطرح ساختن شعار‌هایی از قبیل: میهن‌پرستی و حقوق برتر توده‌ها، باعث دوری علما شدند. این گروه به ظاهر انقلابی، در انجمن ایالتی تبریز نفوذ کردند و در واقع اداره امور آن را به عهده گرفتند. ناگهان اعضای انجمن ایالتی تبریز، یعنی هواداران اصلی مشروطیت، به رغم ادعا‌های نخستین خواستار لغو شریعت در تنظیم قانون اساسی شدند و حتی پس از غلبه بر انجمن اسلامیه و اخراج یا تبعید حاج میرزا حسن مجتهد و میرهاشم دوه‌چی، انجمن ایالتی تبریز از موضع قدرت! در تلگرافی که به مجلس شورای ملی فرستاد، رسماً اعلام کرد: ما خواهان قانون اساسی هستیم... نه قانون شریعت! و این نشان‌دهنده ماهیت درونی ضددینی صحنه‌گردانان انجمن ایالتی تبریز بود. البته اوباش نفوذی در این انجمن هم، در ترورها، قتل‌ها و غارت‌های منازل تبریز نقش اصلی را بازی می‌کردند و رهبران ظاهری هم که گویا احساس می‌کردند به وجود آن‌ها احتیاج دارند، عملاً از تندروی‌ها و اقدامات غیر قانونی و نامشروع آن‌ها و حتی ترور مخالفین جلوگیری نمی‌کردند و شاید هم در باطن امر، خود نیز موافق این قبیل تندروی‌ها بوده‌اند. حوادث خونین تبریز و بعد افشا شدن ماهیت انجمنی‌ها، باعث شد اکثریت علمای تبریز پس از مخالفت‌ها و نصیحت‌ها و تعأمل و مدارا، سرانجام مجبور شدند خود را از این فجایع ـ که به نام آزادی‌خواهی رخ می‌داد و به غلط مشروطیت نام گرفته بود ـ کنار بکشند که البته با انجام این امر هزینه‌های زیادی را تحمل کردند و از اتهامات بی‌شمار از جمله اتهام طرفداری از استبداد سلطنتی بی‌بهره نماندند. جد بزرگوار مرحوم آیت‌الله آقای سیداحمد خسروشاهی که با این قبیل اقدامات به‌طور علنی همراه بقیه علما مخالفت می‌کرد، سرانجام به علت سفر به عتبات عالیات ـ که روش سالانه او بود ـ متهم شد برای تغییر دادن نظریه مراجع نجف بر ضد مشروطیت عازم عتبات شده است! به‌ویژه که این بار در عرض چند ماه، او دو بار راهی عتبات و نجف اشرف شده بود و به گزارش خبرچینی از نجف به وزارت امور خارجه ایران، او اعزام شده از طرف ولیعهد ساکن تبریز بوده است! در حالی که مراجع عظام نجف اشرف به‌طور مکتوب و رسمی، این اتهام را رد و شایعات عناصر مشکوک را در این زمینه تکذیب کردند که متن بیانیه‌های آن‌ها در ویژه‌نامه جریده ملی چاپ تبریز منتشر شد. البته باید گفت سفر اول او طبق روش سالانه وی بود، اما علت سفر دوم جد بزرگوار به عتبات عالیات به نقل اخوی بزرگوار، حاج سیدجعفر خسروشاهی (رحمه‌الله) چنین بود: سفر دوم جد بزرگوار، مرحوم آیت‌الله حاج سیداحمد خسروشاهی که پس از آنکه حدود دو ماه از مراجعت وی از عتبات مقدسه می‌گذشت، به این دلیل بود که یکی از بازاریان علاقمند به معظم‌له از طرح توطئه ترور معظم‌له مطلع می‌شود و این خبر را در مسجد وی پس از اقامه نماز و به عنوان پرسش مسئله‌ای شرعی، به ایشان اطلاع می‌دهد...».
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار