روزهایی که بر ما میگذرد، تداعیگر سیودومین سالروز تأسیس مجمع تقریب مذاهب اسلامی است. از این روی بازخوانی زمینههای تأسیس، دستاوردها و نیز حالات نخستین دبیرکل آن بهنگام مینماید. در مقال پی آمده و به مدد پارهای خاطرات و تحلیلها این امر مورد بازخوانی قرار گرفته است. امید آنکه تاریخپژوهان معاصر و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید. روزهایی که بر ما میگذرد، تداعیگر سیودومین سالروز تأسیس مجمع تقریب مذاهب اسلامی است. از این روی بازخوانی زمینههای تأسیس، دستاوردها و نیز حالات نخستین دبیرکل آن بهنگام مینماید. در مقال پی آمده و به مدد پارهای خاطرات و تحلیلها این امر مورد بازخوانی قرار گرفته است. امید آنکه تاریخپژوهان معاصر و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
تأسیس مجمع، نتیجه فکر بلند رهبری است
در نوزدهمین روز از مهر ۱۳۶۹، رهبر معظم انقلاب اسلامی دستور تأسیس مجمع تقریب مذاهب اسلامی را صادر کردند. زندهیاد آیتالله محمد واعظزاده خراسانی، به دلیل تلاش دیرین و پیگیر در این موضوع، به دبیرکلی این نهاد برگزیده شد. وی چندی بعد و در یک گفتوشنود، در باب علل تأسیس این مجمع گفت:
«حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی (دامت برکاته)، از شاخصترین چهرههای منادی وحدت اسلامی هستند و تأسیس مجمع تقریب مذاهب اسلامی، نتیجه تفکر بلند ایشان است. این مجمع با برگزاری اولین دوره شورای عالی بینالمللی، با شرکت اعضای داخلی و خارجی، در هفته وحدت کارش را آغاز کرد. ایشان همیشه روی مسئله وحدت اسلامی، تأکید فراوان کردهاند. سخنرانیهای ایشان در هفته وحدت و به طور مشخصتر در روز میلاد حضرت رسول (ص)، در حضور علمای اهل سنت و شیعه و در حسینیه امام خمینی، در زمره آثار برجسته در زمینه تقریب مذاهب اسلامی است. همانگونه که همگان میدانند، یکی از اهداف عمده انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی، وحدت اسلامی است، بدین معنا که این انقلاب، تنها به مردم ایران اختصاص ندارد و مختص همه مسلمانان است و همه آنها باید این انقلاب را از خودشان بدانند. متأسفانه کسانی که با عمق اندیشه امام خمینی آشنایی نداشتند، تصور میکردند صدور انقلاب، یعنی تسخیر کشورهای اسلامی از راه نظامی یا چیزی شبیه به این! استکبار جهانی نیز با بهرهگیری از رسانههای متعددی که در اختیار داشت، به این توهم دامن میزد. عملکرد برخی عناصر ضد انقلابِ وابسته به استکبار جهانی هم این تفکر نادرست را تقویت میکرد. با اینهمه امام خمینی و بزرگان و مسئولان کشور، بهکرّات موضوع وحدت اسلامی و صدور انقلاب را تبیین میکردند و اظهار میداشتند: صدور انقلاب به معنی الحاق کشورهای دیگر به کشور خودمان نیست، بلکه بدین معناست که مسلمانان دیگر کشورها از جمهوری اسلامی الهام بگیرند و سعی کنند احکام اسلام را بر کشور خود حاکم کنند و حکومتهایی را سر کار بیاورند که حکمرانی آنها بر محور اسلام و قانون اساسی آنها مبتنی بر قوانین اسلامی باشد. به نظر من انقلاب اسلامی ایران بر اساس وحدت اسلامی و تقریب بین مذاهب و ایجاد احترام متقابل بین مذاهب اسلامی بهوجود آمد و هدف از آن حاکم کردن اسلام در همه کشورهای اسلامی است و معنای دقیق و درست صدور انقلاب، همین است. انقلاب اسلامی از ابتدای تأسیس، از همه حرکتهای اسلامی و در سراسر کشورهای اسلامی، حمایت و با تشکیل کنگرههایی، رهبران حرکتهای اسلامی را به ایران دعوت کرده است. خود آنها هم گردهماییهایی را تشکیل میدهند و از شخصیتهای ایران برای شرکت و سخنرانی در آن دعوت میکنند. این حرکتها بهترین اقدام در جهت تقویت و تحقق وحدت اسلامی است و ادامه آن میتواند نتایج ارزشمندی داشته باشد....»
اندیشههای تقریبی استاد دبیرکل
اندیشه تقریب مذاهب اسلامی، از دههها قبل و از سوی فقهای نامداری، چون آیتاللهالعظمی بروجردی و امام خمینی، در حوزه اندیشه شیعی مطرح شده بود. جالب اینجاست که بعدها یکی از شاگردان وحدتگرای آیتالله بروجردی، یعنی آیتالله محمد واعظزاده به دبیرکلی مجمع تقریب مذاهب اسلامی انتخاب شد. سیدمرتضی حافظی، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران درباره گرایشات تقریبی مرحوم بروجردی مینویسد:
«آیتالله بروجردی از چهرههای سرشناس روحانیت ایران بهشمار میآمدند که عمیقاً به مسئله تقریب و اتحاد میان مسلمانان اندیشیدند و گامهای عملی در مسیر تحقق آن برداشتند. ایشان به وحدت جهان اسلام فکر میکردند و همچون همه اندیشمندان مسلمان از وضعیت نامناسب مسلمانان خشنود و راضی نبودند. در سال ۱۳۲۷ ش که دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه به ابتکار مرحوم شیخ محمدتقی قمی و با همکاری چند نفر از علمای جامع الازهر و برخی روحانیان شیعه تأسیس شد، آیتالله بروجردی بهمحض اطلاع به حمایت جدی از آن برخاستند. ایشان ضمن کمکهای مالی به این مرکز، با ارتباط مکاتبهای با شیخ الازهر عبدالمجید سلیم و سپس با شیخ محمود شلتوت، رابطه جهان تشیع را با دنیای اهل تسنن مستحکمتر ساختند و بسیاری از سوءتفاهمات و بدبینیهای حاکم بر فضای آن روز را به دوستی، وحدت و تفاهم تبدیل کردند. برای تأمین این اهداف، آیتالله بروجردی از تأسیس و توسعه دارالتقریب حمایت کردند. ایشان در درس خارج فقه خود، در بعضی مواقع فتاوی علمای عامه را بیان میکردند و میفرمودند: مسیر تاریخ فقه اسلامی با مطالعه در فتوای علمای عامه روشنتر میشود، به همین منظور حاج شیخ محمدتقی قمی را بهعنوان نماینده خود در مصر انتخاب نمودند و خود بهعنوان یک عالم شیعی، در مرکز علمای اهل سنت - مصر - با رؤسای الازهر ارتباط داشتند و نامهها مبادله میکردند. علامه محمدتقی قمی با دلیل و استدلال، نزد علمای الازهر رفت و از آنان خواست تا با همکاری او جمعیت دارالتقریب را تأسیس کنند و آنان نیز دلایلش را پذیرفتند و با این امر موافقت کردند. پس از آن علامه محمدتقی قمی، دارالتقریب مصر را بنا نهاد و برای دعوت بهسوی همبستگی و برادری و برای دیدار با محمد مصطفی مراغی - که آن روز رئیس الازهر بود- به مصر رفت و در نخستین دیدار دریافت شیخ مراغی با اندیشه وحدت و همبستگی موافق است. با تأسیس دارالتقریب بین مذاهب اسلامی، همکاری دو حوزه تمدن شرق و غرب اسلام که درعینحال مرکز ثقل دو مذهب شیعه و سنی بهشمار میآمدند، به اوج خود رسید و مهمترین ثمره آن یعنی همان فتوای شیخ شلتوت مبنی بر جواز تعبد به مذهب شیعه جعفری، بروز و ظهور پیدا کرد....»
در حالات و مقامات «فقیه وحدت»
همانگونه که اشارت رفت، زندهیاد آیتالله محمد واعظزاده خراسانی، در جایگاه نخستین دبیرکل مجمع تقریب مذاهب اسلامی قرار گرفت، اما ایشان واجد کدامین خصال و ویژگیها بود که برای این سمت برگزیده شد، امری است که دکتر محمدحسن تبرائیان از فعالان این نهاد بدان پرداخته است:
«آیتالله واعظ زاده انصافاً یک محقق و متفکر برجسته و ممتاز اسلامی بودند. میدانید در سال ۱۳۶۹ که مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی تأسیس شد، ایشان که استاد نمونه و برجسته دانشگاه فردوسی مشهد بودند، با حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی دبیرکل این مجمع شدند. ایشان از همان ابتدا معتقد بودند این مجمع باید دانشگاهی داشته باشد که دانشجویان از مذاهب مختلف اسلامی بتوانند کنار هم درس بخوانند و وحدت بین مذاهب، جلوه علمی و عملی پیدا کند؛ چون این نخبگان و اندیشمندان جوان و دانشگاهی هستند که میتوانند بذر وحدت را در جوامع خود بکارند. ایشان با تلاش بسیار و به دستور رهبر معظم انقلاب اسلامی، دانشگاه مذاهب اسلامی را راهاندازی کردند. ایشان علاقه بسیار زیادی به دانشگاه الازهر داشته و با اساتید و علمای این مرکز علمی، دیدارهای فراوانی داشتند. در مقام مدیریت دانشگاه مذاهب اسلامی هم سعی فراوانی داشتند که آنجا را همتراز الازهر کنند! دغدغه اصلی ایشان نزدیکی علمی و عملی اجزای جهان اسلام به یکدیگر بود و به تعبیری میتوان ایشان را فقیه وحدت نامید. میگفتند فقط با وحدت مذاهب گوناگون اسلامی است که میتوان در این جهان پرتلاطم از خود دفاع کرد! از نظر علمی، هنوز آثار آیتالله واعظزاده پس از درگذشتشان تأثیرگذار است. زندگی علمی ایشان بسیار پرمحتوا بود. خاندان واعظ زاده از نظر پیشینه علمی و دینی، ۲۰۰ سال قدمت دارد و یک تبار روحانی مشهور هستند و طی چندین نسل، از وعاظ درجه یک مشهد بودند. ایشان تحصیلات عمیق و بسیار گستردهای داشتند و هرگز حرفی را بدون سند و مدرک نمیزدند. این برای کسانی که با ایشان در مراوده بودند، کاملاً مشهود بود....»
علاقهمندان به اهل بیت (ع) داعیان تفکر تقریبی
ممکن است برخی در اندیشه خویش در تجمیع علاقه به مکتب اهل بیت (ع) و تقریب مذاهب اسلامی، دغدغههایی داشته باشند یا حتی آن را ممتنع قلمداد کنند! زندهیاد آیتالله محمدعلی تسخیری، با استناد به سیره عالمانی، چون آیتالله واعظزاده خراسانی به رد این انگاره پرداخته است:
«کسی که علاقهمند به مکتب اهلبیت (ع) است، به تفکر تقریب گرایش دارد. آیتالله واعظزاده معتقد بود اهل بیت (ع) خود به دنبال تقریب بودهاند و عشق به اهل بیت (ع) هیچ منافاتی با فعالیتهای تقریبی ندارد. ایشان ضمن ایمان کامل به خط اهل بیت (ع) معتقد بودند برای حفظ وحدت بین اهل سنت و شیعیان باید مشترکات را برجسته کرد و طرحی را با عنوان شناخت احادیث اهل بیت (ع) در کتابهای اهل سنت ریخته بودند که تا حدود زیادی پیش رفت. طرح دیگر ایشان شناخت راویان مشترک در احادیث شیعی و سنی بود که کاملاً ابداعی بهشمار میرفت. طرحهای دیگری هم داشتند که در طریق وحدت مذاهب اسلامی میتوانست بسیار مفید و مؤثر باشد. البته بنده با کل آرای مرحوم آیتالله واعظزاده موافق نیستم، اما ایشان آرای مختص به خود فراوان دارد که درباره همه آنها با دقت تحقیق کرده است. امیدوارم این پژوهشها از سوی حوزههای علمیه و محافل علمی، مورد پیگیری و توجه قرار گیرند....»
دبیرکل و تلاش برای تجمیع روایات مشترک
از عوامل بسترساز تقریب مذاهب اسلامی، تکیه بر مشترکات است. نخستین دبیرکل مجمع تقریب مذاهب اسلامی در این راستا به تلاشی ارجمند دست زد که در در نوع خویش گامی مهم به شمار میرفت. حجتالاسلام دکتر عبدالکریم بیآزار شیرازی از فعالان مجمع در این باره آورده است:
«حدود ۸۰ درصد از روایتهای شیعه و اهل سنت، مشترکند. در گذشته از کتابهای حدیث اهل سنت برای نقل روایتهای اهلبیت (ع) استفاده زیادی میشد. آیتالله واعظزاده در کتابها و مقالههای خود از احادیث مشترک زیاد استفاده میکردند و برای گردآوری آنها زحمت زیادی کشیدند. یکی از کارهای مهم ایشان تأسیس مؤسسه پژوهشهای تقریبی در قم است که در آنجا روایتهای مشترک گردآوری و منتشر میشوند. رشته تخصصی مرحوم واعظزاده، قرآن و حدیث بود. ایشان پیشتر، از استادان برجسته قرآن و حدیث در دانشگاه فردوسی مشهد بودند و کارهای زیادی هم در این زمینه انجام دادند، از جمله گردآوری معجم الفبائی بزرگی برای کلمات قرآن از دیدگاه مفسران شیعه و سنی که کاری بسیار ابتکاری و ارزنده است و در بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی و زیر نظر ایشان انجام شد. این کتاب برای کسانی که علوم قرآنی و تفسیر تدریس میکنند، بسیار مفید است. آیتالله واعظزاده در دانشگاه مذاهب اسلامی هم در زمینه آیات قرآن تدریس داشتند و از کتاب کنز العرفان درسهایی میدادند. یکی از الزامات تفسیر دقیق قرآن، آگاهی به علم حدیث است و ایشان با توجه به تسلطی که بر حدیث و علم رجال داشتند، در تفسیر قرآن از آنها استفاده میکردند و همین کارشان را پرمایه کرده بود....»
تاریخ پشتوانه تقریب
یکی از مهمترین مدخلها به موضوع تقریب، آن است که علاوه بر معارف دینی، چه چیز وجود آن را ضروری میسازد؟ آیتالله واعظزاده بر این باور بود که علاوه بر رویکرد وحدتگرایانه و تقریبی بزرگان دین، نظر به تاریخ اسلام نیز ضرورت آن را مینمایاند. حجتالاسلام علی اصغر اوحدی از دیگر فعالان مجمع، به ترتیب پی آمده موضوع را مورد بررسی قرار داده است:
«شاید بتوان گفت که ایشان علاوه بر متون دست اول اسلامی، این پیام را از تاریخ گرفته بود. اگر به تاریخ جهان اسلام دقت کنیم، درمییابیم که دشمنان دقیقاً میدانند که اگر مسلمانان وحدت داشته باشند، قدرت بینظیری پیدا میکنند. آنها این را در دوران حکومت عثمانی تجربه کرده بودند و اینک با ظهور انقلاب اسلامی - که سبب بیداری ملل اسلامی شده است- احساس خطر و تمام سعی خود را معطوف به ایجاد اختلاف بین مسلمین میکنند. دشمن خیلی خوب میداند که قدرت اسلام، در پیامی است که برای بشریت دارد و توان اصلی امت اسلامی در این پیام و ظرفیتهای آن نهفته است. دشمن برای نابود کردن حکومت عثمانی، نهایتاً قلمرو آن را به حکومتهای کوچک تقسیم کرد و در آنها حکام دستنشانده را روی کار آورد و تلاشهای گستردهای را برای ترویج غربگرایی و اسلامزدایی در این بخش از جهان اسلام آغاز کرد، اما بیداری اسلامی نشان داد ریشه این درخت بارآور، قویتر از آن است که بتوان آن را خشک کرد. در نتیجه و در گام بعدی، به ایجاد تفرقه در میان مذاهب اسلامی روی آورد تا بتواند به هدفش که نابودی توان امت اسلامی است، دست پیدا کند. در این دوره بود که مصلحان مسلمان، به فکر چاره افتادند. یکی از کسانی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تمام همت خود را بر تحقق آرمان وحدت اسلامی متمرکز کرد، مرحوم آیتالله واعظزاده خراسانی بود. ایشان عمیقاً معتقد بود تنها راه رویارویی با این حرکت دشمن، نزدیکی اجزای امت اسلام به یکدیگر است. برای رسیدن به این هدف، امت اسلامی باید با هم گفتگو کنند و تعامل داشته باشند تا بتوانند در برابر دشمن مقاومت کنند و پیروز شوند. به هر حال آیتالله واعظزاده در زمینهسازی برای تحقق وحدت و تقریب، یکی از طلایهداران شاخص و موفق بود....»
رهاورد گرایشات تقریبی، در نظام اسلامی
اینک پس از سپری شدن ۳۲ سال از تأسیس مجمع تقریب مذاهب اسلامی و تلاش چهرههایی، چون آیات: محمد واعظزاده خراسانی و محمدعلی تسخیری در راستای توفیق آن، جای آن است که از عملکرد این نهاد، یک جمعبندی ارائه شود. پروفسور عبدالحمید مولانا -که در عداد همیاران این مجمع بوده- در این فقره بر این باور است:
«اندیشه تقریب در سه دهه گذشته و مخصوصاً از زمانی که مقام معظم رهبری دستور تأسیس مجمع جهانی تقریب مذاهب را دادند، با هدف مقابله با برنامههای دشمنان جهان اسلام که همواره در پی تفرقهافکنی بین ملل مسلمان هستند، مطرح شد. بدیهی است که هر چه تهاجم فرهنگی غرب شدیدتر شود، این مجمع هم باید فعالیتهای خود را با قوت و قدرت بیشتری ادامه دهد. مجمع باید از یکسو در زمینه وحدت اسلامی تلاش کند و از سوی دیگر برای مقابله با بحرانها و مسائل دنیای اسلام و حتی تمام دنیا چارهاندیشی نماید. دنیای معاصر با انواع و اقسام بحرانهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، دینی و... دست به گریبان است. علما و دانشمندان اسلامی باید با برگزاری همایشهای مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی و با تبادل نظر در زمینه موضوعات چالشبرانگیز و با تکیه بر فرهنگ و معارف غنی اسلامی به چارهاندیشی بپردازند. مجمع در عین حال که تلاش کرده دیدگاههای علمای اسلام را از جنبه فقهی و شرعی به هم نزدیک کند، به بررسی مسائل بغرنج جهان معاصر هم توجه داشته است. در این مجمع سعی شده است در کنار طرح مباحث نظری و تئوریک و ارائه الگوها به جنبههای علمی کار هم توجه شود. مثلاً سعی شده تا با دانشگاهیها و اقشار و اصناف مختلف ارتباط برقرار شود و موضوع وحدت اسلامی با آنها در میان گذاشته و آرای آنان گردآوری شود. من یکی دو بار در کنفرانس وحدت اسلامی، تأسیس دانشگاه امت اسلامی را پیشنهاد دادهام. به نظرم با تأسیس چنین دانشگاهی، این مرکز به یک کشور خاص تعلق ندارد و همه مسلمانان از تمام کشورهای اسلامی میتوانند در آن تحصیل کنند. این یک حرکت نمادین برای تنفیذ فکر وحدت اسلامی است. در تمام کشورهای اسلامی حوزههای علمیه و دانشگاههای اسلامی زیادی فعالیت میکنند، ولی دانشگاهی نداریم که متعلق به هیچ کشوری نباشد و متعلق به جهان اسلام و امت اسلامی باشد. با تأسیس چنین دانشگاهی همه اندیشمندان و فرهیختگان جهان اسلام به موضوع وحدت اسلامی توجه خواهند کرد. من در طول ۵۰ سال تحصیل و تدریس در اروپا و امریکا، با اندیشمندان مسلمان زیادی که مشغول فعالیت علمی هستند سروکار داشتهام و همواره این سؤال برایم مطرح بود که چرا این نحله فکری، یک پایگاه علمی برای انتقال دانش و تجربهشان ندارند؟ دانشمندان اسلامی در حال حاضر، در کشورهای مختلف پراکنده هستند و قدرت علمی آنها به چشم کسی نمیآید! هزاران نفر از جوانان دنیای اسلام در غرب تحصیل میکنند. حال اگر دانشگاهی باشد که عدهای از این جوانها بدون توجه به مسائل کشورشان در آن تحصیل کنند، چه امتیاز بزرگی برای کشورهای اسلامی خواهد بود. این دانشگاه میتواند در همه کشورهای اسلامی، شعبه داشته باشد و سطح علمی آن به قدری بالا باشد که از کشورهای غیر اسلامی هم آنجا تحصیل کنند. این دانشگاه میتواند محور قدرتمندی برای تقویت وحدت میان کشورهای اسلامی باشد....»