نسبت بین تلویزیون و فرهنگ دو سویه است و رابطه ای که بین این دو وجود دارد یک رابطه منطقی است.اما از سوی دیگر تلویزیون به خودی خود یک تولید کننده و انتقال دهنده فرهنگ نیز به شمار میرود و به دلیل ماهیت رسانه بودن آن توانایی انتقال فرهنگ به صورت محتوایی را نیز داراست. اما در این میان نمیتوان شکل و ماهیت فرهنگی بودن این رسانه را نیز منکر شویم. بر این امر واقفیم که تلویزیون در غرب به وجود آمده و بر این اساس ریشههای زیبایی شناسانه آن نیز رنگ و بوی غربی دارند. پس با این تعریف تلویزیونهادی فرهنگ است و فرهنگ شکل دهنده تلویزیون و رویکردهای آن. پس با این رویکرد اگر قصد تحلیل و بررسی تعامل دین و رسانه تلویزیون را داشته باشیم علاوه بر تعریف بالا از تلویزیون باید این نگرش را درباره برنامههای دینی تلویزیون داشته باشیم که کارکرد ابتدایی تولید این برنامهها ارتقای سطح اعتقاد و ایمان مخاطب است.حفظ حریت نظام، هدف اول رسانه ملیدر تمام نقاط جهان و از جمله در ایران، تلویزیون به عنوان یک رسانه فراگیر دارای هنجارهای گوناگونی است که بر اساس آنها میتوانیم به نقد، بررسی، تحلیل و آسیب شناسی برنامههای آن بپردازیم. هنجارهای موجود در تلویزیون ایران به دلیل اصول حاکم و قوانین مشخص اسلامی و اعتقادی موجود در کشور ما با کشورهای دیگر متفاوت است، پس باید با کشف همین اصول حاکم و جاری در کشور به رفتارشناسی رفتارسازی برنامههای سیما بپردازیم و بر اساس آن به تعیین خط و مشی صحیح همان برنامهها اشاره کنیم. در این باره دکتر حسن خجسته، معاون نظارت و برنامهریزی صدا و سیما و کارشناس رسانه در نشست تعامل دین و رسانه که اوایل ماه جاری در خود سازمان صدا و سیما برگزار شد، معتقد است: «ما برای همه بایدها و نبایدها اصول اسلامی داریم و رسانه باید در چارچوب اسلامی رفتار کند و تعالی مخاطب را مورد توجه قرار دهد. حفظ و تحکیم نظام جمهوری اسلامی ایران، رضایت مخاطبان، پذیرش اصل مداخله نظام در راستای حراست از منافع ملی کشور و مباحثی از این دست از جمله بایستههای رسانه به شمار میآید که رسانه را موظف میکند در ارائه پیام عرف مقبول را رعایت کند. » از سوی دیگر حفظ هویت فرهنگی و اسلامی موجود در کشور از جمله مواد بسیار مهمی است که باید در برنامهسازیهای رسانه مورد توجه واقع شود. بر همین اساس که میتوان ادعا کرد که رسانه موظف به هنجارسازی و بازسازی و اصلاح هنجارهای نادرست است و در همین راستاست که مبارزه با خرافات و سوء برداشت از دین باید مورد توجه جدی برنامه سازان صدا و سیما قرار گیرد و دستاندرکاران تولید و پخش برنامهها قبل از پخش هر برنامهای لازم است که آن را به دقت مورد نظارت و بازبینی قرار دهند. نقد عملکرد به معنای تضعیف وضع موجود نیسترویکرد دومی که در نگرش و تعامل میان دین و رسانه وجود دارد بر این امر استوار است که عدهای معتقدند که شکلگیری مفهوم مطلقی به نام رسانه گروهی در یک جامعه دینی چندان دارای اهمیت نیست چرا که وقتی از دین سخن به میان میآید ابعاد فوقالعاده عمیق تری از جنس ارتباطات و تعاملات دینی در کلام و عمل مطرح میشود. موضوع ارتباطات دینی را میتوان در همان فرستاده شدن پیامبران برای هدایت انسانها توسط خداوند به وضوح مشاهده کرد. این گروه معتقدند که ارتباطات آنقدرها هم اهمیت ندارد که از نظر غربیها نام رسانه به خود بگیرد و دلیلشان را هم اینگونه تشریح میکنند که اگر ما در جامعه دینی نیاز به رسانه داریم برای این است که دین تبدیل به فرهنگ شود و باید و نبایدهای دین از حالت مکتوب وارد زندگی مردم شود یعنی دین تحقق خارجی پیدا کند. در این ارتباط حسامالدین آشنا، کارشناس مسائل رسانه و استاد دانشکده صدا و سیما در نشست تعامل دین و رسانه آغاز نقطه عزیمت ما به سمت ارتباطات دینی را از همین تحقق خارجی دین در رسانهها عنوان کرد و یادآور شد: «پیامی که در این ارتباطات ارسال میشود باید اصالت داشته باشد. اصالت هم به این مفهوم است که هر دینی و هر فرهنگی اصالت ندارد، پس باید بین دین ناب محمدی و سایر شبه دینها تفاوت آشکاری قائل شد. در نگاه بعدی لازم است بایدها و نبایدهایی که وجود دارد همه در جهت تعلیم و تربیت باشد و البته همه اینها باید به شکلی باشد که مورد پذیرش مخاطبان قرار گیرد. »پس بر این اساس میتوان درباره نبایدهای رسانهها طبق این دو الگو هنجاری ارائه شده چنین نتیجه گرفت که اولاض محتوا و نوع ارائه پیام در رسانه نباید به باورهای دینی مردم خدشه وارد کند، دوم اینکه عرف مقبول مورد تهاجم قرار نگیرد و سوم اینکه همچنین پاسخگویی رسانه در برابر نظام منجر به همه تأییدی قوای سهگانه و دیگر نهادها نشود. به عبارت سادهتر نباید نقد عملکرد دستگاه یا نهادی در رسانه به تضعیف آنها بینجامد. رسانهای دینی در حرف ساده در عمل دشوار!یکی از سؤالات جدی که در بحث رسانه در نظام دینی وجود دارد این است که این رسانهها چگونه باید باشند؟ آیا باید برنامههای یک رسانه در نظام دینی قبل از انتشار بازبینی شود؛ با این حساب هم اکنون چنین شکلی وجود دارد؟ این در حالی است که قانون مطبوعات ما چنین اجباری ندارد و مطالب بعد از انتشار در صورتی که از آن شکایت شود، بازبینی میشوند. در صدا و سیما هم برنامههایی که ضبط میشوند قبل از انتشار بازبینی میشوند؛ اما برای برنامههای زنده چنین اتفاقی نمیافتد. یا در حوزه کتاب نیز شرایط خاص خود وجود دارد که همه اینها نشان میدهد که ما هنوز به یک رویه مشخص در نظارت بر رسانهها نرسیدهایم. در مورد این سؤالات و پاسخ آنها حجتالاسلامهادی صادقی، رئیس مرکز پژوهشهای اسلامی سازمان صدا و سیما میگوید: «رسانه دینی یک تعریف ندارد؛ و این تعاریف گوناگون بسته به این است که از آن چه منظوری داشته باشیم.بحث ما در رسانه امروز متمرکز در رسانههای دیداری و شنیداری است. معارف وقتی در رسانهها حضور یابند یک معنا دارد و آن اینکه چگونه میتوان یک رسانه را به رنگ دین درآورد بر همین اساس فکر میکنم رسانههای دینی باید از طیف حداقلی تا حداکثری ترسیم شوند.یک رسانه وقتی میتواند دینی محسوب شود که مثلاً یک موضوع دینی را پیگیری کند یا اینکه ساختارهای برنامهسازیاش دینی شود که البته این جزو سختترین و مشکلترین قسمتهای بحث است. نکته دیگر این است که باید رسانه بتواند از نظر دینی تأثیرگذار باشد به این مفهوم که بتواند مخاطب خود را به سمت دین سوق دهد اگر چنین شود آن رسانه توانسته یک کار دینی کند.» حجتالاسلامهادی صادقی با بیان اینکه اگر از یک رسانه رفتار دینی حداکثری بخواهیم این است که علاوه بر ارائه محتوای دینی، ساختارهایش هم باید دینی باشد خاطر نشان میکند: «به نظر من رسانه ذات غیر قابل تغییر ندارد که بگوییم رسانه ذاتاً غربی است و اصلاح پذیر نیست. مصنوعات بشری ذات لایتغیر ندارند و میتوان آن را تغییر داد بر همین اساس میتوانیم از رسانه تعریف خودمان را داشته باشیم.»گامهای آغازین تعالی دین در رسانه ملیاگر منظور ما از رسانه دینی این است که ما در حوزه عمومی مردم رسانهای داشته باشیم که کاملاً دینی باشد باید گفت که اگر ما بخواهیم تلویزیون یک رسانه مطلق دینی باشد، انتظار اشتباهی است. بلکه تلویزیون باید در حوزههای دیگر نیز یاری رسان باشد. پرسش اساسی در این میان این است که رسانههای مدرن چقدر توانایی تشویق و حرکتدهی مخاطبان خود در راستای زندگی دینی را دارا میباشند؟رسانه ملی باید روی این دست از ارتباطات دینی کار کند و آن را در زندگی دینی مردم ساری و جاری کند.نباید از ذهن دور داشت که انقلاب اسلامی ایران فیذاته یک انقلاب و یک حرکت فرهنگی بود و به این سبب امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز داریم که بتوانیم همین پایههای فرهنگی اسلامی و ملی خود را از طریق برنامههای ارزشی تولید شده در رسانه ملی با مخاطبان و جوانان امروز کشور مطرح کنیم. معتقدم شرط یک رسانه دینی تأثیرگذاری آن است. اگر همه شرایط برای دینی بودن یک رسانه آماده باشد؛ اما تأثیرگذار نباشد، رسانه دینی محسوب نمیشود. اگر بتوانیم در فعالیت رسانهای به انسان در راه تعالی و حرکتاش به آن سو موفق باشیم میتوانیم رسانه خود را یک رسانه دینی موفق نامگذاری کنیم. منظور ما از دینی بودن یک رسانه این نیست که دائماً روایت و سخنرانی پخش کند بلکه ما میگوییم رسانه با حفظ حدود شرعی برنامههایی پخش کند که مخاطب به غفلت کشیده نشود. به نظر میرسد تا رسیدن به این مهم با وجود برداشتن گامهای آغازین راه درازی در پیش است و امیدواریم در این راه با یک عزم و حرکت ملی به هدف بزرگ و متعالی مانده در ذهن خود عینیت ببخشیم.