کد خبر: 1097478
تاریخ انتشار: ۲۸ تير ۱۴۰۱ - ۲۱:۴۵
ماه‌های پایانی جنگ و قطعنامه ۵۹۸ در گفت‌وگوی «جوان» با یکی از رزمندگان پیشکسوت دفاع مقدس
حضرت امام با خردمندی و ایثارگری قطعنامه را پذیرفت ما در پذیرش قطعنامه پشت امام‌مان هستیم و هنوز هم از این تصمیم مهم دفاع می‌کنیم. زمانی که امام قطعنامه را پذیرفت، حکمت الهی را دریافت و من به عنوان یک رزمنده کوچک مطمئن بودم این وضعیت تغییر می‌کند و منتظر یک جرقه بودم.
آرمان شريف

امام‌خميني(ره) در 29 تير 1367 قطعنامه598 شوراي امنيت را پذيرفت، ولي صدام همچنان به حملاتش ادامه می‌داد و دوباره فكر اشغال خرمشهر و شهرهاي ديگر در سرش بود، هرچند تلاش‌هاي صدام بار ديگر دستاوردي براي او نداشت تا جنگ در سال 1367 پايان يابد. ماه‌هاي پاياني جنگ و پذيرش قطعنامه از سوی ايران جزو مهم‌ترين برهه‌ها در تاريخ دفاع‌مقدس هستند. سردار عبدالكريم عليزاده از رزمندگان پيشكسوت دفاع‌مقدس است كه پس از پذيرش قطعنامه همچنان در قسمت‌هاي مرزي حضور داشت و روي روند اجرايي اين قطعنامه نظارت مي‌كرد. عليزاده در گفت‌وگو با «جوان» ضمن تحليلي بر وضعيت سياسي كشور، شرايط جبهه‌ها در سال پاياني جنگ را تشريح مي‌كند.

ماه‌هاي منتهي به پايان جنگ وضعيت سياسي كشور و پشتيباني از جبهه‌ها به چه شكل بود؟
روزهاي سخت جنگ، روزهاي فشار همه‌جانبه دشمنان بود. همچنين فشارهاي پنهاني که از داخل كشور به سازمان رزم كشور وارد مي‌شد. مي‌توان گفت من لمس كردم هيچ اراده‌اي مثل اراده امام پشت جنگ نبود. امام يكپارچه، يك نفس و هوشمندانه در سخت‌ترين روزها با اراده آهنين مي‌گفت، جنگ مسئله اصلي كشور است، ولي براي دولتمردان مسئله اصلي جنگ نبود، مسئله فرعي هم نبود. وقتي به مسئولان سياسي مي‌گفتيم براي جبهه تجهيزات و بنزين مي‌خواهيم، در فكر فرومي‌رفتند كه حالا اين پشتيباني از جنگ را انجام بدهند يا ندهند. نگاه‌شان به پشتيباني از جنگ به اين شكل بود كه اگر براي جنگ هزينه كنيم، پول‌مان را دور ريخته‌ايم. گشت‌هاي كنترلي‌مان در خط مقدم ‌بنزين نداشتند. شركت نفت به ما بنزين نمي‌داد. آن زمان سپاه چيزي به نام شناورهاي رزمي نداشت و شناورها را خودمان درست مي‌كرديم. در آن برهه بعضي از ماهيگيران ماهشهر قايق‌هاي‌شان از ما پيشرفته‌تر بود؛ يعني وضعيت قايق‌هاي و امكانات‌مان ضعيف بود. بايد از مسئولان سياسي وقت پرسيد چرا از جنگ پشتيباني نكرديد؟ پايان جنگ پايان غم‌انگيزي بود؛ غم‌انگيز به اين خاطر كه چيزي مدنظر امام بود، اما محقق نشد. حضرت امام مي‌خواست ما خودمان با دستانمان صدام را به خاك ذلت بكشانيم، اما خداوند طور ديگري خواست و دشمنان خودشان، او را به ذلت كشاندند. امام دوست داشت رزمندگان پرچمدار اين اتفاق باشند.

حضرت امام همواره نسبت به صدام بي‌اعتماد بود و صدام با وجود پذيرش قطعنامه باز به مرزها و كشورمان حمله‌ور شد. اين نكته درايت امام‌خميني در مديريت جنگ را به خوبي نشان مي‌دهد؟
ما قطعنامه را كه پذيرفتيم، صدام در نهايت بي‌حيايي و رذالت رفتار كرد. انواع و اقسام گازهاي سمي را عليه ما به كار برد. من در توپخانه 64 الحديد در جزيره مجنون بودم و وقتي بالاي سر توپخانه رسيدم، ديدم همه نيروها روي زمين افتاده‌اند. صدام 10دقيقه قبل گاز سيانور زده بود؛ سيانور يك گاز خفه‌كننده مرگ‌آور است، مجروح نمي‌كند، جان آدم را مي‌گيرد. مشخص بود صدام با همه دنيا حتي شوروي سابق به توافق رسيده تا چنين كاري را انجام دهد. اين گاز براي حيوانات ممنوع می‌باشد ديگر چه برسد بخواهند براي انسان استفاده كنند. در طول جنگ هرگاه صدام تظاهر به پذيرش قطعنامه يا آتش‌بس مي‌كرد، دليلش اين بود كه ضعف‌هايش را اصلاح كند و بعد جلو بيايد. او انرژي زيادي سر كرخه، كارون و خرمشهر گذاشته بود و ديد جبهه مياني جاي راحت‌تري جهت دسترسي به تهران است. در نهايت اين كار را در اوج ضعف و رذالتش با منافقين انجام داد كه باز هم به نتيجه نرسيد. صدام زماني كه ما هنوز قدرت كافي پيدا نكرده بوديم، 45 روز پشت نهر عرايض متوقف شد. فكر كرده بود تانك‌هايش را روشن كند، صبح صبحانه را در بصره و ناهار را در خرمشهر خواهد خورد، اما در نهايت ناباوري مقاومت عجيب مردم ايران را ديد. صدام آنجا فهميد چه اشتباه بزرگي در انتخاب مهره‌هاي شطرنج كرده است و در سال‌هاي بعد مي‌خواست اين مهره‌ها را عوض كند. به همين خاطر دنبال صلح نبود، دنبال قوي‌كردن خودش بود. در حالي كه بعضي سياسيون روي پايان جنگ پس از آزادي خرمشهر تأكيد مي‌كردند، حضرت امام به درستي و درنهايت هوشمندي اين موضوع را فهميده بود. به همين خاطر حرف‌هاي صدام پس از آزادي خرمشهر مبني بر آتش‌بس به هيچ عنوان معناي صلح نمي‌داد. اگر ما پرچم صلح را بالا مي‌برديم، دشمن بعثي اين پرچم را بالا نمي‌برد. امام با تمام كارشناسان مشورت مي‌كرد و آن زمان فرماندهان را خواست و همه فرماندهان متفق‌القول به امام گفتند، حرف‌هاي صدام دروغ است و نمي‌توان حرف‌هايش را حساب كرد. او دنبال فرصت بود تا دوباره يك تهاجم سراسري را آغاز كند. امام با اين شرط پذيرفت كه ما جنگ را ادامه دهيم، ولي آسيبي به غيرنظاميان وارد نشود. با تمام چيزي كه ما رعايت مي‌كرديم، در پايان جنگ غيرنظاميان هدف اصلي صدام بودند. صدام موشك‌هايش را روانه تهران، ‌تبريز، اصفهان و قم ‌كرد و تمام دنيا هم فقط تماشا مي‌كردند. اگر دنيا از صدام پشتيباني نمي‌كرد، اين بمباران‌های صدام را محكوم مي‌كردند.
يكي از بحث‌ها در رابطه با ماه‌هاي آخر جنگ كمبود نيرو است. اين وضعيت چقدر در جبهه‌ها مشهود بود؟
يكسري حركات موذيانه و حساب شده‌ آن زمان صورت مي‌گرفت كه به سود جبهه‌ها نبود. بعضي فرماندهان در شهرهای‌شان با نامهري‌هايي مواجه مي‌شدند كه روي روحيه رزمندگان اثر مي‌گذاشت. مثلاً مي‌خواستند خانه خشت گلي يك فرمانده را به خاطر نداشتن مجوز يا چنين مواردي تخريب كنند. بسيجي‌ها که اين موارد را مي‌ديدند، مي‌گفتند وقتي با فرمانده ما چنين كاري مي‌كنند با ما چه كاري خواهند كرد. اين انرژي منفي به مردم پمپاژ مي‌شد. آن زمان خودم به عنوان فرمانده تيپ، زن و بچه‌ام آواره بودند و اگر يكي از بستگانم جزو مسئولان تشكيلاتي سپاه نبود، ديگر نمي‌توانستم خانواده‌ام را رها كنم و به جبهه بروم. آن زمان همه جوان بوديم و بچه‌هاي‌مان كوچك. فرمانده متولد زير 1337 نداشتيم. زمان جنگ خود من هم نگران خانواده‌ام بودم تا از بي‌پناهي و بي‌كسي مشكلاتي برايشان پيش نيايد. دولت به عنوان حامي نبود و سپاه با حداقل امكانات و حداكثر تلاش كار مي‌كرد. سپاه با كلي بدبختي يك پيت نفت به خانواده پاسدارها مي‌رساند تا خانه‌شان را گرم كنند. نارسايي‌ها زياد شده بود و اين موارد نيروها را اذيت مي‌كرد.

مي‌توان گفت به وجود آمدن اين موارد به خاطر طولاني‌شدن جنگ بود؟
اگر پشتيباني‌ها به خوبي صورت مي‌گرفت، امكان اينكه ما دست بالا را در جنگ بگيريم، زياد بود و مي‌توانستيم همين‌طور دست بالا ادامه دهيم. ما در عمليات خيبر وسط هورالعظيم در قايق به خاطر نبودن وسيله ارتباطي گرفتار شده بودیم و روز سوم عمليات آقارشيد به من گفت، ما از دولت 23 هزار قايق طلب كرديم، اما آنها تنها سه هزار قايق به ما دادند و گفت اگر 23 هزار قايق به ما مي‌دادند ما يك روزه العماره را مي‌گرفتيم. هر جا مي‌رسيديم، نمي‌ايستاديم. وقتي شناور نداريد، تداركات و پشتيباني رزمي هم نداريد. در عمليات خيبر مي‌خواستيم پس از عبور از هورالعظيم، به جزيره مجنون جنوبي و از آنجا به شرق العماره و بعد هم به بصره برويم. چون منطقه بدون دفاع بود و عراقي‌ها در خيال خام عدم توانايي ايران از هورالعظيم بودند. وقتي از هورالعظيم عبور كرديم، نتوانستيم نيروهاي‌مان را به موقع پشت نيروهاي خط‌شكن‌مان برسانيم. سه، چهار روز تأخير افتاد و همين تأخير باعث شد، عراق ضعف‌هايش را بپوشاند و نیروهای زرهي‌اش را از جنوب به جبهه العماره برساند و آمادگي‌اش را به دست بياورد. نداشتن شناور موجب همين تأخير چند روزه شد. با اين تأخيرها بايد فكر عقب‌نشيني مي‌افتاديم. چون آتش دشمن از ما خيلي قوي‌تر بود و توپخانه و حملات هوايي‌اش خيلي شديد بود. محدود هواپيماهاي ما فقط چند سورتي پرواز مي‌توانستند پشتيباني كنند، در حالي كه صدام هواپيماهاي ميگ و رادارهاي آواكس در اختيارش بود. در عمليات خيبر اگر دشمن درك صحيحي از واقعيت پيدا مي‌كرد، به خاطر تجهيزاتي كه در اختيارش بود، مي‌توانست آسيب زيادي بزند، ولي واقعاً خدا پشتيبان رزمندگان بود. براي اولين بار در جهان در طول يك قرن، بلوك شرق و غرب عليه يك كشور متحد شده بودند و با كمك الهي توانستيم از اين توطئه بيرون بياييم.
در رابطه با قطعنامه دو ديدگاه وجود دارد. برخي مخالف و برخي ديگر موافق هستند. شما كدام ديدگاه را به واقعيت نزديك‌تر مي‌دانيد؟
من مخالف نوع مطرح‌كردن قطعنامه به امام هستم. مسئولان امر مي‌توانستند مرد و مردانه پيش امام بروند و نظرات‌شان را صريح بيان كنند. در لفافه و پوشيده حرف‌زدن به صلاح ما نبود. وقتي امام از لفظ جام زهر استفاده كرد من كاملاً اين موضوع را درك كردم. من هم اگر جاي امام بودم قطعنامه را مي‌پذيرفتم. چون حمايت‌هاي زيادي از صدام مي‌شد و نيروهاي نظامي ما در سختي و محدوديت بودند. قطعنامه 598 حداقل‌هاي ما را داشت و خداوند اين حداقل‌ها را به حداكثر تبديل كرد. ما در پذيرش قطعنامه پشت امام‌مان هستيم و هنوز هم از اين تصميم مهم دفاع مي‌كنيم. زماني كه امام قطعنامه را پذيرفت، حكمت الهي را دريافت و من به عنوان يك رزمنده كوچك مطمئن بودم اين وضعيت تغيير مي‌كند و منتظر يك جرقه بودم. اين جرقه رخ داد و صدام به كويت حمله كرد و خدا ظالمين را به دست خودشان مجازات كرد. سردار كوسه‌چي برايمان تعريف مي‌كرد، امام در اواخر حيات‌شان چند دقيقه برايشان صحبت كرده و گفته بود شما غصه نخوريد، خداوند به زودي آنهايي را كه به شما ظلم كردند با دست خودشان مجازات خواهد كرد. اين عين كلام امام پس از پذيرش قطعنامه است. اين نشان مي‌دهد حكمت الهي بالاتر از حوادثي بوده كه ما ديديم. اين بهترين تصميمي بود كه خردمندانه و ايثارگرانه از سوی حضرت امام گرفته شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار