کد خبر: 1097148
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
زمینه‌های تأثیرگذار بر ساخت فکری مؤلف کتاب شهید جاوید انتشار اثر شهید جاوید به قلم شیخ نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی، در عداد چالش‌های مهم نظری در باب نهضت حسینی (ع)، در دوران معاصر به شمار می‌رود. مقال پی آمده درصدد است تا با نگاهی مستند و تاریخ‌مند، زمینه‌های تأثیرگذار بر ساخت فکری مؤلف این کتاب را مورد بازخوانی قرار دهد. منابع این پژوهش، در سرویس تاریخ «جوان» موجود است. امید آنکه محققان این حوزه را مفید و مقبول آید.
جواد عربانی

انتشار اثر شهید جاوید به قلم شیخ نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی، در عداد چالش‌های مهم نظری در باب نهضت حسینی (ع)، در دوران معاصر به شمار می‌رود. مقال پی آمده درصدد است تا با نگاهی مستند و تاریخ‌مند، زمینه‌های تأثیرگذار بر ساخت فکری مؤلف این کتاب را مورد بازخوانی قرار دهد. منابع این پژوهش، در سرویس تاریخ «جوان» موجود است. امید آنکه محققان این حوزه را مفید و مقبول آید.

در طرح صورت مسئله
آنچه مسلم است، علاوه بر اساتید که تأثیرات مستقیم بر شکل‌گیری افکار و اندیشه‌های شیخ نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی داشته‌اند، مطالعات وی و همچنین الگوبرداری‌هایی که او از آرای برخی از نویسندگان و متفکران داشته نیز در انسجام بخشی و ایجاد ساخت فکری او بی‌تأثیر نبوده است. با بازخوانی زندگی صالحی نجف‌آبادی، می‌توان به این نتیجه رسید که او چهار دهه پایانی عمر خویش را در جهت تبیین خط فکری خاصی سپری کرده است. خط فکری که به تدریج در طول سال‌های ١٣٤٤- ١٣٨٥، پالوده و زمینه‌ساز تشکیل منظومه فکری او شده بود. از اینرو اگر بتوان نموداری از سیر تطور آرا وی ترسیم کرد، بی‌گمان یکی از فراز‌های این نمودار با تألیف کتاب شهید جاوید آغاز می‌شود.
صالحی در طول سال‌های ١٣٤٥- ١٣٨٥، یعنی از زمانی که مقاله جنجالی خود با نام «آیا علی قاتل خود را بیدار کرد؟» را در مجله مکتب اسلام منتشر ساخت تا زمانی که بدرود حیات گفت. در پژوهش‌هایی که به انجام رساند دغدغه نقد حدیث و بازگشت به قرآن داشت. او در این سال‌ها، اساساً تفکر دینی پس از عصر شیخ مفید، سیدمرتضی و شیخ طوسی درباره امامان شیعی را از خلوص افتاده و دچار بیماری غلو می‌دانست، از اینرو در مواجهه با منابع دینی، به نقد عقلی آن می‌پرداخت. او بر این باور بود که فربه شدن احادیث، قرآن یا منبع اصلی تفکرات دینی را به حاشیه برده و باعث مهجوریت روح قرآن از اندیشه و عمل می‌شود. او همچنین حدیث را به علت ابتلا به دو پدیده تحجر و غلو، مانع الگوسازی و زمینی فهمیدن دین برای انسان‌های عادی دانسته و بر این باور بود که حدیث از جاودانه شدن روح دین ممانعت به عمل می‌آورد. این رویکرد صالحی به حدیث و همچنین تأکید بی‌حدوحصری که وی در استفاده از منابع اهل سنت در تحقیقات خود داشت، در کنار نگره‌ای که در باب علم امام معصوم (ع) در کتاب شهید جاوید ارائه داده بود، باعث شد بسیاری از منتقدانش او را متمایل به جریانات فکری وهابیت در ایران بنامند. علاوه بر آن، قرابت‌های فکری صالحی با آرا برخی تجدیدنظرطلبان دینی از جمله حیدرعلی قلمداران، محمدجواد غروی و... - که عقاید آن‌ها در برخی مباحث همگرا با جریانات وهابیت تفسیر می‌شد- زمینه‌ساز تشدید این گمانه‌زنی‌ها علیه وی و حتی حامیان کتاب شهید جاوید شد و کار را بدانجا رساند که آیت‌الله منتظری یکی از تقریظ‌نویسان کتاب، چاره کار را در واکنش به این مسئله و انتشار اعلامیه‌ای در این خصوص دید. اینکه این موضوع تا چه حد واقعیت داشته و تا چه میزان آرا و اندیشه‌هایی که منظومه فکری صالحی نجف‌آبادی را ساخته متأثر از این افراد است، سؤالی است که در ذیل درباره آن سخن خواهیم گفت.
در ارتباط صالحی نجف‌آبادی با حیدرعلی قلمداران
پیرامون ارتباطات صالحی نجف‌آبادی با حیدرعلی قلمداران و نیز تأثیراتی که این دو برهم داشته‌اند، گزارش‌های متواتری در دست نیست، اما محمدعلی مجاهدی از جمله شخصیت‌هایی است که به طور صریح به ارتباطات و جلسات منظمی که صالحی و قلمداران با یکدیگر داشته‌اند، اشاره کرده و قلمداران را از جمله مدافعان کتاب شهید جاوید به حساب می‌آورد. مجاهدی که در مقطع زمانی مذکور، مسئولیت ممیزی کتاب شهید جاوید را برعهده داشته، در این باره می‌گوید: «برای من مسجل شده بود که نباید به ایشان اجازه چاپ دهم... به او پیشنهاد کردم که حیدرعلی قلمداران آن را بخواند؛ قلمداران از جمله کسانی بود که جمعیتی را به دور خود جمع کرده بود و از وهابیت برایشان می‌گفت و از آن‌ها حمایت می‌کرد. آن عالم از این پیشنهاد خوشحال شد و گفت اتفاقاً با قلمداران جلسات هفتگی دارند! این را که گفت دیگر حجت بر من تمام شد. به قلمداران... موضوع را گفتم... فردای آن روز وی را در جلوی اداره دیدم. گفت این کتاب را تا صبح خوانده و نخوابیده است. می‌گفت: در تاریخ اسلام، نه در آثار اهل تسنن و نه کتب شیعیان، کتابی به این خوبی، پاکی و ارزشمندی نوشته نشده است. بعد از رفتن قلمداران، مؤلف نزد من آمد. به او گفتم... برای اینکه به ظن خود برسم که... شم وهابی‌گری داری و به همین خاطر خواستم قلمداران کتابت را بخواند... بدین ترتیب به او اجازه چاپ ندادم....»
تاکنون آثار محدودی درباره اندیشه‌ها و آرای حیدرعلی قلمداران به چاپ رسیده است، اما با وجود این می‌دانیم که وی در ابتدا، دغدغه بررسی علل انحطاط مسلمین و زنده‌کردن تمدن اسلامی داشت و در همین فضا بود که توجهش به اصلاح‌گری جلب شد و این اصلاح‌گری از نظر او - که در فضای ایران شیعی می‌زیست- او را محصور در اصلاح تشیع کرد. در واقع قلمداران را می‌توان از جمله پیروان شیخ محمد خالصی‌ز‌اده به حساب آورد که کار تحقیقاتی خود را در زمینه اصلاح‌گری دینی از نقد گرایش‌های غلوآمیز شروع نمود. او برای رسیدن به این مقصود، کتاب راه نجات از شر غلات را نوشت و در آن به بحث علم امام، ولایت، شفاعت، غلو و زیارت پرداخت. او همچنین کتاب دیگری نیز در موضوع خمس نگاشت که سازگاری با عقاید فقهی شیعه نداشت. کتاب دیگر قلمداران زیارت و زیارتنامه است که زیر عنوان فصل پنجم کتاب راه نجات از شر غلات به چاپ رسیده است. این کتاب در واقع عقاید رایج وهابیان را در باب زیارت بیان کرده بود و کوشید تا با استفاده از متون مختلف، ادله‌ای را بر آن بیان دارد. قلمداران همچنین در کتاب دیگری که با عنوان شاهراه اتحاد از وی به چاپ رسید و سیدابوالفضل برقعی (که به سنی‌گری و وهابیت اشتهار داشت بر آن مقدمه نگاشت) به نصوص امامت در تشیع اشاره داشته و در آن به مانند سنیان تلاش کرد تا معنای مولی را در حدیث غدیر از «اولای در تصرف» خارج سازد. اگر به مباحث مورد توجه حیدرعلی قلمداران و شیخ نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی در آثارشان بنگریم، با وجود افتراقاتی که در اندیشه‌های این دو نویسنده مشاهده می‌شود، اشتراکات و دغدغه‌هایی از یک سنخ نیز در تألیفات‌شان به چشم می‌خورد که شاید بتوان براساس آن تأثیراتی که قلمداران بر اندیشه‌های صالحی داشته است را مشخص کرد. قلمداران در کتاب‌های: حکومت در اسلام (در باب لزوم تشکیل حکومت اسلامی)، شاهراه اتحاد (وحدت از دست رفته میان مسلمانان) و در راه نجات از شر غلات (به غالیان) و... به مباحثی پرداخته که ما به ازای این مباحث در آثار صالحی نجف‌آبادی هم مشهود است. به طوری که صالحی در کتاب شهید جاوید (در باب لزوم تشکیل حکومت اسلامی)، مقاله وحدت (لزوم اتحاد مسلمان با یکدیگر) و همچنین در کتاب غلو (به تأثیرات غالیان بر احادیث شیعی) و... به همان سیاق اشاره دارد.
علاوه بر آنچه گفته شد، شاید بتوان تأثیر آرا قلمداران درخصوص موضوعات مختلفی، چون لزوم وحدت بین امت اسلامی را در تکوین نگرش صالحی تأثیرگذار دانست، چراکه صالحی برخلاف روحانیان سنتی قم که با ترویج کلام خلاف از اهل سنت تبری می‌جستند، توجه به مشترکات موجود میان فرق اسلامی را ضروری، اختلافات اعتقادی و فقهی آنان را نه نشانه‌ای از انحراف، بلکه نتیجه طبیعی اجتهاد و تفکر آزاد بر دانسته می‌شمرد. او همچنین تأکید زیادی بر به کار بردن واژه وحدت، به جای واژه اتحاد میان شیعه و سنی داشت. هرچند که او به این نکته واقف بود که چنین وحدتی نیازمند آن است که اولاً: هر یک از فرق شیعه و سنی دیگری را اهل جهنم و گمراه ندانند و او را همانند خود در مسیر سعادت تلقی نمایند و ثانیاً: هر یک از علما دو فرق با ادله اجتهادی ثابت کنند، نزد خدا مأجور و اهل بهشت خواهند بود. ذکر این نکته ضروری است با وجودی که تأثیرات آرا حیدرعلی قلمداران را می‌توان در آثار و اندیشه‌های صالحی نجف‌آبادی جست‌وجو کرد، اما بی‌گمان نمی‌توان صالحی را دنباله‌رو اندیشه‌های قلمداران یا حتی جریان وهابیت در ایران برشمرد، چراکه اساساً بسیاری از آرا وی منحصر به خود اوست.
در ارتباط صالحی نجف‌آبادی با سیدمحمدجواد غروی
علاوه بر حیدرعلی قلمداران، حوادثی که در اواسط دهه ۵۰ شمسی در اصفهان، درباره کتاب شهید جاوید به وقوع پیوست و سرانجام به قتل آیت‌الله شمس‌آبادی توسط گروه هدفی‌ها انجامید، گمانه‌زنی‌هایی را نیز در مورد ارتباطات صالحی با محمدجواد غروی - رهبر معنوی گروه هدفی‌ها - بر انگیخت. غروی در پاره‌ای از مباحث، آرا مشابهی با صالحی نجف‌آبادی داشت و همانند او، غلو را آسیبی جدی بر تشیع می‌دانست و بازگشت به قرآن را موکداً توصیه می‌کرد. او در کتاب فقه استدلالی خود، فتاوایی برخلاف آرای علمای شیعه داشته و در نظام فکری‌اش به ترویج عقاید نوگرایانه و اصلاحی - که غالباً مبتنی بر استنباطات عقلی بود- می‌پرداخت. غروی همچنین نسبت به آثار دکتر علی شریعتی و طرح بحث سه گانه زر و زور و تزویر که به زعم او یکی از اضلاع آن بر روحانیت شیعی انطباق می‌یافت، نظر مساعد داشت. وی همچنین نگاه مثبتی به موضوع طرح بحث تشیع علوی و صفوی داشته و مسائل خرافی در تشیع را زاده دوران صفویه می‌دانست. افزون بر آن حمایت غروی و گروه هدفی‌ها از کتاب شهید جاوید و مقابله با مخالفان آن نیز از دیگر دلایلی بود که نزدیکی این دو جریان فکری را در بین مخالفان آن‌ها ملموس‌تر می‌کرد.
بی‌گمان بین اندیشه‌های غروی و صالحی، قرابت آرا و دغدغه‌های فکری وجود دارد، اما علت این همگرایی را بیشتر از آنکه بتوان به سال‌های متأخر نسبت داد، باید به برهه‌هایی که هر دو آن‌ها نزد استاد مشترکی در حوزه علمیه اصفهان به تحصیل می‌پرداختند، وابسته دانست. این دو روحانی اصفهانی‌تبار در سال‌های جوانی، تجربه تلمذ نزد حاج رحیم ارباب را در کارنامه علمی خویش داشتند و استادشان نیز تأثیرات غیرقابل‌انکاری در شکل‌گیری شخصیت آن‌ها بازی کرده بود. صالحی در خاطرات خود به این موضوع اشاره کرده و از استادش با تعابیری چون: عالمی مدفق و کسی که روحیه تحقیق را در شاگردان خویش می‌دمید، یاد کرده است. او همچنین می‌گوید استادش مباحث شهید و شیخ را قابل مناقشه می‌دانسته و تأکید داشت که در این مسائل، نباید تقلید کرد و باید از طریق اجتهاد بدان پاسخ گفت. یکی دیگر از وجوه فکری شخصیت حاج رحیم ارباب این بود که نسبت به مبارزه با غلو بسیار تأکید داشت و این دقت نظر درباره تأمل در آثار و تألیفات غالیان را به شاگردان خود از جمله صالحی نجف‌آبادی و محمدجواد غروی گوشزد کرده بود. این مدرس حوزه اصفهان همچنین به وجوب عینی نماز جمعه نیز باورمند بود، از اینرو در دوران سلطنت پهلوی، نماز جمعه را در منطقه گورتان ماربین در اصفهان اقامه می‌کرد و پس از فوت وی، غروی با ادامه راه استادش در اقامه نماز جمعه کوشید، جانشین فکری استادش لقب گیرد. پس با این تفاصیل می‌توان نتیجه گرفت که قرابت‌های فکری صالحی و غروی، بیشتر حاصل منشأ مشترکی از آموزه‌های حاج رحیم ارباب است تا موضوعات دیگر، سرچشمه‌ای که حاج رحیم ارباب نیز از استاد خود، محمدباقر درچه‌ای آن را فرا گرفته بود و حتی گفته می‌شود برخی از مواضع نوگرایانه آیت‌الله بروجردی نیز حاصل دوران تحصیل وی نزد محمدباقر درچه‌ای است.
در ارتباط صالحی نجف‌آبادی با مهدی بازرگان
مباحثی که در بالا بدان اشاره رفت، بیشتر ناظر بر دیدگاه شخصیت‌هایی است که تأثیراتی در ساخت چارچوب فکری صالحی، پیش از نگارش کتاب شهید جاوید داشته‌اند، اما ذکر این نکته ضروری است که او در کتابش علاوه بر بازشناسی و بازشناساندن واقعه عاشورا، می‌کوشید این حادثه تاریخی را به شکل الگو و سرمشقی برای جامعه امروزی نیز تفسیر نماید. گرچه تکیه بر عقل تاریخی حصول این نگرش را برای صالحی امکانپذیر می‌نمود، اما در این میان نمی‌توان از نقش تأثیرگذار شخصیت‌هایی، چون مهندس مهدی بازرگان، که او را تشویق به ارائه و انتشار این نگره می‌کردند، چشم‌پوشی نمود. مهدی بازرگان در بازگشت از فرانسه تلاش داشت، تا اسلام را با ارزش‌های مدرن پیوند دهد و با انگیزه «دفاع و تبلیغ از دین» و «ایجاد پیوند میان علم و دین»، روشنفکری دینی را در ایران پایه‌گذاری کند. او در این دوران، اصلاح و احیای دین و بازگشت به قرآن را مورد توجه خود قرار داد و در سال‌های پس از فوت آیت‌الله بروجردی که رژیم پهلوی در حال تحکیم چنبره قدرت خود بر نهاد دین بود، به فکر ایستادگی در مقابل آن افتاد. وی همچنین بر این باور بود که باید تلاش همه جانبه‌ای را در جهت تقویت مقام مرجعیت، به عنوان ملجأ و مأمنی در مقابل دولت به انجام رساند، چراکه در این برهه حساس اگر مذهب کنترل سیاست را در دست نداشته باشد، سیاست مذهب را به نابودی خواهد کشاند. با این توجیه بود که بازرگان به تشویق و حمایت از نگره‌ای پرداخت که قیام عاشورا را قیامی معطوف به حرکت به سوی حکومت اسلامی تبیین می‌ساخت. مقارن با این دوران، صالحی نیز سلسله گفتار‌هایی را در انجمن اسلامی مهندسین در جهت تبیین نظریه خود ایراد می‌نمود که این سخنرانی‌ها مورد توجه و استقبال بازرگان واقع شد صالحی در این‌باره می‌گوید: «اولین باری که نظریه حکومت اسلامی... را مطرح کردم، در جلسه‌ای بود که از طرف جمعی از مهندسین در تهران تشکیل شده بود. عده‌ای از مهندسین مانند: مهندس بازرگان، مهندس معین‌فر، مهندس کتیرایی، وعده دیگری جلسه‌ای تشکیل داده بودند به نام: جلسه اسلامی مهندسین... خوب طبیعی می‌نمود در جلسه‌ای که تحصیلکرده‌ها، روشنفکران و اساتید حضور دارند، باید مطالبی نو و تحقیقی و عالمانه مطرح شود که تکرار مکررات نباشد. در همان مجلس برای اولین بار این نظریه را مطرح کردم... بعد از این جلسات، آقای بازرگان روزی نامه‌ای به من نوشت و درخواست کرد مطالبی را که در این جلسات مطرح کردید، تدوین کرده و در کتابی چاپ کنید، چون جاذبه داشته و زمینه پذیرش دارد....»
البته بی‌گمان روابط بازرگان و صالحی را نمی‌توان به تألیف و انتشار کتاب شهید جاوید محدود دانست، زیرا در آثاری که پس از پیروزی انقلاب اسلامی از صالحی نجف‌آبادی به چاپ رسیده و در آن سعی شده بین اسلام و تجدد پیوندی ایجاد کند، تأثیرات آرا مهندس مهدی بازرگان بر وی مشخص است. البته شایان ذکر است با وجودی که فعالیت‌های علمی صالحی در خصوص ناسوتی کردن دین، وی را به جریان روشنفکری و خصوصاً نگره‌ای که مهندس مهدی بازرگان به دین داشت نزدیک می‌سازد، اما او برخلاف بازرگان و دیگر روشنفکران که تعلق خاطری به گفتمان سنت‌گرایی نداشتند و بر مبنای عقل مدرن به بازخوانی آموزه‌های دینی می‌پرداختند، در درون حوزه به نقد معارف حوزوی - که بخش اعظم آن بر محوریت حدیث شکل گرفته بود- می‌پرداخت. در واقع نقدی که او بر حدیث داشت، به زعم وی بسیار فراتر از نقد دیگر حوزیان که به مفاد و دلالت تکیه داشتند، بود و شاید بتوان گفت که نقطه عزیمت او در نقد احادیث، عقلانیت یا تفکر انتقادی است که در ورای سنت مذهبی و درون دنیای جدید رخ داده است. او برای رسیدن به این مقصود، در حوزه علمیه قم به گفت‌وگوی انتقادی می‌پرداخت و همه مسائل جامعه اسلامی از آب کر گرفته تا حکومت اسلامی را به زیر تیغ نقد می‌کشید و فرجام این، چیزی جز روایت نوگرایانه از اسلام نبود. بدین‌سان می‌توان دریافت که صالحی نجف‌آبادی به دنبال قرائتی از دین بود که شاید بتوان آن را قرائت تجدیدنظرطلبانه از اسلام نامید.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار