کد خبر: 1092730
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۴۰۱ - ۲۲:۰۰
یادکردی از شهید مهدی امینی، فرمانده سپاه ارومیه که در خرداد ۱۳۶۰ آسمانی شد
ساده‌زیستی فرمانده او را به شهادت نزدیک کرده بود شهید مهدی امینی، اهل ارومیه بود و در خانواده‌ای با وضعیت اقتصادی مناسب و مرفه به دنیا آمده بود. اما شهید از همان دوران نوجوانی اعتنایی به مسائل مادی و دنیوی نداشت و خودش را برای رسیدن به مراتب بی‌نیازی آماده می‌کرد. ساده می‌پوشید، غذای معمولی می‌خورد و به معنای واقعی ساده زیست بود. همین ساده‌زیستی در‌های رحمت و بزرگی را برای او گشود و او را در مسیر تقوا و درستی قرار داد.
آرمان شریف

شهید مهدی امینی، اهل ارومیه بود و در خانواده‌ای با وضعیت اقتصادی مناسب و مرفه به دنیا آمده بود. اما شهید از همان دوران نوجوانی اعتنایی به مسائل مادی و دنیوی نداشت و خودش را برای رسیدن به مراتب بی‌نیازی آماده می‌کرد. ساده می‌پوشید، غذای معمولی می‌خورد و به معنای واقعی ساده زیست بود. همین ساده‌زیستی در‌های رحمت و بزرگی را برای او گشود و او را در مسیر تقوا و درستی قرار داد.
تحصیل در دانشگاه علم و صنعت
شهید امینی در کنار رشد در مسائل شخصی و خودسازی در زندگی، از تحصیل نیز غافل نبود. او سال ۱۳۵۰ وارد دانشگاه علم و صنعت تهران شد و در سال ۱۳۵۶ در رشته مهندسی راه و ساختمان مراحل عالی تحصیل را به پایان رسانید و پس از آن به جریان مبارزه با رژیم پهلوی پیوست.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در کنار سایر فعالیت‌ها، سرپرستی شرکت نوید از شرکت‌های بنیاد مستضعفان در ارومیه را بر عهده گرفت. در طول این مدت مسئولیت خود را به طور شایسته انجام می‌داد و در محیط کار و زندگی تعصب و حساسیت خاصی نسبت به برقراری نظم و انضباط اداری و کاری نشان می‌داد.
ساده‌زیستی فرمانده
شروع جنگ تحمیلی بخش دیگری از روحیه مسئولیت‌پذیر و خدمتگزار شهید امینی را نشان داد. او با شروع جنگ از سمت مدیریت خود در شرکت نوید استعفا داد و راهی جبهه شد. پس از ماه‌ها حضور در جبهه، اوایل سال ۱۳۶۰ با حکم شهید محلاتی، نماینده وقت حضرت امام خمینی (ره)، در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران مشغول انجام وظیفه در سپاه ارومیه شد.
همسرش ساده‌زیستی شهید امینی را اینگونه تشریح می‌کند: «زندگی ساده و بی‌آلایش شهید امینی زبانزد همه دوستان و خانواده‌اش بود. شاید عینکی که به چشم داشتند از چند جا شکسته بود و درصدد تهیه عینک جدید نبود. می‌فرمودند‌ای کاش عمر من هم اندازه این عینک بود تا بتوانم خدمت بکنم. روزی می‌خواستند به عنوان خواستگاری به منزل ما بیایند شاید یک جفت کفش به پا نداشتند و آن طور که من شنیده‌ام کفش یکی دیگری را به پا کرده بود.»
مبارزه با ضدانقلاب در ارومیه یکی از اهداف جدی شهید امینی در دوران مبارزاتش است. شهید امینی نمی‌توانست بپذیرد ضدانقلاب در ارومیه حضور داشته باشد و از این‌رو جلسه هماهنگی عملیات برای حذف ضدانقلاب تشکیل و قرار بر پاکسازی منطقه دارلک و گوگ تپه شد.
آرزوی شهادت
عملیات دارلک عملیات سنگینی بود و چندین نفر از یاران شهید امینی به شهادت رسیدند. بدخواهان و ضدانقلاب به دنبال رودرویی خانواده شهدا با فرمانده‌شان بودند ولی سخنان زیبای شهید امینی، به‌قدری گوارا بود و بر دل‌ها نشست که نشانی جز صداقت و صفا در آن دیده نمی‌شد. آن روز فرمانده در جمع خانواده شهدا چنین گفت: «من از خدا می‌خواهم با شهادت من به زودی، راستی و درستی سخنانم را به تمام مردم ثابت کند. دوستان رفتند و مرا در غربت دنیا تنها گذاشتند و اینک منم که باید سفر را تدارک ببینم و برای پیوستن به آنها، راه‌ها ببرم که دل بی‌دوست، دل غمگین است و خداوند به آنان که از ته دل بخوانندش و دیدارش را آرزو کنند بسیار نزدیک است و آنان را از مقربین خود قرار می‌دهد.»
کمی بعدتر زمان انجام عملیات گوگ تپه فرا رسید. فرمانده از سنگینی و سختی این عملیات خبر داشت و می‌دانست هر لحظه امکان شهادتش وجود دارد. پس از گذشت مدت کوتاهی از عملیات، شهید مهدی امینی مورد هدف گلوله ضدانقلاب قرار گرفت و در ۲۸ خرداد ۱۳۶۰ مصادف با نیمه شعبان به شهادت رسید. پس از این شهادت مظلومیت شهید مهدی امینی بیشتر بر همگان مشخص شد و همه فهمیدند او جز سعادت، خدمت و امنیت کشور هدف دیگری نداشت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار