مریم کاظمزاده که به تازگی به همرزمان شهیدش پیوسته است، خبرنگار جنگی بود. وی اوایل آشوبهای کردستان به این خطه رفت و تا سال ۱۳۶۱ در مناطق عملیاتی دفاع مقدس حضور داشت. در میان سه کتابی که درخصوص خاطرات او منتشر شده است، کتاب تا شهادت به قلم خود اوست. با هم نگاهی به داشتههای این کتاب میاندازیم. مریم کاظمزاده که به تازگی به همرزمان شهیدش پیوسته است، خبرنگار جنگی بود. وی اوایل آشوبهای کردستان به این خطه رفت و تا سال ۱۳۶۱ در مناطق عملیاتی دفاع مقدس حضور داشت. در میان سه کتابی که درخصوص خاطرات او منتشر شده است، کتاب تا شهادت به قلم خود اوست. با هم نگاهی به داشتههای این کتاب میاندازیم.
«تا شهادت» با محوریت موضوعی شهدایی است که مریم کاظمزاده در دوران حضورش در مناطق عملیاتی با آنها آشنا شده بود. اغلب شهدایی که در این کتاب معرفی شدهاند، از اعضای گروه دستمال سرخها به فرماندهی شهید اصغر وصالی هستند. کاظمزاده که با شهید وصالی ازدواج کرده بود، به واسطه موقعیتی که همسرش داشت، توانست مدتی در مناطق جنگی بماند و از نزدیک با حال و هوای همرزمان همسرش آشنا شود.
او به عنوان خبرنگار جنگی این شانس را داشت که سرنوشت برخی از این رزمندهها را تا زمان شهادتشان دنبال کند. همانند شهید محمدرضا مرادی که از اولین اعضای گروه دستمال سرخها بود و اوایل دفاع مقدس نیز در جبهههای غرب به شهادت رسید. کاظمزاده در کتابش هر فصل را به یک شهید اختصاص داده است.
در فصل شهید مرادی با عنوان «نان حلال» او به خانواده محمدرضا میپردازد و، چون به همراه همسرش اصغر وصالی به دیدن پدر و مادر شهید مرادی رفته بودند، با معرفی آنها که سرایدار یک مسجد در شهرری بودند، به ریشهیابی شرایطی میپردازد که باعث میشود محمدرضا به جبهه بیاید و در مسیر جهاد قرار گیرد و نهایتاً به شهادت برسد.
درخصوص شهید مرادی میخوانیم: «برادر محمدرضا شاگرد مکتب اسلام بود؛ شاگرد شایستهای که تمام درسهای این مکتب را به خوبی فراگرفته بود. درس فداکاری و جانفشانی، ایثار و از خودگذشتگی، ایمان و تقوی و خلاصه آنچه ویژگیهای یک انسان به معنی واقعی است... اولین بار سال ۵۸ او را در میدان تیر پادگان مریوان دیدم.»
یکی از ویژگیهای بارزی که باعث میشود کتاب تا شهادت خواندنی و جذاب شود، تجربیات خود نویسنده است. او که خود در بطن ماجرا حضور داشته از شهدایی مینویسند که به چشم دیده و خصوصیات اخلاقیشان را درک کرده است. همراهی یک بانوی خبرنگار با یک گردان کماندویی موردی ناب در دیباچه دفاع مقدس است که باعث میشود کتاب «تا شهادت» تا حدی منحصر به فرد باشد.
در این کتاب ۱۵۰ صفحهای خاطراتی از ۱۰ شهید آورده شده است. از شهید منصور اوسطی بچه کرمانشاه گرفته تا شهیدان جهانگیر جعفرزاده، عباس اردستانی، عباس داورزنی، محمدرضا مرادی، عباس مقدم، حاجی مردپیشه، نجمی، مجید جهان بین و علی تیموری که اغلب آنها از تهران بودند.
سبک کتاب خاطره نگاری است. نویسنده خاطراتش را به رشته تحریر درآورده و گاه احساساتش را از تماشای عروج این شهدا بیان کرده است. از سوی دیگر «تا شهادت» یک کتاب تاریخی نیز به شمار میرود؛ چراکه نویسنده خبرنگار و عکاس نیز است و از این حیث نگاه موشکافانه خبرنگاری را در برخی از سطوح کتاب لحاظ کرده است.
نگاهی به بخشی از کتاب میاندازیم: «سرم خیلی سنگین بود. اصلاً نمیتوانستم حتی روی زمین بنشینم. تمام وجوم به شدت درد میکرد. بعد از چند دقیقهای توانستم از جای خود تکانی بخورم... دیدم سر برادر عباس اردستانی بر اثر اصابت ترکش توپ از هم پاشیده است. دیدن این صحنه برایم بسیار دردناک بود، ولی چارهای جز تحمل مشکلات و صبر در گرفتاری و مصیبت نبود. با کمک سایر دوستان پیکر پاکش را به بهداری آوردیم...»