شرایطی که با آن در سینما و سینماگران مواجهیم، اسفناک است، اما ظاهرا اراده تغییر و شرایط تغییروجود دارد و میتوان امیدوار بود این شرایط اصلاح شود. سرویس فرهنگی جوان آنلاین: حضور هنرپیشهها و فیلمهای ایرانی در جشنواره «کن» باز هم مثل همیشه با هنجار شکنی این افراد همراه شد. از رفتارهای خلاف شرع بازیگران ایرانی در مقابل دوربینها و حضار گرفته تا توهین به امام رضا (ع) و اظهارات خلاف واقع عوامل فیلم «برادران لیلا» در مصاحبههای مختلف، افکار عمومی ایران را متاثر کرد.
ادعای کتایون ریاحی در مورد تجاوز یکی از بازیگران حاضر در «کن» هم در بحبوحه این جشنواره، مسئله فساد در سینمای ایران را دوباره بر سر زبانها انداخت. این ادعا در ادامه جنبش «می توو» روند فاسد سینما را بیشتر عیان کرد. فروردین ماه امسال بود که جمع قابل توجهی از زنان سینماگر ایرانی در اعتراض به خشونت و آزارگری و اعمال قدرت بر زنان در محیط سینما بیانیه صادر کردند.
هنرپیشهها و سلبریتیها دیگر هیچ ابایی ندارند در پیجهای شخصی و حتی حضور اجتماعی خود شرع و قوانین کشورمان را زیر پا بگذارند. سبک زندگی این افراد هم میتوان به روایت خودشان مشاهده کرد؛ افسردگی، خودکشی و خیانت در میان این قشر غوغا میکند.
شاید ضرب المثل «از کوزه همان تراود که در اوست» مصداق این روزهای سینمای ایران باشد. پای تماشای اغلب فیلمها و سریالهای این سینماگران که مینشینیم معمولا جز سیاهی، افسردگی و ناامیدی چیز دیگری نمیبینیم. آنها دنیا را از زاویه نگاه زندگی خود ترسیم میکنند و، چون در زندگی شان سراسر گناه و سیاهی است طبیعی است که آینهای هم که مقابل این زندگی میگیرند جز سیاهی نشان میدهد.
بسیاری از بازیگران سینمای ایران که سلیبریتی هم شدهاند نه ازدواج موفقی داشتهاند و نه زندگی شان با چارچوبهای شرعی مطابقت دارد. اثبات این ادعاها هم چندان سخت نیست، صفحات شخصی آنها در فضای مجازی لخت و عریان تمام زندگی شان را نشان میدهد. فرصتی مانند جشنواره کن هم اگر پیدا شود مانند یک بازیگر هالیوودی با ظاهری زننده و رفتارهایی خلاف شرع در انظار عمومی ظاهر شوند.
گاهی هم ژست اپوزیسیون میگیرند و در خیالشان وقتی با معاندترین رسانه علیه ملت ایران مصاحبه میکنند گویی یک مبارز و آزادی خواه شده اند. تمام پوچی زندگی شان را تلاش میکنند پشت سر این ادعاهای اپوزیسیونی که نمایشی بیش نیست پنهان کنند. همین را بهانهای میکنند تا دولت و حاکمیت نتواند با آنها برخورد کند. چراکه برخورد با آنچه آنها ترویج میدهند تبدیل میشود به یک ماجرای سیاسی و نه فرهنگی؛ و حاکمیت را محکوم به برخوردهای سیاسی میکنند.
سالها با چنین رفتارهایی با اغماض برخورد شده است و گاهی دولتها و نهادهای مختلف هم با ملاحظهکاری بیجا باعث شدهاند چنین رفتارهایی تداوم پیدا کند. در نهایت کار به جایی میرسد که عنکبوت مقدس با توهین به امام رئوف ساخته میشود و با حمایت جریانهای ضدانقلاب در جشنواره کن جایزه میگیرد.
با همه این اوصاف آیا میتوان به اصلاح چنین روندی امیدوار بود؟
جمهوری اسلامی ایران اکنون در ایدهآلترین شرایط خود برای اصلاح چنین مسائلی قرار دارد. هم مسوولین صداوسیما، هم وزارت ارشاد، هم مجلس و هم قوه قضائیه جبههای را تشکیل دادهاند که میتوان گفت به جهت روحیه و نگاه انقلابی میتوانند یک اقدام موثر و هماهنگ انجام دهند.
البته این برخورد منطق دارد. کجای دنیا فضای رسانهای رها است؟ کجای دنیا میتوان سریالی را بدون اخذ تاییدیههای آن کشور ساخت و در پلتفرمهای نمایش خانگی پخش کرد؟
اظهارات اخیر پیمان جبلی رئیس سازمان صداوسیما در جمع دانشجویان را درباره برخی فیلمهای شبکه نمایش خانگی ببینید: «هیچ کدام از شما به هیچ وجه همراه با خانواده خودتون حاضر به تماشای یکی از قسمتهای یکی از فیلمهایی که الان در شبکه نمایش خانگی پخش میشود نخواهید بود.
در فضای بعضی از پلتفرمهایی که در قالب گیمینگ پخش زنده دارند، استریمینگ دارند، مطالبی که آنجا بارگذاری میشود اعم از محتوای مستهجن به معنی واقعی کلمه، شیطانپرستی به معنی واقعی کلمه، محتواهای صدرصد ضد دینی و ضد اخلاقی و ضد امنیتی همین الان روز روشن در جمهوری اسلامیشما بروید در این پلتفرمها [ببینید]. چه کسی صاحب اینجاست؟ چه کسی باید این را مدیریت بکند؟ یعنی میخواهم عرض کنم ما اگر ادعای نظارت داریم این ادعا، ادعای سلیقهای ما نیست.»
اعمال حاکمیت و اعمال قاعده گذاری اصل اساسی دنیای رسانه است. کجای دنیا میتوان یک فیلم سینمایی را بدون قاعده و ضابطه تولید کرد و آن را به جشنوارههای بینالمللی ارسال کرد؟
موضع وزیر ارشاد درباره فیلم «برادران لیلا» را هم ببینید: «طبق قانون فیلمهایی که به جشنواره خارجی میروند باید مجوز اکران داشته باشند، چون اسکار فیلم بدون مجوز نمیپذیرد، اما جشنواره کن اینطور نبود و به عوامل فیلم «برادران لیلا» اعلام شده بود بدون اخذ مجوز نروند و، چون مجوز اکران نگرفتند، مشمول اعمال قانون میشوند.»
دولت، مجلس، قوه قضائیه، شهرداری تهران، صداوسیما، سازمان سینمایی، حوزه هنری و ... همه فرصتی را در اختیار دارند که میتوانند این ماجرا را حل کنند. این فرصت به سرعت در گذر است. همه دلسوزان نظام و انقلاب باید بتوانند جوابگوی این فرصت باشند.
بازیگران و سلبریتیها اگر قواعد و قانون را رعایت نمیکنند باید مانند تمام افراد عادی جامعه مسئولیت کارشان را بپذیرند. همه نهادها هم به وظیفه قانونی خود پایبند باشند. مسوولیت صداوسیما البته بیشتر است. نامه زیر را ببینید:

رویکرد جبلی و تیم جدید صداوسیما در این حوزه نیز حاکی از اراده این تیم برای اعمال قواعد دقیق نظارتی در حوزه تولیدات سینمایی و شبکه خانگی است. باقی دستگاهها هم بنا به آنچه در اظهارات و روحیات خود نشان میدهند چنین ارادهای دارند.
هرچند گاهی برخی سخنان هم گفته میشود که پیام مثبتی به جامعه ارسال نمیکند. مثلا اگر یک مدیر بگوید دیگران برای ما تصمیم میگیرند حاکی از ضعف خود آن مدیر است. مدیری که توانایی تصمیم نداشته باشد و آن را جار بزند عجز خود را فریاد زده و شانه از زیر بار انقلاب اسلامی خالی کرده است.
با این حال اکنون فرصت مناسبی برای اصلاح این فضا وجود دارد. هم مردم مطالبه جدی دارند و هم مسوولین پای کار هستند. مردم در روزهای گذشته دهها کمپین در فضای مجازی راه انداختند و مطالبه برخورد با این انحرافات را داشتند. در یک مورد این کمپینها که در سامانه فارس من ثبت شده است نزدیک به ۶۴ هزار امضا جمع شده است.
از طرفی مسوولینی، چون اسماعیلی در وزارت ارشاد، جبلی و جلیلی در صداوسیما، محمود سالاری در معاونت امور هنری ارشاد، دادمان در حوزه هنری، خزایی در سازمان سینمایی و ... همه افراد دغدغهمند جبهه انقلاب هستند و قطعا چنین ظرفیتی در مقابل چنین انحرافاتی منفعل نخواهد ماند.