تا به حال چقدر مدیران سازمان صداوسیما به ظرفیت سریالسازی برای تقویت زبان فارسی فکر کردهاند؟ به ضرس قاطع میتوان گفت یکی از مهمترین آفتهای زبان فارسی را باید در برنامههای رسانه ملی و به ویژه سریالهای تلویزیونی جستوجو کرد. جالب است که فیلمنامهنویسها اغلب در تحریر آثار نه تنها خود را موظف به تقویت زبان فارسی نمیبینند بلکه حتی قید و بندی هم برای ضایع کردن این زبان برای خود قائل نبوده و نیستند.
کمتر سریالی را میتوان سراغ گرفت که دیالوگهای آن زبان فارسی را پاس داشته باشد. اگر بخواهیم به معدودی از آثاری که طی ۴۰ سال اخیر از سیما پخش شده و دیالوگهای آن که نسبتی محترمانه با زبان فارسی داشتهاند، اشاره کنیم، احتمالاً به اندازه انگشتان یک دست هم نباشند. برخی آثاری که دهه ۶۰ پخش میشد مانند سربداران و ابوعلی سینا در این شمار میگنجند. مرحوم علی حاتمی با سریال هزاردستان اگرچه نوعی متکلف از زبان را در محاوره کاراکترهایش گنجاند، اما نمیتوان درک قابل ستایش او را از زبان فارسی نادیده گرفت. داوود میرباقری نیز با سریالهای تاریخی «امام علی (ع)» و «مختارنامه» و نیز «معصومیت از دست رفته» تا حدودی دین خود را به زبان فارسی اداکرده و دستکم از این لحاظ به مخاطبش احترام گذاشته است.
سریال «روزی روزگاری» که در دهه ۷۰ از سیما پخش میشد نیز نسبت درستی با زبان فارسی برقرار کرده بود. بیانصافی است که به آثار حسن فتحی و سریالهایی، چون «شب دهم» و «پهلوانان هرگز نمیمیرند» به عنوان پاسبانان زبان فارسی اشاره نشود. مسعود جعفریجوزانی نیز از جمله کارگردانهایی است که فهم درستی در استفاده از زبان فارسی در آثارش داشته است، اما شاید آخرین اثری که به نوعی مؤثر موجب تقویت زبان فارسی در بین مخاطبان خود شد «بانوی عمارت» بود که نقش احسان جوانمرد به عنوان نویسنده در آن غیرقابل انکار است، اما با نهایت تأسف باید گفت که بخش عمدهای از سریالهای تلویزیونی منشأ خیانت به زبان فارسی بودهاند؛ آثاری که نه تنها وفادارانه عمل نکردهاند بلکه به روی صورت این زبان چنگ انداخته و آن را زخمی کردهاند. اغلب آثاری که به عنوان آثار اجتماعی میشناسیم از این آفت در امان نبودهاند، حتی میتوان به آثار زیادی اشاره کرد که در ژانر تاریخی ساخته شدهاند، اما زبان در آنها به استضعاف کشیده شده است.
اخیراً رئیس رسانه ملی در نشستی با هنرمندان از حمایت این سازمان برای تولید آثار نمایشی سخن گفته، اما جای پاسداشت زبان فارسی در سخنان پیمان جبلی به عنوان یک مطالبه جدی و یک شرط مهم در فیلمنامهنویسی خالی بود.
سؤال این است که آیا بدون اهتمام جدی به پاسداشت زبان فارسی و طرح مطالبهگونه آن میشود دورنمایی سالم از ارتقای زبان فارسی متصور شد؟ راز این همه بیتوجهی به زبان فارسی در سیما چیست و چرا ظرفیتهای نمایشی برای ارتقای این میراث بزرگ فرهنگی نادیده گرفته میشود؟