کد خبر: 1084662
تاریخ انتشار: ۲۴ فروردين ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
یادکردی از شهید مدافع حرم محمدرضا بیات که فروردین ۱۳۹۵ به شهادت رسید
هم از جان گذشت و هم از جسمی که سال‌ها مفقود بود ۲۴ فروردین ۱۳۹۵ محمدرضا (علی) بیات یکی دیگر از مدافعان حریم آل‌الله در جبهه سوریه به شهادت رسید. پیکرش از آن زمان مفقود بود تا اینکه در پاییز سال گذشته تفحص شد و ۱۱ آذر پس از تشییع باشکوه به خاک سپرده شد. در حالی که به تازگی سالگرد شهادت علی بیات را پشت سرگذاشته‌ایم، یادکردی از این شهید مدافع حرم را پیش‌رو دارید.
داود جعفری

۲۴ فروردین ۱۳۹۵ محمدرضا (علی) بیات یکی دیگر از مدافعان حریم آل‌الله در جبهه سوریه به شهادت رسید. پیکرش از آن زمان مفقود بود تا اینکه در پاییز سال گذشته تفحص شد و ۱۱ آذر پس از تشییع باشکوه به خاک سپرده شد. در حالی که به تازگی سالگرد شهادت علی بیات را پشت سرگذاشته‌ایم، یادکردی از این شهید مدافع حرم را پیش‌رو دارید.

بار‌ها از میدان جلیلی در جنوب غرب تهران عبور کردم و هر بار که به تصویر شهید بیات برمی‌خوردم، با خودم فکر می‌کردم چرا تا به حال او را در محله‌مان ندیده بودم. گویا شهید بیات از بسیجی‌های پیشکسوت محله بود که تنها چند روز پس از حضور در جبهه مقاومت اسلامی، به شهادت رسیده و پیکرش بازنگشته بود.
از طریق همسایه‌ها پرس و جو کردم تا اینکه توانستم با پدر شهید گفت‌وگویی را انجام بدهم. تنها چند ماه از شهادت علی گذشته بود. گویا تا آن موقع هیچ خبرنگاری سراغ این خانواده نرفته بود. از رفتار‌های پدر شهید مشخص بود از اینکه کسی سراغ شهیدش را گرفته خوشحال است. به هرحال گفت‌وگوی کوتاهی با او انجام دادم که در صفحه ایثار و مقاومت روزنامه «جوان» منتشر شد.
شهید بیات متولد سال ۱۳۶۵ در منطقه ۱۷ تهران بود. دو نام داشت، یکی محمدرضا که نام اصلی‌اش بود و دیگری علی که بیشتر او را با این اسم صدا می‌زدند. خانواده شهید مثل اغلب خانواده‌های این محله، مذهبی هستند و علی هم از کودکی همراه پدرش به مسجد رفته و از این طریق با بسیج آشنا شده بود. حتی در همین رفت و آمد‌هایی که به مسجد و مجالس مذهبی داشت، مداحی را هم یاد گرفته بود و از نوجوانی در مجالس عزای امام حسین (ع) مداحی می‌کرد.
حضور در بسیج و روحیاتی که شهید بیات در مجالس مداحی کسب کرده بود، باعث شد با عشق اهل بیت رشد پیدا کند و با تعدی تروریست‌ها به حرم اهل بیت، درنگ نکند و داوطلبانه راهی جبهه سوریه شود. اواخر سال ۹۴ محمدرضا بیات به سوریه اعزام می‌شود. فروردین ماه قدم در عملیاتی می‌گذارد که او را جاودانه می‌سازد. پدر شهید می‌گوید: «پسرم و همرزمانش برای تثبیت ارتفاعات العیس واقع در حلب رفته بودند که به کمین تکفیری‌ها می‌افتند. در درگیری که پیش می‌آید اولین نفر محمدرضا بود که از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و به شهادت می‌رسد.»
پیکر شهید بیات پس از شهادت در منطقه می‌ماند و با وجود احراز شهادتش، تا سال‌ها صفت مفقودی مقابل نامش درج می‌شود. پنج سال بعد، در پاییز ۱۴۰۰ خبر می‌رسد پیکر این شهید بزرگوار تفحص و شناسایی شده است. آذرماه بود که باز میدان جلیلی شاهد تصاویری شد که خبر می‌دادند باید خودمان را آماده پذیرایی از پیکر شهید دیگری کنیم.
آن روز (۱۱ آذر ۱۴۰۰) میدان جلیلی در جنوب غرب تهران، مملو از جماعتی بود که آمده بودند یکی از بچه‌های بامعرفت محله‌شان را تشییع کنند. علی بیات سال‌ها قبل در همین میدان به پیشواز شهدای دیگری رفته بود. این محله حتی پس از پایان دفاع مقدس نیز هرازگاهی شاهد تشییع پیکر یکی از شهدای تازه تفحص شده بود و محمدرضا بیات هم بار‌ها در این تشییع پیکر‌ها حضور یافته بود. حالا این جمعیت عظیم آمده بودند تا او را به منزلگاه ابدی اش بدرقه کنند. محمدرضا (علی) بیات جوان ۳۰ ساله‌ای بود که علی‌اکبر وار به حراست از حریم اهل بیت پرداخت و در این راه هم از جانش گذشت و هم از جسمی که سال‌ها مفقود بود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار