از فیلم «شادروان» توقع کمدی بودن نداریم، اما فضا یا موقعیت متن میتواند طنز تلخی باشد که با پردازش درست شکل گرفته است، به طوری که شادروان فارغ از ادعای خاصی که در بهرهگیری از ژانر کمدی دارد، بسترسازی مناسبی از ترسیم یک خانواده ارائه کرده که فقر و تنگدستی و ایضاً شوخی با مرگ مناسبتی را پیش روی تماشاگر خود قرار میدهد. از فیلم «شادروان» توقع کمدی بودن نداریم، اما فضا یا موقعیت متن میتواند طنز تلخی باشد که با پردازش درست شکل گرفته است، به طوری که شادروان فارغ از ادعای خاصی که در بهرهگیری از ژانر کمدی دارد، بسترسازی مناسبی از ترسیم یک خانواده ارائه کرده که فقر و تنگدستی و ایضاً شوخی با مرگ مناسبتی را پیش روی تماشاگر خود قرار میدهد.
مخاطب به موقعیت شخصیتهای فیلم میخندد، حسین نمازی توانسته با ایجاد یک موقعیت فقر را به گونهای دقیق و تأملبرانگیز نشان دهد که این یک حُسن بزرگ فیلم است. شادروان حد و اندازه خودش را میداند و میتواند بدون دستانداز جلو برود. مرگ پدر و فقر مالی میتواند موضوع دراماتیک و تلخی باشد که این تلخی در شادروان با طنازی نشان داده میشود؛ خندهای که در لابهلای فیلم کاشته شده و درون یک تلخی اجتماعی جانمایی شده است. فیلمساز توانسته است با بهرهگیری از عنصر خانواده آن را به تصویر تبدیل کند، یعنی اتفاق مرکزی که در همان دقایق اول رخ میدهد، باعث میشود در ادامه موقعیتهای خندهآور به وجود بیاورد که البته این موقعیتهای تلخ با این روایت توانسته اثرگذار باشد، عنصر خانواده و وحدتی که میان آنها ایجاد شده همراه با دیالوگنویسی ظریف باعث شده است درد بیپولی خانواده تبدیل به یک بحران شود، اما بحران در شادروان با آن چیزی که در سینمای ایران مرسوم شده است، جلو نمیرود، یعنی بحران پیشآمده حاصل یک طنز خفیف است که نمیشود به آن نخندید، اما تلخی موجود در موقعیت پیشآمده حاصل فضایی آبزورد است که تحت کنترل فیلمساز بوده و رابطهها میان تکتک افراد خانواده درست درآمده است که هر کدام میتوانند ما را با خود همراه کنند، حتی یک نما هم وجود ندارد که کاراکتری در آن تنها باشد.
اتحاد خاصی در خانواده دیده میشود و این باعث شده است مخاطب در دام دیالوگهایی بیفتد که در میان اعضای خانواده رد و بدل میشود. از همان شروع فیلم دلیل مرگ پدر میتواند موقعیت کمدی باشد، اما این موقعیت گستردگی به وجود میآورد و فقر فرهنگی یا مالی باعث میشود تصمیمهایی که این خانواده میگیرند، خندهآور باشد. خندیدن به موقعیتها اساساً نمیتواند مختص به ژانر کمدی باشد.
این احتمال وجود دارد که یک اثر ملودرام هم به واسطه نوع روایت از مخاطب خنده بگیرد. در شادروان این مسئله به درستی روایت میشود، حتی دیالوگها با شوخیهای مرسوم گره خورده، اما مسیر قصه به سمتی میرود که مخاطب درگیر اتفاقات باشد و اساساً این فیلم قرار نیست حرف بزرگ یا روشنفکرانهای بزند، اندازه خودش را میداند و زیادهگویی نمیکند. دیالوگمحور بودن شادروان میتواند آسیب جدی فیلم باشد. به نظر میرسد فیلمساز بسیار به دیالوگگویی یا مزهپرانی شخصیتهایش بسنده کرده است.
شادروان در سطح خودش میماند و قصد هم ندارد مخاطب را به وجد بیاورد. دیالوگها هم با موقعیت زندگی آنها همخوانی دارد و میتوانیم بپذیریم که شادروان اثری است برای مخاطب عام سینما، اما این معنای عام بودن به معنای ابتذال مرسوم سینمای ایران نیست. آن چیزی که در شادروان میتوانست نباشد تا مسیر فیلم هموارتر باشد، وجود آهوست که اساساً حضور او را نمیشود پذیرفت و هیچ ربطی هم به موضوع فیلم ندارد، اما میتواند یک تلنگر اجتماعی وصلهخورده باشد که فارغ از منطق روایی است. اینکه او چرا حضور دارد و چرا در آخر نادر از او به آسانی میگذرد، متقاعدکننده نیست و البته کمک مالی از طرف مهمان یا همسایه و دایی هم در پایان به نظر شتابزده به نظر میرسد چراکه میتوانست این اتفاق در ابتدا هم رخ بدهد. بازیگران به درستی انتخاب شدهاند و بازی مناسبی از آنها گرفته شده است که البته میتوانیم یکدستی در بازیها را مهمترین نکته فیلم بدانیم. قطعاً شادروان از اثر قبلی حسین نمازی جلوتر است.