سالی که در واپسین روزهای آن به سر میبریم، محمل رویدادی تلخ بود که همانا رحلت زندهیاد آیتالله سیدرضی حسینی شیرازی است. مفاد این اثر توسط یکی از شاگردان آن بزرگ به نام محمد رحیمی ضبط و سپس مرتضی رسولیپور پژوهشگر تاریخ معاصر ایران آن را تدوین کرده است. انتشارات سورهمهر نیز این کتاب را روانه بازار نشر ساخته است. رسولیپور در دیباچه خویش بر این مجموعه، اشاراتی به قرار ذیل دارد:
«اثری که به خوانندگان گرامی تقدیم میشود، حاصل چند جلسه مصاحبه و تنظیم اولیه از سوی محمد رحیمی، یکی از شاگردان آیتالله سیدرضی شیرازی است که در سالهای ۸۰-۱۳۷۹ با ایشان انجام داده و شامل اطلاعاتی در مورد زندگینامه خاندان شیرازی، فتوای تحریم تنباکو، شاگردان میرزای بزرگ، تحصیل در حوزههای علمیه نجف و تهران، شرح احوال استادان، تدریس در مدرسه مروی، مدرسه عالی سپهسالار (شهید مطهری کنونی)، دانشکده الهیات دانشگاه تهران، شرکت در کنگرههای اسلامی خارج از کشور به نمایندگی از سوی آیتالله بروجردی، اخراج از دانشگاه و استعفا از تدریس در مدرسه عالی سپهسالار در اثر مداخلات ساواک، تدریس علوم فقهی، کلامی، اصول عقاید، اخلاق، تفسیر قرآن و فلسفه در مسجد شفا، فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ارشادی، دیدار با امام خمینی در نجف و پاریس و دیدار با مراجع در تهران، قم و نجف، مذاکره علمی با استادان، بیان اوضاع فرهنگی کشور در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، مبارزه با بهائیت و گروهها و احزاب مارکسیستی و التقاطی، امتناع از قبول مشاغل سیاسی در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ذکر جزئیات ترور خود در ۲۳ تیر ۱۳۵۸ از سوی گروه فرقان و بستری شدن در بیمارستانهای ایران و امریکا، تربیت و آموزش طلاب و مروری بر تألیفات نامبرده است. خاطراتی از این دست، که در سالهای خستگی و پیری گفته یا نوشته میشود، مانند یادداشتهای روزانه، دربرگیرنده همه آنچه از حوادث و جزئیات ایام زندگی نیست. افزون بر این، همانگونه که خواننده محترم ملاحظه خواهد کرد، عادت مصاحبهشونده آن بوده که در نقل حکایات و حوادث گذشته، به تداعی معانی یا به ضرورت و اقتضا و شاید به منظور تأثیر و تناسب حال، از مطلبی به مطلبی دیگر که طرداللباب به یاد آورده، پرش نموده و باز به همان مطلب نخست بازگشته و ضمن صحبت، شنونده خود را از چندین قضیه مطلع کند. گاهی مطالب جدا جدا گفته شده و در هر نوبت، اساس سخنگویی به یکی دو موضوع مربوط بوده و به این ملاحظه در بیان خاطرات، گاهی ترتیب تاریخی را در نظر نداشته است. اغراق نیست اگر گفته شود، از آنجا که راوی روحیهای علمی و ذهنی مرتب داشته، با حافظه قوی و قویم خود، نکتهها در ذهنش ممزوج نشده و رشته سخن را از دست نداده و طبعاً به خاطر قدرت حافظه، اشتباه و خلطی برایش پیش نیامده است. با این وصف در تنظیم و تدوین مصاحبه، باید تقدم و تأخر کامل مطالب، برحسب وقوع حوادث، حتیالمقدور مرتب میشد و این کار تا جایی که به روال کلی صحبتها صدمهای اساسی نمیزد، اعمال شد. از این رو برای مفهوم شدن عبارات، تدوینگر ناچار بود گاه کلمهای را افزوده، یا کلمهای را حذف کند و حتی برای روشن شدن عبارت، چند کلمه را به تناسب پس و پیش نماید، یا فعل مناسب بگذارد، یا به تطبیق دادن فعل و فاعل بپردازد. اما حتیالامکان مقید بوده، که در الفاظ مصطلح راوی تصرفی حاصل نشود، زیرا وی برای هر کلمه حد و مرزی قائل بود و با دقت طوری کلمه را استعمال کرده، که مفهوم معین مورد نظرش در ذهن خواننده یا شنونده جا بگیرد...»