کد خبر: 1080099
تاریخ انتشار: ۰۴ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
اکتشاف، سپس بهره‌برداری راز موفقیت این است
آیا شما هم زمانی شکست‌ناپذیر بودید؟! هیچ پیش آمده در برهه‌هایی از زندگی‌تان حس کنید در کارتان مثل آب‌خوردن به پیش می‌روید، در حالی که اوقات دیگر احساس می‌کنید نالایق و خموده‌اید؟ احتمالاً می‌توانید این برهه‌های سرشار از موفقیت را در زندگی خیلی از آدم‌های مشهور هم ببینید؛ مثلاً آلبرت انیشتین در اوایل قرن بیستم و استیو جابز در دهه اول قرن بیست‌و‌یکم.
تلخیص: سلما سلطانی

هیچ پیش آمده در برهه‌هایی از زندگی‌تان حس کنید در کارتان مثل آب‌خوردن به پیش می‌روید، در حالی که اوقات دیگر احساس می‌کنید نالایق و خموده‌اید؟ احتمالاً می‌توانید این برهه‌های سرشار از موفقیت را در زندگی خیلی از آدم‌های مشهور هم ببینید؛ مثلاً آلبرت انیشتین در اوایل قرن بیستم و استیو جابز در دهه اول قرن بیست‌و‌یکم. اقتصاددانی به نام داشون وانگ این دوره‌های خارق‌العاده را «دوره شکست‌ناپذیری» نامیده و چند سال کوشیده است تا سر از رمز و راز آن‌ها درآورد.

آلبرت انیشتین در اوایل دهه نخست قرن بیستم، آرتا فرانکلین در دهه ۶۰ و استیو جابز در دهه اول قرن بیست‌و‌یکم. بازه‌های خاصی از زمان هست که دانشمندان، هنرمندان و مخترعان روز‌های خارق‌العاده و پرثمری را سپری می‌کنند. این قضیه درباره بیشتر آدم‌ها - دست‌کم در مقیاسی کوچک‌تر- صادق است. هیچ پیش آمده در برهه‌هایی از زندگی‌تان حس کنید در کارتان مثل آب‌خوردن به پیش می‌روید، در حالی که اوقات دیگر احساس می‌کنید نالایق و خموده‌اید؟ احتمالاً می‌توانید این برهه‌های سرشار از موفقیت را در زندگی دوستان و همکاران و رقیبانتان نیز تشخیص دهید.
داشون وانگ، اقتصاددان دانشگاه نورث‌وسترن، نام این فوران استثنایی خلاقیت را «دوره شکست ناپذیری» گذاشته است؛ اصطلاحی که معمولاً در ورزش به کار می‌رود. به گفته وانگ «۹۰ درصد مردم در طول زندگی‌شان شکست‌ناپذیری را تجربه می‌کنند. اکثر آن‌ها یکبار و برخی دو بار. خوب می‌شد اگر تعداد این دوره‌ها بیشتر بود.»
وانگ چند سالی است که می‌خواهد سر از رمز و راز این خوشه‌های خلاقیت استثنایی دربیاورد و بفهمد افراد و شرکت‌ها چطور می‌توانند تعداد این دوره‌ها را چندبرابر و مدتشان را طولانی‌تر کنند. سه سال پیش، او با همکاری پژوهشگران مقاله‌ای نوشت که از مجموعه اطلاعات عظیمی استفاده می‌کرد تا خروجی شغلی بیش از ۲۰هزار هنرمند، کارگردان و دانشمند را ردیابی کند. این پژوهشگران دریافتند که تقریباً همه آن افراد خوشه‌هایی از کار‌های بسیار موفق دارند. این دوره‌های شکست‌ناپذیری از کجا می‌آیند؟ هر یک از ما چطور می‌تواند برای یک یا دو یا ۱۰۰ بار دوره سرشار از موفقیت برنامه‌ریزی کند؟ وانگ چندین سال برای پاسخ به این سؤال وقت گذاشت، اما جست‌وجوی او بیشتر وقت‌ها سر از کوچه‌های بن‌بست در می‌آورد. او می‌گوید: «هرچه بیشتر می‌گشتیم و هرچه تلاش‌هایمان بیشتر شکست می‌خورد، انگاره دوره‌های شکست‌ناپذیری بیشتر تصادفی به نظر می‌رسید.»
بالاخره وانگ و نویسندگان همکار او اولین نظریه جامع خود را درباره ریشه این موفقیت‌ها منتشر کردند. این نظریه ایده‌ای پیچیده است که خلاصه‌اش در این دو کلمه جمع می‌شود: اکتشاف، سپس بهره‌برداری.
وانگ در آخرین تحلیل خود دریافت که هنرمندان و دانشمندان، پیش از شروع دوره شکست‌ناپذیری‌شان، تمایل دارند سبک‌ها یا موضوعات متنوع را امتحان کنند. در پی این دور از اکتشاف، دوره‌ای از تمرکز مولد و خلاق سر می‌رسد. او می‌گوید «داده‌های ما نشان می‌دهند که مردم باید در کار خود تعدادی چیز مختلف را اکتشاف و کندوکاو کنند، مدتی درباره اینکه بهترین چیز متناسب با مهارت‌هایشان کدام است فکر کنند و بعد از آنچه یادگرفته‌اند، بهره‌برداری کنند.» به این ترتیب و توالی دقیق - اکتشاف، سپس بهره‌برداری- بهترین پیش‌بینی‌کننده شروع دوره شکست‌ناپذیری است. این پژوهش چیز فوق‌العاده امیدوارکننده‌ای را مطرح می‌کند: دوره‌های شکست می‌توانند دوره‌های رشد باشند، اما فقط در صورتی که تشخیص دهیم چه زمانی از اکتشاف دست بکشیم و سراغ بهره‌برداری برویم. اگر در همین لحظه به دور و برتان نگاه کنید، آدم‌هایی را در زمینه کاری‌تان می‌بینید که دمدمی و نامتمرکز به نظر می‌رسند و احتمالاً، فرض را بر این می‌گذارید که همیشه همین‌طور خواهند ماند. آدم‌های دیگری را هم خواهید دید که به شدت متمرکز و بسیار موفق به نظر می‌آیند و احتمالاً درباره آن‌ها هم همین فکر را می‌کنید، اما مقاله وانگ از ما می‌خواهد این احتمال را در نظر بگیریم که بسیاری از آدم‌های بی‌ثبات امروز ستاره‌های فردا باشند؛ ستاره‌هایی که فقط چند ماه یا چند سال با دوره شکست‌ناپذیری‌شان فاصله دارند. دوره اکتشاف شبیه کشت‌وکار در زمستان است؛ هیچ رشد و نموی را نمی‌توان دید، اما فرآیندی زیرزمینی در کار است و به وقت خود، ثمر خواهد داد.
چندین سال پیش، دیوید اپستین روزنامه‌نگار کتاب «وسعت یا عمق» را نوشت و در آن استدلال کرد که تخصصی‌شدن زودهنگام استراتژی ضعیفی برای موفقیت در دنیایی با مشکلات پیچیده است که پاسخ‎های ساده جواب کارش را نمی‌دهد. اپستین می‌گوید، به‌جای تخصصی‌شدن زودهنگام، بهتر است افراد زمینه‌ها و رویکرد‌های متنوع را بکاوند و دانسته‌هایشان را برای ایجاد راه‌حل‌های تازه در هم ببافند. به نظر می‌رسد پژوهش وانگ از این مدعا حمایت می‌کند. تناقض مرکزی توالی اکتشاف- بهره‌برداری این است که دوره‌های شکست‌ناپذیری مصادیقی از تخصصی‌شدن هستند، اما خود تخصصی‌شدن منجر به دوره شکست‌ناپذیری نمی‌شود. بهترین بهره‌برداران امروز بهترین اکتشاف‌گران دیروز بوده‌اند.
فواید اکتشاف فقط منحصر به دوران مدرسه نیست. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۴ درباره اشتغال جوانان، دریافت کسانی که در اوایل عمر کاری خود بیشتر شغل عوض کرده‌اند، در سال‌های اصلی فعالیت شغلی‌شان دستمزد و درآمد بیشتری دارند. از این شاخه به آن شاخه پریدن شاید رفتار فردی غیرحرفه‌ای به نظر برسد که نمی‌داند چه می‌خواهد، اما این کار او، درواقع باعث می‌شود به احتمال بیشتر، در آینده شغلی بیابد که از ترکیب مناسبی از مهارت، معنا و پولی قابل‌توجه برخوردار باشد. بگذارید تأکید کنیم، اکتشاف مانند خرید سهامی است که در طولانی‌مدت سود می‌دهد.
مقصودمان این نیست که بگوییم اکتشاف خوب است و بهره‌برداری بد، بلکه می‌خواهیم بگوییم همه موفقیت‌ها - موفقیت شغلی، رونق‌یافتن شرکت، شکوفایی ملی- مستلزم توجه به این نکته است که کشف و شناسایی ایده‌های جدید و بهره‌برداری از آنچه پیش از این به دست آمده تأثیر متقابلی بر هم دارند.
نقل و تلخیص از: وبسایت ترجمان
/ نوشته:درک تامپسون/ ترجمه: حسنی سهرابی‌فر/ مرجع: آتلانتیک

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار