آزادسازی سواحل اقدام بسیار بزرگی بود که نشان داد اگر عزمی وجود داشته باشد، دیگر مهم نیست چه کاری باشد و میتوان به نتایج بزرگ و مثبت آن امیدوار بود. بعد از پایان ضربالاجل عقبنشینی از حریم سواحل حالا نوبت به جنگلها، کوهها و زمینهای زراعی رسیده که سالهاست مورد هجوم زمین خواران و ویلاسازان قرار گرفتهاند آزادسازی سواحل اقدام بسیار بزرگی بود که نشان داد اگر عزمی وجود داشته باشد، دیگر مهم نیست چه کاری باشد و میتوان به نتایج بزرگ و مثبت آن امیدوار بود. بعد از پایان ضربالاجل عقبنشینی از حریم سواحل حالا نوبت به جنگلها، کوهها و زمینهای زراعی رسیده که سالهاست مورد هجوم زمین خواران و ویلاسازان قرار گرفتهاند. اگر تا چند سال قبل این بازی ویرانگر فقط در استانهای شمالی و چند منطقه خوش آب و هوای ایران اتفاق میافتاد، اما الان تمام استانها آسایش خود را از دست دادهاند و در استانهای خشک و کم آب اگر ییلاقی وجود داشته باشد، سر و کله زمین خواران و ویلاسازان هم پیدا میشود مثل یزد که شاهد از بین رفتن کوچه باغهایی است که تاریخش در آنها نهفته است.
وقتی رئیسجمهور دستور آزادسازی سواحل را صادر کرد، چنین تصور میشد که شاید این حکم هم مثل بسیاری از احکام دیگر در حد حرف باقی بماند و با توجه به قدرت سازمانهای دولتی و خصوصیهای صاحب نفوذ، هرگز نتواند به مرحله اجرا برسد.
اما ضربالاجل ۲۰ روزه و حضور مأموران قانون بدون هیچ چشمپوشی، باعث شد تا مردم باور کنند این بار توجه به بیتالمال و حقوق شهروندان واقعی است و میتوان به اجرای دستورات امیدوار بود.
حالا که سواحل نفس راحتی میکشند و از قید و بند حصارها، دیوارها و فنسها راحت میشوند، باید به فکر جنگلها، مراتع، کوهستان، ییلاق و قشلاق و زمینهای کشاورزی که با تغییر کاربری شاهد رشد ویلا و ساختمانهای بیقواره هستند، بود.
متأسفانه سالهاست درباره زمین خواریها و هجوم به کوه و دشت و جنگلها مطالب زیادی عنوان شده است. زمینهای کشاورزی که دو سالی بدون کشت رها میشوند و بعد از آن، با تقسیمبندی و خرد شدن به مساحتهای چند صد متری نام شهرکهای ویلایی به خود میگیرند.
برای دیدن این فجایع نیاز نیست راه دوری برویم؛ از روستاها و باغات اطراف پایتخت، دماوند، گلستان، مازندران و گیلان سرسبز گرفته تا استانهای کم آب و خشکی مثل یزد که اگر منطقهای بکر و زیبا و ییلاقی دارد، از هجوم ویلاسازان و ویرانگران طبیعت در امان نماندهاست.
سهم اندک ایرانیان از جنگل
وقتی از ویلاسازیها صحبت به میان میآید، قبل از هر چیز اذهان به سمت استانهای خوش آب و هوا و سرسبز شمال کشور میرود.
ساختن ویلا و آپارتمان و بناهای لوکس در شالیزارها و مزارع چای نه تنها فضای روستایی و اکوسیستم این مناطق را دستخوش تغییر کرده، بلکه امنیت غذایی و خودکفایی محصولات کشاورزی در استان گیلان، مازندران و گلستان را نشانه گرفته است، این در حالی است که دستگاههای دولتی سکوت کرده و هیچ واکنشی مقابل این تخریبهای گسترده از خود نشان نمیدهند.
این بازی کثیف در اکثر استانها وجود دارد و کسانی که از سمت گیلان و از گردنه حیران به سمت اردبیل رفته باشند، ویلاهایی را در دل کوهها دیدهاند که سازندگانشان برای انتقال مصالح ساختمانی به این مناطق و ساخت و سازها فقط باید از هلیکوپتر استفاده کرده باشند.
جالب است بدانیم جنگلهای ایران ۸/۸ درصد مساحت کشور را تشکیل میدهند.
با این شرایط هم اکنون سرانه جنگل ایران ۱۷/۰ هکتار است و سرانه جنگل دنیا ۶۲/۰ هکتار.
هم اکنون فشارهای زیادی به این منابع الهی وارد شده است و آنها را در معرض تهدید و تخریب قرار داده که انسان اولین ویرانگر به شمار میآید.
طی سالیان اخیر قطع درختان و تبدیل جنگل به زمین، تغذیه دام و ساخت و سازهای بیاساس موجب کاهش و عقبنشینی سطح این منابع شده است و مسئولان هم ترجیح میدهند هر از گاهی آماری از میزان جنگلهای باقیمانده و تخریب ساعتی و ماهانه آنها ارائه کنند و سر در گریبان بگیرند تا صحبت بعدی و آمار و ارقام بعد.
اما حقیقت این است که ویلاسازان فقط به جنگلها نظر ندارند و در استانهای خشک و کم آب هم اگر منطقهای ییلاقی وجود داشته باشد به آن هم رحم نمیکنند.
زمینهای کشاورزی یزد مورد هجوم ویلاسازان
گزارشها حکایت از ویلاسازی در روستاهای ییلاقی یزد دارد.
هر چند بومیهای مناطق مختلف و روستاهای یزد علاقهای به حضور غریبهها و ساخت و سازهای آنها ندارند، اما اینجا هم به دلیل خشکسالی و کاهش درآمد حاصل از کشاورزی به ناچار زمینها فروخته میشوند و به جای گل و گیاه و درخت، آهن، بتن، سنگ و سیمان رشد میکند.
ساختمانهایی که با بافت سنتی روستا هیچ سنخیتی ندارند و بیشتر از سوی افراد غیربومی بالا میروند و این اقدام شاید تا حدودی قیمت زمین و خانه باغ را در روستاها افزایش داده، اما سیما و منظر روستا را از بین برده و با طرح هادی هیچ رابطهای ندارد.
از بین بردن زمینهای کشاورزی و قطع درختان در شهرستانهای تفت و مهریز بسیار زیاد است و به دلیل اینکه این دو شهرستان، روستاهای زیادی را در دل خود جای دادهاند خطرات جدیتری آنها را تهدید میکند.
ویلاسازی تنها روستاها را درگیر نکرده بلکه باغهای قدیمی داخل شهر را نیز در معرض تهدید قرار داده است و در بسیاری از این روستاها در میان انبوهی از درختان کهنسال و باغهای قدیمی انار، شاهد ساختمانهای ویلایی با مصالح نامناسب و ناهمخوان با اقلیم و ساختار شهرها و روستاها هستیم.
ناگفته نماند طرح هادی که چند سالی است در روستاها به اجرا در آمده به دلیل نواقصی که دارد موجب تغییر ساختار این مناطق شده است.
با توجه به اینکه هدف از تهیه طرحهای هادی، ساماندهی و اصلاح بافت موجود روستاها، میزان و مکان گسترش آتی و نحوه استفاده از زمین برای عملکردهای مختلف از قبیل مسکونی، تولیدی، تجاری، کشاورزی، تأسیسات، تجهیزات و نیازمندیهای عمومی روستایی است، اما ایجاد معابر عریض، تخریب اراضی زراعی و باغی و از بین بردن کوچه باغها ضربات مهلکی به روستاها وارد کرده است.
یزد مشتی از خروار است و در دیگر استانها مثل کرمان، بوشهر، هرمزگان و نقاط دیگر هم اگر منطقهای سرسبز وجود دارد، مورد هجوم و تخریب قرار گرفته است.
حالا مردم از رئیسجمهور منتخبشان میخواهند تا بعد از آزادسازی سواحل سراغ آزادسازی جنگلها، کوه و دشت و زمینهای کشاورزیبرود.