رسول خدا (ص) میفرمایند: «چهار ویژگی است که در هر که باشد، ایمان او کامل باشد: راستگویی، حیا، خوشاخلاقی و شکر نعمت.» از آنجا که دین اسلام بر پایههای اساسی همچون اعتقادات، افکار صحیح، توجه و پایبندی به احکام دین در زندگی و همچنین زندگی براساس اخلاق و رفتار شایسته استوار شده است، از این جهت اگر کسی در یکی از این موارد بیتفاوت باشد، در دین و پایبندی به دین خود با مشکلاتی روبه رو خواهد شد.
زن و مردی که در زندگی بداخلاق باشند، بالطبع میخواهند دیگران را نیز همراه خود کنند و دیگران نیز با دیدن این رفتار نمیتوانند آنان را همراهی کنند و همین باعث رنجش و احساس تنهایی آنان میشود. در مقابل کسانی که اخلاقشان خوب است نه اینکه خودشان در آرامش هستند، بلکه دیگران نیز با معاشرت با او احساس آرامش میکنند و دوست دارند با او باشند.
وقتی پدر و مادری هر چند مقید به مسائل دینی باشند، اما اخلاق و رفتارشان با فرزندان اخلاقی تند و خشن باشد، طبیعتا آنها از دین و مباحث دینی یک دلزدگی خاصی پیدا میکنند و به جای جذبشدن به دین از مسیر آن یا خارج میشوند یا ایمانشان ضعیف میشود. از این جهت در روایات داریم وقتی از امامان معصوم (ع) سؤال میشد با چه کسی ازدواج کنیم، یکی از ملاکهای مهم را اخلاق خوب ذکر میکردند. مراقب باشیم اگر فرزندی از فرزندان انسانهای مؤمن از اخلاق مناسب برخوردار نبود، باز نمیتوانیم بگویم حتماً پدر و مادرش اخلاق بدی دارند، این تنها یکی از دلایل است.
چه بسیار انسانهایی که از نظر اعتقاداتی و باورها به مرتبهای خوب رسیدهاند؛ یعنی میتوانند به سادگی برای اثبات حقانیت دین حرف بزنند و از نظر احکام، مراعات احکام دینی و... دقتهای لازم را داشته باشند، اما از نظر خلق و خو و رفتارهای اخلاقی نتوانستهاند با دیگران معاشرت شایستهای داشته باشند.
فراموش نکنیم آدم بداخلاق مثل درختی است که از شاخ، برگ و میوه بهرهای ندارد و کسی تمایل نمیکند به سوی او برود. زن و مردی که در زندگی اخلاق شایستهای از خود نشان ندهند، بدانند اگر اهل نماز و عبادت هم باشند، نمیتوانند در زندگی خود احساس لذت و آرامش کنند. سؤال میشود چرا بعضیها که ایمان و اعتقاد خوبی دارند، اهل نماز هستند و مقید به دستورات دین، اما فرزندان آنان اخلاق خوبی ندارند یا نتوانستهاند فرزندانی با اخلاق تحویل جامعه دهند؟ پاسخ واضح است. هرچند اعتقادات و توجه به نماز و عبادت از دستورات دین و وظایف همه ما در زندگی است و نباید این امور سبک شمرده شود، اما علت این امر را باید در عوامل مختلفی جستوجو کرد که بر شخصیت فرزند اثرگذار است. نطفه، غذا، پدر و مادر، محیط پیرامون، دوست و استاد و... همه اثرگذارند، علت مهمی که به بحث ما مربوط است، بدخلقی والدین با فرزندان است. یقیناً انسانهای باایمانی که اخلاق و رفتارشان شایسته است، بیشتر مورد توجه خداوند متعال هستند. اخلاق نیک مثل صدقهای است که انسان به دیگران هدیه میکند. وقتی انسان در معاشرتها با مردم خوش خلق باشد، باعث خشنودی خدا شده است. چون هر کسی که با بندگان خدا خوش خلق باشد و گرهی از گرههای آنان را باز کند، خدای متعال نیز گناهان او را میبخشد و او را مورد لطف خاص خود قرار میدهد.
*پژوهشگر سبک زندگی