کد خبر: 1079626
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
گفت‌وگوی «جوان» با خواهر شهید ابراهیم امامی از شهدای انقلاب
۲۲ بهمن۵۷ برای ابراهیم روز فتح قله شهادت بود وقتی امام خمینی را به تبعید می‌بردند، جمله‌ای گفت که تاریخ حقانیت آن را ثابت کرد. امام فرموده بود سربازان من در قنداق‌ها هستند. ابراهیم‌های زمان یکی پس از دیگری در مکتب امام (ره) بت‌های زمانه را شکستند و در مسیر انقلاب پیشروی کردند.
مبینا شانلو

وقتی امام خمینی را به تبعید می‌بردند، جمله‌ای گفت که تاریخ حقانیت آن را ثابت کرد. امام فرموده بود سربازان من در قنداق‌ها هستند. ابراهیم‌های زمان یکی پس از دیگری در مکتب امام (ره) بت‌های زمانه را شکستند و در مسیر انقلاب پیشروی کردند. شهید ابراهیم امامی سربازان در قنداق امام بود که درست در روز پیروزی انقلاب یعنی ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در مبارزه با عوامل رژیم شاه به شهادت رسید. برای آشنایی با او و فعالیت‌های انقلابی‌اش با خواهرش پروین امامی به گفتگو نشستیم که ماحصلش را در قالب روایت زیر پیش‌رو دارید.
هوش سیاسی ابراهیم!
برادرم ابراهیم سوم تیر ۱۳۳۲ در سرخه به دنیا آمد. او نسبت به همسن و سالان خود بسیار هوشیارتر و زیرک‌تر بود، به طوری که مبارزات سیاسی‌اش را از کلاس پنجم ابتدایی که مصادف بود با دستگیری حضرت امام و تبعید به ترکیه شروع کرد. پس از آن که ابتدایی را گذراند، به دلیل آنکه در سرخه مدرسه راهنمایی نبود، در مدرسه رازی سمنان ثبت‌نام کرد، اما کلاس قرآن او در محضر حجت‌الاسلام والمسلمین نطنزی سرخه ترک نمی‌شد. او در همان دوران راهنمایی که رژیم مردم را وادار به رأی دادن برای حزب رستاخیز می‌کرد، با درک صحیح از امام و رهنمودهایش مردم را از این کار بازمی‌داشت.
خربزه فروشی
ابراهیم خیلی غیرت داشت. او آن زمان برای اینکه کمک خرج پدر باشد سرکار رفت. بابا می‌گفت بچه‌جان! تو تازه می‌خواهی بروی دبیرستان، تو را چه به نان در آوردن! فقط به فکر درست باش! ابراهیم می‌گفت با خربزه فروختن می‌توانم خرج یک سال مدرسه‌ام را در بیاورم تا باری از دوش شما برداشته شود. وقتی گفت، تازه فهمیدم آن خراش‌های پشتش، رد نخ گونی‌های خربزه است. ابراهیم پس از آن‌که دیپلم خود را از مدرسه شریعتی سمنان گرفت، به خدمت سربازی در مشهد، تهران، شیراز و یک ماه آخر را به تربت‌جام رفت.
اعتصاب در هواشناسی!
ابراهیم پس از دیپلم در رشته طبیعی در رشته‌های هواشناسی، مخابرات و خلبانی آزمون داد و قبول شد، اما رشته هواشناسی را انتخاب کرد و کارمند آن اداره شد. برایم تعریف کرد که برای اعتصاب چه کرده بود. گفت بالاخره توانستم همه را راضی کنم به عشق امام از فردا دیگر هیچ کس سرکار نرود. گفتم: اعتصاب؟ آن هم در هواشناسی؟ مگر اداره شما وابسته به سازمان جنگ نیست؟ کارگر‌ها از این به بعد از کجا بیاورند بخورند؟ ابراهیم گفت برای همین خیلی‌ها راضی نمی‌شدند. کمی من پس‌انداز داشتم و کمی بچه‌های دیگر و گذاشتیم وسط تا کار انجام شود.
اسناد جنایت شاه
ابراهیم بعد از فوق‌دیپلم در سال ۱۳۵۵ در دانشکده حقوق و علوم قضایی دانشگاه ملی تهران قبول شد. در تهران به رغم وفور کانون‌های فساد قبل از انقلاب و آزادی فراوان هرگز آلوده نشد بلکه گرایش بیشتری به قرآن، مسجد و اهل بیت (ع) نشان داد. یک بار به ابراهیم گفتم: «قیافه‌ات شده مثل نویسنده‌ها! معلومه دو، سه ماهی چی می‌نویسی؟» کتاب‌ها و ورق‌ها را کنار زد. جایی برای نشستن من باز کرد و گفت: «آبجی! این‌ها اسناد و مدارک جنایت‌هایی است که من از رضا پهلوی و محمدرضا پهلوی جمع کردم و دارم به صورت مقاله می‌نویسم.»
روز شهادت، ۲۲ بهمن
ایشان پس از دستور امام برای لغو حکومت نظامی، ندای امام (رحمت‌الله علیه) را لبیک گفت و ۲۰روز متوالی با رژیم درگیر شد. ابراهیم را قسم می‌دادم که در این حکومت نظامی بیرون نرود. ابراهیم می‌گفت آبجی! فردا ۲۲ بهمن است و ان‌شاءالله روز پیروزی! من نروم و شوهرت هم نرود، پس کی برود تظاهرات. در نهایت برادرم ابراهیم در آخرین ساعات پیروزی، شامگاهان ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، در حالی که در پادگان عشرت‌آباد مشغول جمع‌آوری اسلحه بود، هدف گلوله رژیم ستمشاهی قرار گرفت و به شهادت رسید. پیکر او را در بهشت زهرای تهران دفن کردیم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار