مستند «این رل» جدیدترین ساخته حسین شمقدری است که پیش از این با ساخت مجموعه مستندهای «انقلاب جنسی»، توجه خاص خود را به مسائل زیستجنسی نشان داده بود. این فیلمساز جوان در مستند اخیر خود باز هم دست روی یکی دیگر از ابعاد زیستجنسی جوانان گذاشته است. مستند «این رل» جدیدترین ساخته حسین شمقدری است که پیش از این با ساخت مجموعه مستندهای «انقلاب جنسی»، توجه خاص خود را به مسائل زیستجنسی نشان داده بود. این فیلمساز جوان در مستند اخیر خود باز هم دست روی یکی دیگر از ابعاد زیستجنسی جوانان گذاشته است. تفاوت اولیه «این رل» با دیگر ساختههای شمقدری این است که برخلاف مستندهای قبلی که خود راوی مستند بود، این بار روایتکننده شخص دیگری است.
در مستند «این رل» هاشم بافقی روایتگری میکند و مستند را به پیش میبرد. برای بینندگان تلویزیون نام بافقی یادآور برنامه «از لاک جیغ تا خدا» است؛ مجموعهای که در آن به زندگی دختران محجبهای میپرداخت که پیشتر بدحجاب بودهاند، اما شهرت اصلی بافقی به روز ۱۷ اردیبهشت سال ۹۷ بازمیگردد. در این روز مردمی که در مجتمع کوروش تهران حضور داشتند با صحنه حمله داعش به این مجتمع روبهرو شدند و دوربینهای موبایلی تصاویر این حمله را به سرعت در شبکههای اجتماعی پخش کردند. وحشت و ترس مردم از این حمله بازتاب زیادی داشت. در جریان حمله به مجتمع کوروش که مشخص شد بخشی از تبلیغات فیلم «به وقت شام» بوده است، تصاویر جوانی تنومند با آرایش و گریم «شیشانی» فرمانده مشهور داعش سوار بر اسب دیده شد که به داخل مجتمع کوروش میآمد و در کانون توجهها بود. او همان بافقی است که در «این رل» نقش راوی را بر عهده دارد. در آن زمان ابراهیم حاتمیکیا با انتشار متنی ضمن اعلام بیخبری از ماجرا از چنین تبلیغی برای فیلمش ابراز ناراحتی و از مردم و کسبه وحشتزده عذرخواهی کرد. او حالا و بعد از بیش از سه سال در کنار حسین شمقدری قرار گرفته که پس از تولید چند مستند با موضوع مسائل جنسی روی این مضمون متوقف مانده و گویا قرار نیست از آن دل بکند.
مستند «این رل» با هشدار سنی ۱۸+سال پخش شده است، با آنکه عملاً مخاطب این مستند همان گروه سنی هستند که از دیدن آن نهی شدهاند و دغدغهای که در این فیلم به آن پرداخته شده، چیزی است که همه افراد گروه سنی نوجوان و جوان با آن درگیر هستند.
داستان مستند «این رل» تلاش بافقی برای نجات یک جوان مذهبی از تنگنای جنسی است. بافقی همه راههایی را که میداند به پسری به نام «امیر حسین» میآموزد تا وی را موفق به برقراری ارتباط با جنس مخالف و تأمین نیازهای جنسی کند.
«امیر حسین» که سوژه مستند «این رل» است، هیچ وقت در طول مستند به طور کامل به مخاطب معرفی نمیشود و همین موضوع اولین نقطه ضعف کار است، زیرا بیننده نمیتواند از آنچه شمقدری و بافقی در پی نشان دادن آن از شخصیت «امیر حسین» هستند، برداشتی مستقل داشته باشد. در طول مستند بیننده متوجه میشود شخصیت اصلی ماجرا، دانشجوی فیزیک در یکی از دانشگاههای معتبر است و مدتی نیز با یک دختر در ارتباط دوستانه بوده است. درباره علت قطع رابطه امیرحسین با آن دختر توضیح واضحی داده نمیشود، اما مشخصاً دیده میشود که این دو نفر حتی در مصاحبههای تلویزیون نیز حضور داشتهاند و باهم به کوهنوردی میپرداختند. اکنون آن دختر، «امیر حسین» را در همه شبکههای اجتماعی و حتی در تماس تلفنی «بلاک» (مسدود) کرده است. امیرحسین مذهبی است و به دنبال راهی برای مدیریت نیاز جنسی خود است. او روزها با روشهای غیرمعمولی، چون غرق مصنوعی تلاش دارد از فکر گناه دوری کند و شبها به قهرمانان والیبال ایتالیا که تصاویرشان را به دیوار و سقف اتاقش چسبانده فکر میکند تا از افکاری که ذهنش را احاطه کرده دور شود.
یکی از سکانسهای قابل تأمل «این رل» رفتن امیرحسین و بافقی به دفتر مؤسسهای است که در کنار دلالی فروش خودرو، زنانی را برای صیغه شدن به مردها معرفی میکند و در آنجا مدیر مجموعه از برکت درآمد ناشی از این کار و درآمد سرشار آن برای زنان میگوید. در بخشی عجیب از این سکانس حتی اشاره میشود که زنان متاهل با رضایت همسران خود برای همکاری مراجعه میکنند که مؤسسه آنها را قبول نمیکند!
قهرمان یا قربانی؟!
در مستندهای شخصیت محور یا «پرتره» که میتوان «این رل» را نیز در همان گونه طبقهبندی کرد، شخصیت محوری مستند قهرمان داستان است. فیلمساز در این گونه آثار تلاش میکند تصویری جامع از شخصیت قهرمان را به نمایش بگذارد، حتی اگر آن شخص ضعیفترین و بیگناهترین فرد ممکن باشد، مستندساز صرفاً به عنوان یک آیینه عمل میکند و قضاوت را بر عهده مخاطب میگذارد ولی در «این رل» شمقدری به عنوان کارگردان و بافقی به عنوان بازیگر و راوی کار، عملاً «امیر حسین» را به قربانی تبدیل میکنند و در طول کار بیننده بارها تحقیر شدن وی از سوی آن دو نفر را مشاهده میکند. «امیر حسین» از سوی بافقی و شمقدری تحت کنترل قرار میگیرد و آنها هستند که او را مانند یک ربات به پیش میبرند و وادار میکنند تا رفتارهای خاصی داشته باشد. بافقی به او راه «مخ زدن» را یاد میدهد و تلاش میکند تا وی بتواند با یک دختر دوست شود! این کار باعث میشود بیننده به این فکر کند که راوی خودش در انجام چنین اعمالی استاد است که حالا به شاگرد خود چنین راهی را یاد میدهد!
مزار شهدا محل خوب مخزنی!
یکی از نقاط تاریک مستند «این رل» راهنمایی قربانی مستند برای ایجاد رابطه با دختران محجبهای است که از سر ارادت بر سر مزار شهدا حاضر میشوند و در آنجا ذکر و دعا میخوانند! اگر چه «امیرحسین» در این کار نیز به ظاهر شکست میخورد، ولی القای این تفکر از سوی بافقی و شمقدری که میتواند در آن فضای معنوی هم «مخ بزند» کاری است که حتی در کارزارهای تبلیغاتی افرادی مثل مسیح علینژاد هم دیده نشده است! این کار آیا جز ایجاد فضای بدبینی و سوءظن در میان خانوادههای مذهبی که دخترانشان بر سر مزار شهدا حاضر میشوند، حاصل دیگری در بر دارد؟
«این رل» در حالی به پایان میرسد که بافقی در تماس تلفنی با «امیرحسین» متوجه میشود که در شب «بله برون» وی و دختری که بر سر مزار شهدا با او آشنا شده، پدر دختر خواستههایی را مطرح کرده و همه چیز به هم خورده است. «امیرحسین» که در ابتدای مستند خود را از گناه دور میکند، مدعی میشود دیگر مخ زدن را یاد گرفته است. «این رل» با یک سؤال بزرگ به پایان میرسد، بیننده از خود میپرسد «خب که چی؟» قربانی کردن جوان سادهای مثل «امیرحسین» چه دستاوردی جز دیده شدن «این رل» داشته است؟!