برخی نقاشان هستند که رنگها را میشناسند، ولی کوچکترین دانشی در هندسه خوشنویسی ندارند. در حوزه نقاشیخط کار میکنند و به صرف صاحبنام بودن در نقاشی، اثرشان خریدار دارد.
«یدالله کابلی» خوشنویس و عضو شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران با بیان این مطلب در دومین نشست مجازی «تجسم» که در صفحه اینستاگرام خانه هنرمندان ایران برگزار شد، گفت: همه کسانی که در عرصههای مختلف تحولات اجتماعی، سیاسی، علمی، پژوهشی و... زحمت میکشند، خودشان بر این باورند که تلاش هنرمند مانا و ماندگار است. بدون تردید میتوان گفت که هنرمندان مانند یک منشور چند وجهی، هر وجه وجودشان سرشار از تلاش برای درخشندگی است؛ چه آن زمان که برای خلق یک اثر هنری میاندیشند، چه آن زمان که اثری را خلق میکنند و به پدیدهای میاندیشند که حاصلش کاری ماندگار باشد. وی افزود: جامعه هنری، به طور خاص و عام، نسلی پیشرو، فرهیخته، فرزانه هستند. آنها در زندگی روزمره خود مدام در حال کنکاش، تکاپو و کشف و شهود در عالم معنا هستند. در بین هنرهایی که همه به سوی یک نقطه تعالی حرکت میکنند، شاید هنر خوشنویسی با توجه به اینکه با دو عنصر زیبایی شناختی و زیبایی بصری که هندسه ساختاری خط است، زیبا باشد. وی ادامه داد: تاریخ پیدایش تمدن بشری از زمانی آغاز شد که نوشتن ابداع شد. امروزه در جشنوارهها و همایشهای بینالمللی، هنرمندان از نقاط مختلف جهان شرکت میکنند و خوشنویسی همچنان به عنوان یک هنر زنده و پویا مطرح است و در برخی کشورها آن را هنر قدسی میدانند.
در ادامه این نشست، کابلی عنوان کرد: بحث نقاشیخط صحبت دهههای اخیر نیست، میتوان گفت قبل از قاجار و دوران صفویه کسانی بودند که کار نقاشیخط میکردند. آنها خط را به شکل محیطی طراحی کردند و در آن نقش میگذاشتند و تصویرگری میکردند. اگر بنمایه اثر تمام کسانی که کار نقاشیخط میکنند، فارغ از سمت و سو، گرایش و شیوه کارشان، دارای هویت باشد، آن هنر جذابیت و قوام و دوام پیدا میکند. متأسفانه یکی از مشکلاتی که امروزه هنر نقاشیخط گرفتار آن شده، این است که جوانان به دلیل فریبنده بودن دنیای رنگ، بدون اینکه مسیر آکادمیک و قانونمند را در هنر خوشنویسی بگذرانند، وارد نقاشیخط شدند.
وی ادامه داد: برخی نقاشان هم هستند که رنگها را میشناسند، ولی کوچکترین دانشی در هندسه خوشنویسی ندارند. در حوزه نقاشیخط کار میکنند و به صرف صاحبنام بودن در نقاشی اثرشان خریدار دارد، اما اگر از لحاظ مؤلفههای خوشنویسی به اثرشان نگاه کنیم، آنچه باید را نمیبینیم. وی اضافه کرد: اساتید نقاشیخط باید به هنرجویانشان تأکید کنند که نقوشی که دارای هویت نیستند، نمیتوانند جایگاه خاصی را در کنار آثار استادان و هنرمندان ما داشته باشد. عضو شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران اظهار کرد: ما در کلاسها تجربه کردیم که برخی هنرجویان صاحب فکر و اراده و فردیت هنری، علاقهمندند در عین پیروی از استاد، کار خود را انجام دهند. ما در روزگاری زندگی میکنیم که باید کاری فراروی زمان و مکان و کاربردها ارائه کنیم. در سیر تحول خوشنویسی میبینیم که برای مثال وقتی یک چلیپا در تبریز، یکی در خراسان، یکی در اصفهان و شیراز نوشته میشود، آنها از اصول و قواعدی برخوردارند که در همه جا هنرمند خود را موظف به رعایت آن میداند، اما با گذشت زمان ما شاهد گذر هنرمندان از آن هستیم. در همه هنرها این اتفاق با توجه به حفظ اصالتها افتاد و در هنر خوشنویسی وقتی به دوران میرزا غلامرضا اصفهانی و میرحسین میرسیم، سیاهمشقها را میبینیم که ترکیببندی و فضاسازی آن زیباست.
وی افزود: در یک صفحه سفید کاغذ، بیشمار نقطه برای خلق اثر خوشنویسی مهیای تلاش یک هنرمند است. این مسیر نیازمند مطالعه است که ما در عالم لحظهها و خالق آن مستغرق شویم.
در بخش دیگری از نشست مجازی، یدالله کابلی اظهار کرد: هنرمند باید هویت خود را در کارش عرضه کند. اینجا تنها هنر نیست و ترکیبی از دانش و خلاقیت نیز است. اگر به گذشته تاریخ خوشنویسی ایران نگاه کنیم، دلیل پیدایش قلمهای متفاوت این بود که ذوق ایرانی تحمل یکجانبهنگری و ملالآوری را به خود نمیداد، در نتیجه از هر خطی، خط تازهای پدید آمد. هنر زمانی هنر است که با نگاهی ژرف و عمیق و با کنکاشی با قوای تخیل و خلاقیت همراه باشد.
کابلی بیان کرد: آیا هنرمندی که خیلی به پوسته پرداخته و به دقت تمام ابعاد، تناسبات، ظرافتها و تراش الماس گونه کلمات و حروف را یاد گرفته، میتواند با آنها فضاسازی و زیبایی را ایجاد کند؟ آن فراگیری و توجه، نباید دست و پای هنرمند را نگه دارد.
وی گفت: هنر دنیایی است که همه میتوانند به آن پناه ببرند و در آن خود را پیدا کنند. دنیای هنر انسان را به ظرافت، زیبایی، مهربانی، لطافت و انس و الفت دعوت میکند. همه مردم تندخو، کجخلق، بداخلاق و بدطینت زمانی میتوانند اصلاح شوند که با هنر آشتی کنند، هنر صلح همه جنگ هاست.