به همت ستاد کنگره سرداران و ۳ هزار شهید استان سمنان با خانواده شهید رضا کیفری آشنا شدیم. شهید کیفری جوان بود و پرشور. با همان سن کمش ندای، ولی امر زمانش را لبیک گفت و راهی جبهه شد. خیلی زود هم به آرزویش رسید و شهید مفقوالاثر شد. شدت آتش دشمن به بچهها اجازه نداد تا پیکر همرزمان شهیدشان را به عقب منتقل کنند. در نهایت پیکر رضا ۱۰ سال مهمان خاکهای پنجوین بود و در سال ۷۲ تفحص شد. آنچه در پی میآید روایتی است از زبان برادرش حسین کیفری.
۱۳ آبان ۵۷
برادرم رضا کیفری هشتم اردیبهشت ۱۳۴۶ در تهران به دنیا آمد. با سن کمی که داشت در آغاز انقلاب اسلامی و مبارزه علیه رژیم پهلوی به همراه برادرش در راهپیمایی و تظاهرات شرکت میکرد. نمونه بارز آن شرکت در تظاهرات ۱۳ آبان ۵۷ بود.
موقعی که جنگ شروع شد، برادرم تازه وارد دبیرستان شده بود. با اینکه دانشآموزی درسخوان بود، اما نتوانست به ندای امام لبیک نگوید و تصمیم گرفت با تعدادی از همکلاسیهایش به جبهه بروند. دوره سه ماهه مأموریتش به پایان رسیده بود که با تمدید مأموریت مدت کوتاهی به مرخصی آمد و دوباره به جبهه برگشت.
ما تازه به گرمسار آمده بودیم. وقتی از جبهه برگشته بود. من را صدا کرد وگفت: «میخواهم یک چیزی به شما بگویم، ولی به مادر نگو!» گفتم: «چی میخواهی بگویی؟» گفت: «مأموریتم را سه ماه دیگر تمدید کردم، برای اینکه به ما قول شرکت در عملیات را دادند. انشاءالله بعد از مرخصی به جبهه بر میگردم!»
پنجوین –والفجر ۴
سرانجام برادرم در ۱۲ آبان ۶۲ در منطقه عملیاتی والفجر ۴، در منطقه عمومی پنجوین عراق به شهادت رسید. اما پیکر او زیر آتش سنگین دشمن، باقی ماند و انتقال آن به عقب ممکن نبود. پیکر مطهرش بعد از ۱۰ سال تفحص شد و به آغوش خانواده بازگشت.
آماده باش صددرصد
در یکی از دستنوشتههای شهید میخوانیم که «ساعت هشت و ۳۰ دقیقه شب بود که تازه از نماز آمده بودم. دوباره تانک عراقی شروع کرد به کوبیدن و گلولهباران کردن مواضع. فکرکردیم که عراقیها خیال تک زدن دارند. نوبت نگهبانی من شد. پاس دو بودم که برادر جمال به سنگر آمد و گفت: «امشب آمادهباش صددرصد.» ما هم گفتیم: «حاضریم.» چند تا نارنجک دم دست گذاشتم و اسلحهام را آماده کردم. حاضر بودم تا عراقیها یک قدم جلو بیایند که متأسفانه اینطور نشد و تا صبح هم هیچ خبری نشد. خیلی ناراحت شدیم که چرا عراقیها جلو نیامدند تا درسی به آنها بدهیم که دیگر از این غلطها نکنند.
فرازی از وصیتنامه شهید
خدا شما امت مسلمان را مورد آزمایش قرار داده تا ببیند آیا از رهبر و ولایت اطاعت میکنید یا همچون اهل کوفه امام خود را تنها میگذارید؟! پس خود را مانند قبل در خط امام و ولایت قرار دهید تا در آخرت در مقابل امام حسین سرافراز باشید!
به امام حسین بگویید: «اگر ما در کربلا نبودیم تا تو را یاری کنیم، اما از فرزندت خمینی اطاعت و اسلام را یاری کردیم و راه تو و ۷۲ تن یار باوفایت را ادامه دادیم.» به شما توصیه میکنم: «در مورد واقعه کربلا بیشتر مطالعه کنید و ببینید چگونه امام حسین و یارانش مظلومانه به دست کفار شهید شدند.
بروید خانوادههایی را که چهار پنج جوان خود را در جنگ از دست دادهاند ببینید، آن وقت متوجه میشوید واقعاً من در مقابل آنها هیچ هستم.»