شمه‌ای از آنچه سید می‌دانست
کد خبر: 1055233
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/004QVt
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۴۰۰ - ۲۰:۴۰
مبارزان و عارفان دوران به روایت سید آزادگان
روحانی آزاده، زنده‌یاد حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی‌اکبر ابوترابی، از خاندانی ارجمند برخاسته و خود در صف نخست مجاهدان پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قرار داشت. او هرچند مجال نیافت تا خاطرات خویش را به تفصیل به قلم آورد یا بازگو کند، اما در دوران اسارت شمه‌ای از آن را برای تقویت روحیه آزادگان بازگفت و علاقه‌مندان، آن را به تقریر می‌نشستند.
محمدرضا کائینی

روحانی آزاده، زنده‌یاد حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی‌اکبر ابوترابی، از خاندانی ارجمند برخاسته و خود در صف نخست مجاهدان پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قرار داشت. او هرچند مجال نیافت تا خاطرات خویش را به تفصیل به قلم آورد یا بازگو کند، اما در دوران اسارت شمه‌ای از آن را برای تقویت روحیه آزادگان بازگفت و علاقه‌مندان، آن را به تقریر می‌نشستند. عبدالمجید رحمانیان در زمره آزادگانی است که خاطرات آن بزرگ را در باب برخی چهره‌های نمادین انقلاب ثبت کرده و در اثر «خستگی ناپذیر» آورده است. او در دیباچه این اثر- که توسط انتشارات پیام آزادگان نشر یافته- چنین می‌نویسد: «سید، روح بلندی داشت و با آسمان در تماس بود. از این رو بلا‌های زمینی اهل دنیا را کوچک می‌پنداشت. آنگاه که توان‌ها به صفر می‌رسید، او در اوج توانایی بود و هرگاه اندوه و غم بر جسم و جان اسرا غالب می‌شد، او منبع نشاط و شادابی بود. در اوج فشار تبلیغاتی حاکم بر اسارتگاه، سید با گفتار و رفتار خویش، یک‌تنه در برابر دشمنان می‌ایستاد و پرتو امید را بر دل‌های غمبار دوستان می‌افشاند. در گرمای ظهر تابستانی که بعثی‌ها سید را از میان اسرای تکریت جدا کردند و برای شکنجه و آزار به اتاق خود بردند، وقتی فرمانده کینه‌توز عراقی ضربات کابل را پی‌در‌پی بر پیکر نحیف او وارد می‌آورد، در سکوت وحشت‌انگیز اردوگاه، در گرمای ظهر آتشین و غمبار بیابان‌های استان صلاح‌الدین، تنها نوای حزین و حماسی او به گوش می‌رسید که می‌گفت یازهرا! یازهرا!... اسرای منتظر، در حالی که آرام، قطرات اشک را پنهانی بر گونه‌های خویش سرازیر می‌کردند، او با لبخند آمیخته با سلام، قدم به آسایشگاه گذاشت. گام‌ها را با آرامش بر زمین نهاد و مصمم و جدی بر جای خویش آرام گرفت. جانماز کوچکش را بر زمین گستراند و با خلوص و راستی، معراج روح را با اولین الله‌اکبر نماز آغاز نمود... خودتان را جای من بگذارید! می‌خواهید با سخنان خود کسی را معرفی کنید که ظاهری آرام و ساده دارد و باطنی پر رمز و راز. قلبش سرشار از ایمان به خداست و همه وجودش در محبت اهل بیت پیامبر خدا (ص) غرق گشته است. زاهدی است روگردان از دنیا، اما پرکار و تلاشگر. عابدی است با سجده‌های طولانی در پیشگاه خدا، اما از آغاز جوانی در صحنه سیاست و مرتبط با مردم. روزه‌داری است بی‌ریا، در حالی که ورزشکاری است توانا. در تنهایی‌هایش با خدا اشک از چشمانش سرازیر است و در برخوردهایش با مردم، لبخند از لب‌هایش قطع نمی‌شود. شب و روزش در خدمت به مردم می‌گذرد و هیچ‌گاه خسته نمی‌شود. پناهگاه دردمندان و انیس بی‌کسان است. همدم مطرودان اجتماع است و گره‌گشای گرفتاران. با بزرگان حشر و نشر دارد، اما به همنشینی با ضعیفان بیشتر علاقه‌مند است. همه عمرش گمنام و پرتلاش در مبارزه به سر برده و زندان طاغوت و اسارتگاه‌های عراق را با تحمل شکنجه‌های توانفرسا بیش از ۱۰ سال سپری کرده است، اما از کسی توقعی ندارد. بسیار صبور و خوشرو و مهربان است، نه آنگونه که چشم طمع به چیزی داشته باشد. رازداری است امین و پارسایی است شجاع، نه آن‌طور که در پی نامی باشد...»
رحمانیان در ادامه این مقدمه، درباره محتوای کتاب و چند و، چون تنظیم و تبویب آن چنین ادامه می‌دهد: «کتاب حاضر با عنوان «خستگی‌ناپذیر» در سه بخش طراحی شده است؛ در بخش اول، سید آزادگان به رابطه خود با شهید سیدعلی اندرزگو می‌پردازد و گوشه‌هایی از شجاعت‌ها، کرامات و حالات معنوی و حماسی او را بیان می‌کند. در بخش دوم از شخصیت عارف مجاهد، شهید دکتر مصطفی چمران سخن می‌گوید و خاطره‌هایی را از دوران اسارت خود می‌گوید. در بخش سوم خاطره‌های خود را از عارفان و عالمان وارسته و کرامات آن‌ها بیان می‌کند. امید است خداوند از ما بپذیرد و در یوم‌الحساب شفاعت آن آبرومند نزد خدا ما را نیز شامل شود.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
عناوین پیشنهادی
آخرین اخبار