ارتش بعث عراق پس از شکست در عملیات کربلای ۵ دچار آسیبهای زیادی شد. پس از این عملیات حامیان صدام به یاریاش شتافتند و شروع به تقویت ارتش این کشور کردند. با حمایتهای همه جانبه شرق و غرب از صدام، ارتش بعث عراق در سال ۱۳۶۷ جانی دوباره گرفت ارتش بعث عراق پس از شکست در عملیات کربلای ۵ دچار آسیبهای زیادی شد. پس از این عملیات حامیان صدام به یاریاش شتافتند و شروع به تقویت ارتش این کشور کردند. با حمایتهای همه جانبه شرق و غرب از صدام، ارتش بعث عراق در سال ۱۳۶۷ جانی دوباره گرفت. در طرف مقابل نیروهای ایرانی در آخرین سال جنگ همچنان با کمبود امکانات و تجهیزات روبهرو بودند و همین موجب شکلگیری جنگی نابرابر در سال ۱۳۶۷ شد.
اما در چند ماه پایانی جنگ تحمیلی، تیر ماه از همه ماهها پرحادثهتر و تلختر بود. در این ماه پذیرش قطعنامه توسط ایران محتمل به نظر میرسید و بعثیها با تمام قوا به دنبال جبران شکستهای گذشته بودند. آنها در تیر ۱۳۶۷ پشت سر هم دست به عملیات و حمله میزدند تا هم مناطقی را که در تصرف ایران قرار داشت پس بگیرند و هم بتوانند با گرفتن اسیر بیشتر، قدرت چانهزنیشان را برای تبادل اسرا بالا ببرند.
ارتش بعث در ۴ تیر ۱۳۶۷ حملهای را با استعداد ۱۴ لشکر نظامی به منطقه عمومی خوزستان، کوشک، طلائیه، حضر و جزایر مجنون و به طور کلی به منطقه عملیاتی خیبر ترتیب داد که در نهایت به سقوط این جزایر منجر شد، اما این برنامهریزی برای حمله فقط به جبهه جنوبی معطوف نشد و در ۷/۴/۶۷ تنها سه روز بعد حملهای در جبهه کردستان در منطقه عمومی سلیمانیه و ارتفاع دوپازا که با نام منطقه نصر شناخته میشد از سوی رژیم بعث صورت گرفت که این حمله نیز با استعداد یک لشکر و سه تیپ برنامهریزی شده بود و در نهایت به سقوط ارتفاع دوپازا منجر شد.
در ۲۱ تیر ارتش بعث عراق با حمایت مستقیم استکبار جهانی و با استفاده از عناصر منافقین عملیات وسیعی را ابتدا با گلولهباران و بمبارانهای شدید خط پدافندی نیروهای رزمنده و روستاییان مرزنشین دهلران آغاز کرد. این عملیات دشمن ساعت ۴ صبح ۲۱ تیر با بمبارانهای شیمیایی شروع شد. حجم آتشهای دشمن و بمبارانها به خصوص بمبارانهای شیمیایی که بعضاً روی رودخانهها و چشمههای آب برای آلودگی فرود آمده بود و از طرفی شدت گرمای بیسابقه آن روز سختی این حملات را بیشتر کرده بود.
گرمای شدید هوا و آلودگی آب منجر به آسیب رساندن به انسانهای زیادی شد. مردم بیخبر از آلوده شدن آب، پس از نوشیدن آب جانشان را از دست میدادند یا کودکانی که برای آب بازی داخل چشمه میرفتند دچار آسیبهای زیادی میشدند. عملیات حمله به مهران و دهلران با نام «چلچراغ» که طی آن نیروهای سازمان منافقین با استفاده از آتش تهیه توپخانه و نیروی هوایی رژیم بعث به شهر مهران و دهلران حملهور شدند و خساراتی را به بار آوردند. بعضی کارشناسان معتقد بودند این حمله زمینه و بنیان حمله آنها در عملیات مرصاد بود.
مصادف با این حملات ارتش بعث دوباره حملاتش را از جنوب کشور آغاز کرد و حتی تا نزدیکی شهر اندیمشک هم آمد. ارتش بعث تمام توانش را به کار گرفته بود تا اگر میتواند در واپسین روزهای جنگ دوباره سرزمینی اشغال کند یا اسیر بیشتری بگیرد. در جریان حمله همهجانبه بعثیها، آنها تا اندیمشک پیشروی کردند که در نهایت با مقاومت رزمندگان مجبور به عقبنشینی شدند.
در ۳۱ تیر رژیم بعث عراق و صدام حملاتی را علیه مردم بیگناه و روستاییان مظلوم روستاهای زرده ریجاب، دیره و بابایادگار در اطراف گیلانغرب انجام داد. در این روز مردم روستای زرده و اهالی روستاهای اطراف در اطراف چشمه روستا در روز عید قربان مشغول مناسک مذهبی خویش بودند که به صورت غافلگیرانه با ۱۰ فروند هواپیما و پرتاب ۳۰ بمب و راکت شیمیایی حاوی گاز خردل، اعصاب و سیانور مورد هجوم قرار گرفته و بلافاصله ۲۷۵ نفر در دم به شهادت رسیدند. بیشتر شهدا را زنان، کودکان و سالخوردگان تشکیل میدادند. همچنین بیش از ۱۵۰۰ نفر به شدت مصدوم شدند و عید و شادی مردم تبدیل به ماتم و عزا شد. این حملات شیمیایی گسترده با سکوت بینالمللی همراه بود و کشورهای حامی حقوق بشر بدون توجه از کنار این جنایتهای جنگی گذشتند.