آقا مانع از دستیازی دولت‌ها به اهداف انقلاب شد
کد خبر: 1052046
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/004PgU
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۹:۴۰
«بالندگی اندیشه و عمل نظام اسلامی در دوران زعامت رهبر معظم انقلاب» در گفت‌وشنود با آیت‌الله سیدمحمدمهدی میرباقری
در ۱۴ خردادی که بر ما گذشت، از سی و دومین سالروز آغاز زعامت حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عبور کردیم. دستاورد‌های این دوران، درخور تحلیل و بازخوانی فراوان است. آنچه در پی می‌آید، برشی از یک گفت‌وشنود طولانی با فاضل ارجمند آیت‌الله سید محمدمهدی میرباقری است که طی آن به این مقوله مهم پرداخته‌اند. امید آنکه تاریخ‌پژوهان انقلاب و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید.
قاسم بابائی

سرویس تاریخ جوان آنلاین:   در ۱۴ خردادی که بر ما گذشت، از سی و دومین سالروز آغاز زعامت حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عبور کردیم. دستاورد‌های این دوران، درخور تحلیل و بازخوانی فراوان است. آنچه در پی می‌آید، برشی از یک گفت‌وشنود طولانی با فاضل ارجمند آیت‌الله سید محمدمهدی میرباقری است که طی آن به این مقوله مهم پرداخته‌اند. امید آنکه تاریخ‌پژوهان انقلاب و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید.

 بعد از رحلت امام خمینی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جایگاه ولایت‌فقیه قرار گرفتند. ارزیابی شما از نقش ایشان در ادامه نهضت امام خمینی و اهداف انقلاب اسلامی چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم. از نگاه حضرت آقا، پیروزی انقلاب اسلامی آغاز عصر جدیدی است. این انقلاب، داعیه مبارزه با عصر روشنگری غرب را دارد که با صدای بلند با دین مخالفت می‌کند! بعضی‌ها می‌گویند: غرب سرمایه‌داری مخالف دین نیست که البته کاملاً اشتباه می‌کنند. متأسفانه در ایران هم امثال مهندس بازرگان چنین تفکری داشتند. آقای بازرگان در کتاب «راه طی شده» می‌گوید: دین همان چیزی است که الان غرب دارد به آن عمل می‌کند. حضرت آقا معتقدند عصر حاضر، عصر حاکمیت فرهنگ مادی بر جهان است و این تفکر طبیعتاً بر کشور‌ها و فرهنگ‌های دیگر هم تأثیر می‌گذارد. از منظر حضرت آقا، مسئله مستحدثه ما، تمدن، عصر و دوران جدیدی با ایدئولوژی، مکتب و فلسفه خاص خود است. مسئله دوران ما، همان مسئله عصر روشنگری است که تمدنی مبتنی بر ایدئولوژی مادی با فلسفه‌های پشتیبان بود و بعد‌ها با انقلاب‌های علمی و صنعتی، تحقق عملی پیدا کرد. با چنین تمدنی- که سایه‌اش را بر سبک زندگی انداخته است- باید مقابله عملی کرد و این امر، بر عهده انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی، جوششی عظیم از متن جامعه اسلامی پیرو اهل‌بیت (ع) و به تعبیر حضرت امام (ره)، اسلام ناب محمدی (ص) است که علیه تمامیت مدرنیته به پا خاسته است! من تئوریزه شدن تمدن انقلاب اسلامی در سه مرحله بعدی را در بیانات حضرت امام ندیده‌ام. البته در زمان ایشان، دو مرحله محقق شدند که عبارتند از: پیروزی بر نظام سلطنتی و سپس عبور انقلاب از مرز‌های جغرافیایی به کل جهان و ایجاد یک نظام اسلامی. ولی ندیده‌ام که حضرت امام مراحل بعدی را تئوریزه کرده باشند، ولی حضرت آقا این کار را که شامل سه مرحله دولت‌سازی، جامعه اسلامی و تمدن‌سازی است، تبیین کرده‌اند. مقصود حضرت آقا از دولت‌سازی، دولت به معنی قوه مجریه نیست، بلکه مجموعه نظامی است که در آن حکمرانی اسلامی محقق شود. رهبری به الزامات این نظام، اعم از نرم‌افزاری و سخت‌افزاری، آگاهی دارند و می‌دانند که باید نیروی انسانی متناسب با این نظام تربیت شود؛ بنابراین تقابل با دوران روشنگری در گرو ایجاد یک عصر جدید است. حضرت امام این عصر را که با انقلاب اسلامی شروع می‌شود و مرحله بعدی آن ساخت نظام اسلامی است، ایجاد کردند و قانون اساسی‌ای متفاوت با قانون اساسی کشور‌های سوسیالیستی و سرمایه‌داری را شکل دادند. رهبر انقلاب هم سه مرحله بعدی، یعنی: دولت‌سازی، حکمرانی اسلامی و جامعه اسلامی را -که نهایتاً به تمدن اسلامی منتهی می‌شود- مدیریت کردند.
یکی از خدمات حضرت آقا، ایجاد زیرساخت‌های حکومت اسلامی است و ایشان در این راستا، کمک شایانی به شکل‌گیری نهضت نرم‌افزاری و بحث کرسی‌های نظریه‌پردازی و علوم انسانی اسلامی کرده‌اند. یکی دیگر از خدمات حضرت آقا، محافظت از انقلاب اسلامی در مقابل استحاله شدن و فاصله گرفتن از اهداف اصلی است. ایشان با تئوریزه کردن انقلاب اسلامی، آن را از افتادن در دام اشرافیت و خوی پادشاهی نجات دادند. رهبری چنین نظامی، نیازمند فرد توانمندی است که در این مقیاس می‌اندیشد و اراده‌ای پولادین متناسب با این مقیاس دارد. رهبری با ارائه مراحلی پنجگانه، انقلاب اسلامی را در مقیاس عصر جدید، در مقابل عصر روشنگری قرار داده و با هوشیاری پیش برده‌اند. ایشان به‌خوبی می‌دانند که حرکت‌های بزرگ برای رسیدن به نتیجه، زمان می‌برند. به همین دلیل هم با دولت‌ها مدارا می‌کنند، زیرا می‌دانند در کنار کار‌های روزمره دولت‌ها، کار بزرگ‌تری به عهده انقلاب اسلامی است و این انقلاب با ظرفیتی که دارد، از این دولت‌ها عبور می‌کند. متأسفانه دولت‌ها تاکنون، همتراز انقلاب اسلامی نبوده و آسیب‌هایی را به این حرکت بزرگ وارد آورده‌اند. دوره سازندگی درکشور، دوره لیبرالیسم اقتصادی بود. دولت اصلاحات به سمت گسترش لیبرالیسم اقتصادی و سیاسی و فرهنگی رفت و اسم این کار را «اصلاحات» گذاشت. این‌ها در همان سال اولی که روی کار آمدند، گفتند: قانون اساسی باید عوض و اصول غیردموکراتیک آن، حذف شوند! آن‌ها تصور می‌کردند ظرفیت انقلاب اسلامی تمام شده است، اما پس از هشت سال شکست خوردند! بنابراین جوشش انقلاب اسلامی ارتباطی به رئیس‌جمهور‌ها ندارد، بلکه یک حرکت عظیم الهی است که از رئیس‌جمهور‌ها و دولت‌ها عبور می‌کند. آقا هم چندان سر به سر دولت‌ها نمی‌گذارند، چون انقلاب اسلامی ترمز آن‌ها را کشیده است! این‌ها می‌خواستند انقلاب اسلامی را استحاله کنند، اما نتوانستند و انقلاب اجازه نداد دولت‌ها فرمان آن را به دست بگیرند. تقریباً هم دولت‌هایی که روی کار آمدند با سیاست‌های کلی انقلاب اسلامی همراهی نکردند و مشغول کار‌های دیگری شدند، ولی نتوانستند مسیر انقلاب را تغییر بدهند و این فقط حاصل ظرفیت انقلاب اسلامی و ظرفیت رهبری بود؛ بنابراین رهبری با تئوریزه کردن انقلاب، آن را در مقابل چالش‌های بزرگ جهانی، اعم از منافقین دنیای اسلام و کشور‌های عربی و داعش و چالش‌های داخلی غرب‌گرا‌ها و منافقین حفظ کردند.

پس به نظر شما ابتکار بزرگ رهبری، تئوریزه کردن انقلاب به شکل منسجم در پنج مرحله است؟
ادعای من این است که آقا، انقلاب را به شکلی مفصل و در پنج مرحله تئوریزه کردند. حضرت امام، انقلاب اسلامی را به این شکل تئوریزه نکرده بودند. آقا با یک نگاه، مرحله دوم انقلاب را تئوریزه می‌کنند و می‌گویند: امام انقلاب را تا اینجا آوردند و از این به بعد را ما باید جلو ببریم. ایشان در بیانیه گام دوم می‌فرمایند: «راه طی‌شده فقط قطعه‌ای از مسیر افتخارآمیز به سوی آرمان‌های بلند نظام جمهوری اسلامی است. دنباله این مسیر که به گمان زیاد، به دشواری گذشته‌ها نیست، باید با همّت و هشیاری و سرعت عمل و ابتکار شما جوانان طی شود. مدیران جوان، کارگزاران جوان، اندیشمندان جوان و فعّالان جوان، در همه میدان‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و بین‌المللی و نیز در عرصه‌های دین و اخلاق و معنویت و عدالت، باید شانه‌های خود را به زیر بار مسئولیت ببرند، از تجربه‌ها و عبرت‌های گذشته بهره گیرند، نگاه انقلابی و روحیه انقلابی و عمل جهادی را به کار بندند و ایران عزیز را الگوی کامل نظام پیشرفته اسلامی بسازند.» بر همین اساس ایشان در دیدار دانشجویان هرجا که جوان‌ها اظهار می‌دارند که این اشکال‌ها وجود دارد، می‌فرمایند: این شما هستید که باید مشکلات را حل کنید.

به نظر شما در حال حاضر مهم‌ترین چالش فراروی انقلاب چیست و انقلاب باید از کدام مرحله عبور کند؟
به اعتقاد من انقلاب اسلامی باید از مرحله جنگ رسانه‌ای دشمن عبور کند. اینک مرحله تولید نباء است. ما از جنگ نظامی دشمن عبور کردیم و دشمن می‌داند که نمی‌تواند ما را با حرکت نظامی نابود کند. دشمن دو بار با ما جنگید. یک بار در مقیاس منطقه که همه کشور‌های منطقه را از طریق صدام در جنگ عراق علیه ما تحریک کرد و بار دیگر از طریق داعش، جنگی جهانی را علیه ما به راه انداخت و شکست قاطع خورد. دشمنان ۷ هزار میلیارد خرج کردند، ولی هر روز ضعیف‌تر شدند و ما قوی‌تر شدیم! پس ما از جنگ نظامی عبور کردیم. جنگ دوم، جنگ دیپلماتیک است که از آن نیز عبور کرده‌ایم. دو دهه است که داریم مذاکره می‌کنیم و آن‌ها نتوانسته‌اند ما را در مذاکره شکست بدهند. اگر کسی هوشیار باشد، با نگاهی به صحنه مذاکره درمی‌یابد که ما بزرگ‌ترین قدرت جهانیم! پنج قدرت برنده جنگ جهانی، در یک طرف نشستند و خواستند ما را مهار دیپلماتیک کنند و نتوانستند. من تردید ندارم که ما بزرگ‌ترین قدرتیم! این قدرت بزرگ را که یک رئیس‌جمهور لیبرال نمی‌تواند نابود کند. فقط شاید بتواند پیروزی را به تأخیر بیندازد! ما در حال‌حاضر در حال عبور از مرحله جنگ اقتصادی هستیم و باید ابزار‌های دشمن را کُند و سپس نابود کنیم. ما در مرحله خبرسازی نباء هستیم. به تعبیر ادبیات دینی، مرحله نباء فاسق است. در سوره حجرات، در این باره بحث شده است. به نظر من فضای مجازی، محیط نجوای شیطان است! من کل رسانه‌های غرب را محیط نجوای شیطان می‌دانم. ارتباط لسانی‌ای که مدیریتش در دست آنهاست، حیطه نجوای شیطان است. آن‌ها حتی اگر به شما اجازه گفتگو هم بدهند، مادامی که مدیریت و ولایت این فضا با آنهاست و دست شما نیست، محیط نجوای شیطان است. ما الان در این مرحله گرفتاریم و اگر ملت بزرگوار ما ظرفیت عبور از آن را نداشته باشد، پیروزی‌اش عقب می‌افتد. پیروزی در فضای مجازی، نیازمند بلوغ فکری مردم است. مردم ایران بعد از هشت سال مذاکره، به عمق سخنان رهبری پی بردند که امریکا و اروپا قابل اعتماد نیستند و نباید به نباء فاسق و رسانه‌های جهانی گوش داد. اگر ان‌شاءالله این ظرفیت شکل بگیرد که باید از رسانه‌های جهانی عبور کرد، حرکتمان تسریع خواهد شد.

به نظر شما رمز موفقیت رهبری در چیست؟
من معتقدم خدای متعال، ایشان را برای این مأموریت ساخته است. دوران جوانی ایشان را ببینید که چه امتحان‌های بزرگی را از سر گذراندند. مطالعات ایشان در اسلام‌شناسی، واجد یک نگاه اجتماعی است و ایشان به دنبال تحقق دین در جامعه هستند. حضرت آقا، اسلام را با رویکرد اجتماعی و پژوهشی می‌فهمند و سال‌ها روی سیره اهل‌بیت (ع) کار کرده‌اند. من یک وقتی کتابی از ایشان دیدم با عنوان «بر تبعید» که روایتی است از تبعید ایشان در ایرانشهر و جیرفت. در آن کتاب آمده است که ایشان در تبعید نبودند، بلکه بر تبعید بودند. ایشان یک وقتی به خرمشهر تبعید شده بودند و در آنجا سیل آمده بود. در آنجا امامت امت را به دست گرفتند و با کمک اهالی، توانستند جلوی سیل را بگیرند و کمک‌های مردمی را در میان چادر‌ها تقسیم کنند. ایشان روزی بعد از اتمام کار، نصف شب به خانه می‌آیند و می‌بینند چند بسته غذا در خانه است. از اهالی خانه جویا می‌شوند و آن‌ها می‌گویند: این‌ها مال خودمان است. ایشان می‌گویند: این‌ها مال ما نیستند، ما غذای ساده داریم! بسته‌های غذایی را بر می‌دارند و در میان چادر‌ها تقسیم می‌کنند. پیداست که خدا چنین کسی را رهبر می‌کند؛ بنابراین خدای متعال ایشان را به لحاظ اندیشه‌ای و به لحاظ کارآمدی کامل کرده است.
رهبر معظم انقلاب، جزو روشنفکران قبل از انقلاب به حساب می‌آیند. ایشان به یکی از روشنفکران فرموده بودند: «می‌دانید فرق ما و شما چیست؟ ما با هم وارد دوران روشنفکری شدیم، ولی ما عبور کردیم و شما ماندید!» روشنفکران به همین دلیل است که ایشان را قبول دارند و نمی‌توانند قدرت تفکر ایشان را انکار کنند. به نظرم امام با هوشیاری تمام، ایشان را در سایه حفظ کردند و با امتحان‌های دشواری که در موقعیت‌های مختلف از ایشان گرفتند - از جمله همکاری با آقای میر‌حسین موسوی که حضرت آقا به‌رغم بی‌علاقگی و صرفاً به خاطر دستور امام با او همکاری کردند - به توانایی‌های حضرت آقا پی بردند و ایشان را برای مسئولیت سنگین رهبری شایسته دیدند. تقوای رهبری، تقوای امام جماعت و حتی تقوای قاضی‌القضات نیست، بلکه بسیار بالاتر از این‌ها و تقوای متکی به خداست که موجب می‌گردد رهبری از تهدید‌های دشمن نترسد و تطمیع دشمن منحرفش نکند.

درباره ویژگی‌های معنوی رهبر معظم انقلاب و به‌ویژه توجه‌شان به حضرت، ولی عصر (عج) توضیح بفرمایید.
رهبرمعظم انقلاب، جایگاه خود را به عنوان نیابت عامه درک می‌کنند. نیابت عامه، یعنی منصب منسوب به حضرت که ایشان آن را برای اداره جامعه شیعی ایجاد کردند، کما اینکه منصب فقاهت و مرجعیت منصبی است که به تدریج و با هدایت امام زمان (عج) در جامعه شیعه شکل گرفته است. از سوی دیگر حضرت آقا و امام، مورد عنایت حضرت، ولی عصر (عج) هستند. آیت الله مظاهری می‌فرمودند: «امام در جلسه‌ای خصوصی، به اینجانب فرمودند: من معتقدم که این انقلاب را ‎‏از ابتدا تا کنون، ‏‎ دست قدرت الهی -که فوق تمام دست‌هاست- به اینجا آورده است و همان‏‎ ‎‏یدالله هم این انقلاب عظیم را حفظ می‌فرماید.» حضرت آقا در یکی از خاطراتشان می‌گویند: «در یکی از سال‌ها ‎قبل از سال جدید، با برخی از آقایان خدمت امام بودیم و از ایشان تقاضا کردیم‏‎ ‎‏در یکی از روز‌های عید، دیداری با مردم داشته باشند، اما ایشان نپذیرفتند! دو سه روز بعد از عید، ‎ ‎‏قلب ایشان ناراحتی پیدا کرد که فوراً رسیدگی و خطر برطرف شد. وقتی من خدمتشان‏‎ ‎‏رسیدم، به ایشان گفتم: چقدر خوب شد شما ملاقات با مردم را قبول نکردید، چون با‏‎ ‎‏توجه به بیماری‌تان نمی‌توانستید دیدار را انجام دهید و این موضوع، انعکاس بدی در دنیا پیدا می‌کرد‏. امام فرمودند: آن طوری که من فهمیده‌ام، از اول انقلاب تا حالا مثل اینکه یک‏‎ ‎‏دست غیبی ما را در همه کار‌ها هدایت می‌کند.» روشن است کسی که به خدا توکل کند، خدا از او حمایت می‌کند. من معتقدم که منصب مرجعیت و منصب ولایت، یک منصب حقیقی است و در عالم حافظی دارد.

مسئله تحقق عدالت از جمله موضوعاتی است که همواره رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید داشته‌اند. جنابعالی راه‌های دستیابی به نقطه مطلوب در این زمینه را چه می‌دانید؟
یکی از بشارت‌های مهم همه انبیا (ع)، عصر ظهور عدالت است. شما نمی‌توانید درباره عدالت مسامحه کنید و باید با تمام جدیت، به دنبال تحقق عدالت باشید. ما در عدالت، نیازمند نظریه جامعی هستیم. فضای این عدالت جامع، درگیری تام با مکاتب رقیب است. به همین دلیل تحقق عدالت، نیازمند ساختار‌های قدرت است. بدون حاکمیت و حکومت، نمی‌توان عدالت اجتماعی را محقق کرد. برای تحقق عدالت، نیروی انسانی کارآمد لازم است. اینکه آقا می‌فرمایند: بعد از برقراری نظام اسلامی، باید دولت اسلامی تشکیل شود، یعنی حکمرانان باید در حکمرانی‌شان، عادل باشند و عدالت ابتدا، باید در خود آنان ظهور و بروز پیدا کرده باشد. در مقیاس حکمرانی، تئوری عدالت و ساختار‌های مناسب و در اجرا، نیروی انسانی عادل لازم است. تحقق عدالت اسلامی، نیازمند زیرساخت‌های مناسب است. یکی از این زیرساخت‌ها، خود انقلاب اسلامی و دیگری، نظام اسلامی و دستگاه ولایت‌فقیه است. ابتدا باید انقلاب کنید و نظام بسازید و بعد آرام آرام، به سمت حکمرانی اسلامی بروید؛ بنابراین راه‌حل اساسی، تئوریزه کردن عدالت در مقیاس حکومت و حکمرانی اسلامی و سپس تربیت نیرویی است که هم عدالت را باور داشته باشد و هم خود متصف به عدالت اسلامی باشد. با این روش، ساختار‌ها اصلاح و عدالت محقق می‌شود.

تحلیل شما از این جمله رهبر معظم انقلاب که می‌فرمایند: «من آینده را در همه زمینه‌ها روشن می‌بینم» چیست؟
عرض کردم که امام معتقد بودند: مأموریتی به این ملت سپرده شده و امتی که ۱۴۰۰ سال با بنی‌امیه و بنی‌عباس درگیری داشته، اینک دارای ظرفیتی شده‌اند. این مردم به مرحله‌ای رسیده‌اند که از منظر حضرت آقا این ظرفیت را دارند که ان‌شاء‌الله «ممهدون للمهدی» باشند. ایشان معتقدند ملتی که چنین ظرفیتی دارد، با این فراز و فرود‌ها شکست نمی‌خورد.

به نظر شما دلیل مقاومت ملت ایران در مقابل فشار‌های دشمن چیست؟
پیروی از مکتب اهل‌بیت (ع). هر بار که شیطان یک قدم آن‌ها را عقب می‌راند، امام حسین (ع) دستشان را می‌گیرد و آن‌ها را به سوی دین باز می‌گرداند. امام رضا (ع) فرمودند: «اى پسر شبیب! اگر برای حسین (ع) گریه کنى، به محض اینکه اشکت بر گونه‏‌هایت روان شود، خدا هر گناهى را که کرده‌اى، از خرد و درشت و کم و بیش می‌آمرزد.» دهه محرم که می‌آید، واقعاً همه جوان‌ها پالایش می‌شوند، دل‌هایشان به سمت امام حسین (ع) برمی‌گردد و قلوبشان تطهیر می‌شود. ماه‌های محرم و رمضان، ماه‌های سازندگی و تقویت ملت هستند. به همین دلیل است که دشمن دائماً تلاش می‌کند، تجمعات عاشورایی و معنوی و زیارت کربلا را تعطیل کند. به اسم احیای صنعت توریسم، راه سفر به کشور‌های دیگر را باز می‌گذارند، اما راه کربلا را می‌بندند! در دولت کنونی سفر به ترکیه، به شکل مفصلی ادامه داشت، ولی رفت و آمد به کربلا تعطیل شد! مسئول چنین رفتارهایی، خود رئیس‌جمهور است. دشمن می‌داند که اربعین باید تعطیل بشود و صنعت توریسم و گردش در اروپا باید گسترش پیدا کند تا بتواند در اجرای برنامه سکولاریزاسیون در ایران موفق شود و جمهوری اسلامی با غرب ببندد و کشور به سمت توسعه مدل غربی برود. متأسفانه تفکر غرب‌باوری در این مسئولان ریشه عمیقی دارد. ما نمی‌گوییم راه ترکیه بسته بشود، ولی مردم با ضوابطی که همه کشور‌ها دارند، بروند. اما اینکه شما راه کربلا را ببندید و توریسم را به این شکل گسترش بدهید، شیطنت است! به هرحال ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که برخی به سمت زیارت امام حسین (ع) می‌روند و تربیت یافته و تبلور انسان عصر ظهور و آماده شهادتند و برخی شیفته غرب و تبلور انسان دنیای مدرن هستند. این کشمکش ایمان و کفر همواره ادامه خواهد داشت.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
محمدرضا مهرابی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۲۰ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۶
0
0
سلام بسیار عالی بود.التماس دعا.ازاین منبع علمی استفاده کنید
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
عناوین پیشنهادی
آخرین اخبار